
|
|
مطلب قبلي
::
::
مطلب بعدي
June 23, 2004 چهارشنبه ۳ تیر ۸۳
روزهاي رفتن
آمدن، ديدن، عادت كردن، آموختن زندگي، دوست داشتن، دل بستن ...و ... رفتن...و... بغض... و...اشك....و...گريه.
اين حاصل دو سال زندگي دانشجويي من در آبادان بود. دو سال زندگي در اينجا خلاصه ميشه تو يه دانشكده ي 500 نفري و شهر نه چندان پر جنب و جوش آبادان.
چه چيزايي طي اين دو سال ياد گرفتم . شروع جووني و غربت ! جالبه ! غربتي كه براي تعليم زندگي خيلي توانا بود.
فكر كه مي كنم ميبينم به چه چيزايي دل بستم و خودم نميدونم . به اين بچه ها كه اينقدر ديدمشون كه حتي از روي سايشون ميشناسمشون. به در و ديوار اين دانشكده ي كوچيك كه عين خونمون شده برام. به اين همه درخت نخل كه سايشون تنها پناه آفتاب داغ آسمون محوطه دانشكدست.به اين نيمكتاي كهنه كه محل درددل دوستاي صميميه و به اين همه دوست كه چه زود اما واقعي با هم دوست شديم انگار 20 ساله همديگرو ميشناسيم. به اين سايت كه جايي بود كه بچه ها ميتونستن با دنياي خارج از آبادان ارتباط داشته باشن و ساعتي رو از زندگي تكراري آبادان خلاص بشن. و به اين كيبورداي بدون ليبل فارسي كه هميشه منو تو نوشتن مطلب براي شرقيان دچار مشكل ميكردند...
آره من به همه ي اينا عادت كردم و حالا دارم ازشون جدا ميشم. نميدوم چرا ولي احساس غمناكي دارم. به قول يكي از رفقا : آدم حتي اگه بخواد از جهنم هم بره دلش ميگيره .
احتمالا بعدنا دوباره به آبادان برگردم ولي هيچ چي نميتونه جاي ابن دو سال اول دانشجويي رو بگيره.
اين آخرين باريه كه تو سايت دانشكده مطلب پست ميكنم. سايتي كه كلي خاطره ازش دارم. چه ساعتهاي زيادي كه پشت اين كامپيوترا مينشستم و براي شرقيان مطلي تايپ ميكردم....
همه ي اينا به خاطره ميپيوندن اما آدم هيچوقت شروع جووني و آغاز آشنا شدنش با زندگي رو از ياد نميبره.
ما همه فردا ميريم به طرف خونه هامون و دانشكده رو براي آدماي جديد خالي ميكنيم تا دو سال بعدي تحصيل رو تو اهواز ادامه بديم.
ميدونم، زندگي اينقدر بزرگه كه شايد چند سال ديگه اين دانشكده ار يادم بره. ولي اينارو واسه همين نوشتم كه بعدنا به ياد بيارم كه روزي بود كه به خاطر همين دانشكده ي كوچيك گريه كردم .
عبدالله قبادی ●
09:20 AM GMT
● نظرات شما: 5
.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان
gholame hemate anam ke zire charkhe kabood
ze har che range ta'alogh pazirad azadast
birang :: February 4, 2005 02:59 AM
درسته دو ساله اول دانشجويي سختيهايي وجود داره ولي مي توان بهترين تجربه هارو کسب کرد مهمترين آن اينکه از انسان يه فرد مستقلي مي سازه که اين به نظر من بهترين هديه است که مي توان در دوران دانشجويي بگيريم پس هميشه به نقطه هاي مثبت آن نگاه کن نه به جدايي از دوستان دانشکده
سميرا مقدم :: July 4, 2004 06:59 AM
khejalat bekesh pesar gerye nadare ke
taze khoshal bash ke karamozi abadan nayoftadi
هادي :: June 30, 2004 08:13 PM
ادما به همه چيز عادت مي کنن
همه ميگن عادت کردن اصل زندگيه
اما من ميگم ...چيز خوبي نيست
به هر حال اميدوارم هر کجا که هستيد موفق و خوشبخت باشيد.
کامليا :: June 29, 2004 04:18 PM
مي دوني داداشي هميشه وقتي آدم افسوس مي خوره که ديگه خيلي ديره آره داداشي کاش همه مي تونستن دلتنگي هم و درک کنن.
ao :: June 23, 2004 01:39 PM
| |