فرانسيس


گاهنامه تحليلي الکترونيک به زبان پارسي
 

متني پيرامون فرانسيس
در اينجا قرار مي گيرد.

به حمايت


درباره من
تماس با من

:: ده مطلب آخر ::

اوجفضانوردنغمه ی امیدبرای آیندهمویزبازیعدالتتجدیدسکوتی ممتد و بی انتهاگل کلم

:: بايگاني ::

بايگاني ماهانه

:: آمار ::

 

مطلب قبلي :: :: مطلب بعدي

August 24, 2005
چهارشنبه ۲ شهریور ۸۴

ي أ س

اون گوشه
تک و تنها
ساکت و مظلوم وار
نشسته و انگار نه انگار اون مهمونه و من میزبان
چند وقته اونجا نشسته ؟ کسی چه میدونه
دیگه داره جزیی از در و دیوار خونه میشه
دیگه داره اصلا خود من میشه
هیچ وقت پیش نیومده که چشماشو ببنده
فقط گاه گداری نیمه بسته میشه
همه اومدن ... و رفتن . ولی اون هنوز اونجاست
همه اومدن و رقصیدن . ولی اون هنوز اونجاست
همه اومدن و اشک ریختن . ولی اون هنوز اونجاست
فکر نکنم دیگه کسی بیاد . اما اون هنوز اونجاست
همیشه طوری رفتار می کنه که انگار تازه اومده
نمیخواد بهش عادت کنم
زندانبان من شده
سعی و تلاش برای آزادی اصلا فایده ای نداره
اونه که همه چی رو تعیین می کنه
با انعطاف وجود سیالش تکلیف من و بقیه رو مشخص می کنه
باید فکر کنم ببینم کِی اومده داخل
اما چه سود ! اون که بیرون رفتنی نیست
به زور میخواد همیشه کنار من بمونه
کنارم بمونه تا زجرم بده
باهوش تر از منه
همیشه دست رو نقطه هایی میزاره که من فکرشو نمی کنم
نمیدونم واسه این که به آزاراش عادت نکنم چه ترفندی داره ؟
اون خیلی باهوش تر از منه
و چیزایی میدونه که به فکر من نمیرسه
تا حالا که موفق بوده
اون هدف داره ... یا هر چیز دیگه ای
اینکه من رنگ لذت رو به چشم نبینم.
هیچ راهی نبود
هیچ راهی
هیچ
میخواد منو جزئی از درد کنه
درد رو با تمام وجودم دارم حس می کنم




عبدالله قبادی 01:57 AM GMT