فرانسيس


گاهنامه تحليلي الکترونيک به زبان پارسي
 

متني پيرامون فرانسيس
در اينجا قرار مي گيرد.

به حمايت


درباره من
تماس با من

:: ده مطلب آخر ::

اوجفضانوردنغمه ی امیدبرای آیندهمویزبازیعدالتتجدیدسکوتی ممتد و بی انتهاگل کلم

:: بايگاني ::

بايگاني ماهانه

:: آمار ::

 

مطلب قبلي :: :: مطلب بعدي

July 03, 2005
یکشنبه ۱۲ تیر ۸۴

و باز هم رفتن

بازم دارم میرم خونه
هر سال سعی می کنم که جزء اولین کسانی باشم که از دانشکده میرم
و هر سال برنامه ها جوری میشه که جزء آخرین نفرات میشم
و باز امسال این منم که باید برای دیگران دست تکون بدم
ببینم دارن بار و بندیلشونو جمع می کنن، آژانس صدا میزنن و میرن
دلم باید خیلی می گرفت
اما امسال به طرز وحشتناکی به بی احساسی رسیدم
دیگه از چمدون بدم نمیاد
از اینکه روبوسی کنم و روبوسی دیگران رو ببینم بغض نمی کنم
با شنیدن صدای خداحافظی خودمو مشغول کار دیگه نمی کنم
نمیدونم دلیلش چیه
شاید از این باشه که دل بیچاره ی من، عادت کرده به این نوع زندگی
اما تا کی میتونه ادامه بده ؟؟؟
من که میدونم آرزوی دل من این نیست !




عبدالله قبادی 05:54 PM GMT