جمعه ۱۸ اسفند / ۱:۰۳ صبح

ف ا ک ر ۶۵

حرف نداشت عالي بود؛ فکر نميکردم اينقدر زيبا شعر بگي!


fakr65@yahoo.com |


شنبه ۳ اردیبهشت / ۱:۱۸ بعدازظهر

سارا.س

...گرچه از آن روزهای عاشقی،بیشماران روز بی حاصل گذشت!
دل ولی عاشق تر است از قبل خویش،کس چه می داند که چه بر دل گذشت........گفت : نامحرم تو خود هستی ... و رفت!
گفت : عاشق نیستی، پستی ... و رفت!عاشقان از نیستی هستی شدند!وای بر تو تا کنون هستی ... و رفت.....بسـيار زيبا و دلنشين سروديد.موفق باشيد.


sara_harf_b_goftan@yahoo.com |


جمعه ۲ اردیبهشت / ۹:۴۷ بعدازظهر

كامليا

خيلي زيبا بود.
اميدوارم هميشه قلمتون پايدار باشه.


kamelia_1984@yahoo.com | http:// varnos.sharghian.com


چهارشنبه ۳۱ فروردین / ۸:۱۸ بعدازظهر

عبدالله

بی نهایت ممنون از نظر دوستان مخصوصا آقای میرغلامی . لازمه که جواب ایراداتی که به شعر گرفتین رو بنویسم . نکته ی اول کاملا حق با شماست . آوارگی و زندگی قافیه های مناسبی نیستن . تکرار نمیشه !!
نکته دوم هم ، بی شک مصرع پیشنهادی شما دارای وزن مناسبه و یا مصرع دیگری مثل " کس چه می داند چه ها بر دل گذشت " اما همین سکته و مکث باعث میشه تاکید بیشتری روی کلمه ی " چه " بشه ( که در مصرع شما و مصرعی که در بالا خودم گفتم این تاکید وجود نداره) که مورد نظر من بود .
و اما نکته ی سوم که بیشتر حالت معنایی داره ، با اینکه کمتر از ابیات اولی وسواس به خرج دادم اما قطعه ی آخری به طور غیر منتظرانه ای دقیقا همون شد که میخواستم . یعنی بیان اینکه عاشق نبودن یعنی پستی و شخصا تمام کلمات آورده شده رو دوست دارم ( اما انگار به مذاق شما خوش نیومده ) و فکر نمی کنم از قداست شعر و یا معشوق مورد نظر من کم کرده باشه ..
در ضمن اصلا و ابدا قصد نداشتم شعر طولانی بشه . همون مفاهیمی آورده شد که از اول تو ذهنم بود.
باز هم تشکر می کنم ازتون آقای میرغلامی که با دقت نظر شعر رو خوندین . لطف و بزرگواریتون رو می رسونه.


francis_1209@yahoo.com | http://www.francis.sharghian.com


دوشنبه ۲۹ فروردین / ۲:۴۷ بعدازظهر

طناز امين

بعد از مدتها!! واقعا مثل هميشه آروم و دلنشين
موفق باشين


tannazzzzzz@yahoo.com | http://www.boghzemobham.blogspot.com


یکشنبه ۲۸ فروردین / ۹:۱۹ صبح

سارا

سلام دوست من.. دلنشين بود..فوق العاده


sarajoon55@yahoo.com | http://www.sara8.com


شنبه ۲۷ فروردین / ۱۱:۴۱ بعدازظهر

محمدرضا ميرغلامي

سلام دوست عزيز
شعر بسيار خوب و زيبايي بود - دمت گرم و سرت خوش باد -
به جز يکي دو مورد جزئي هيچ نقصي ندارد .
يکي در آنجا که گفته اي :
ناگهان بیگانه ای آمد چو باد
روی سوی شعله های زندگی
گرد غم پاشید بر اندیشه ام
خانه ای نگذاشت جز آوارگی
به نظرم ؛زندگي؛ و ؛آوارگي؛ ترکيب مناسبي از نظر وزن و قافيه ندارند !!
ديگري در آنجا که آورده اي :
گرچه از آن روزهای عاشقی
بیشماران روز بی حاصل گذشت
دل ولی عاشق تر است از قبل خویش
کس چه می داند که چه بر دل گذشت .
در ؛ کس چه مي داند که چه بر دل گذشت ؛ يک سکته وجود دارد که شايد بهتر بود مي گفتي ؛ کس چه مي داند چه بر اين دل گذشت ؛ و يا مصرع مناسبتر ديگري .
نکته سوم در انتهاي شعر است :
گفت : نامحرم تو خود هستی ... و رفت
گفت : عاشق نیستی، پستی ... و رفت
عاشقان از نیستی هستی شدند
وای بر تو تا کنون هستی ... و رفت
من اگر بودم نمي گفتم ؛ گفت : عاشق نیستی، پستی ... و رفت ؛ چون کلمه پستي در اينجا از روحانيت و قداست شعر و نيز طرف مقابل شما يا معشوق شما کاسته است .
همچنين در اينجا قافيه و رديف و نيز به طور کلي طرز نگارش کمي عجيب و غير معمول شده است .
به نظر من شما در انتهاي شعر بايد وسواس بيشتري به خرج مي دادي تا با آوردن بيت نهايي خواننده را وادار مي کردي يکبار ديگر شعر را از اول بخواند .
شايد و البته شايد يک دليل اين نا هماهنگي در قطعه پاياني شعر شما اين باشد که تلاش کرده اي که شعرت طولاني باشد . فکر نميکني با حذف تعدادي از بيتها شعري ماندني تر و بسيار دلنشين تر به خواننده هايت ارائه مي کردي ؟
به هر حال من از شعرت لذت بردم و دوستش دارم و مشخص است که شما از استعداد بالايي برخوردار هستيد .
اميدوارم باز هم شعر هاي شما را در اين سايت بخوانم .
ارادتمند شما : محمدرضا ميرغلامي


mirgholami@saipacorp.com | http://www.daricheha.blogspot.com


 




پست الکترونيک :


آدرس وبلاگ يا وب سايت :


مرا به خاطر بسپار




قبل از ارسال نظر اين کد را در جعبه مقابل تايپ کنيد