
|
|
مطلب قبلي
::
::
مطلب بعدي
December 30, 2005 جمعه ۹ دی ۸۴
واقعیت
« تنها در بوته ی زندگی واقعی ست که می توان چون گل شکفت و از هجوم ويرانگر بادهای مهاجم و ترکتازی بيرحمانه فصول درامان ماند.»
اخیراً فهمیدم باید بیشتر به دنیای واقعی اهمیت بدم، از اینترنت و وبلاگ و چت و ... خسته شدم. به واقعیت ظلم کردم و و بیش از حد مجازها رو به حقیقت نزدیک دونستم.
شاید اتفاقی باشه، که من این موضوع رو فهمیدم و دقیقا توی همین روزا با این جمله ی اول مطلب مواجه شدم. اتفاقیه، چون اصولا اتفاقا، از پیش برنامه ریزش شده نیستن،
و نیز باید بگم این خسته شدن من از دنیای مجازی به این معنی نیست که به یکباره از همشون دست بکشم. از تجربیات گذشته متوجه شدم که ترک عادت به یکباره یا نشدنیه و یا در صورت امکان، ضررهای زیادی رو به دنبال داره؛ از طرف دیگه همین دنیای مجازی مزایایی داره که نمیشه در نظرشون نگرفت. پس «اشتباه» ها رو به صفر میل میدم و تلاش می کنم دنیای مجازی من تماما «درست» باشه.
از مدتی پیش چت روم نمیرم و فقط با دوستان مسنجر، اگه تمایل داشته باشن، حرف میزنم... اما اعتراف می کنم وبلاگ خوندن رو، به روش سودمندش، تازه بعد از دو سال و اندی یاد گرفتم و قصد هم ندارم نه خوندن و نه نوشتن وبلاگ رو کنار بزارم. اما شاید وبلاگ و چت برای من اونی نباشن که خیلی ها فکر می کنن.
نمیدونم ، آیا واقعا شأن ما انشان ها همین قدره؟ که بشینیم پشت کامپیوتر و از طریق نوشته های دیجیتالی با هم ارتباط داشته باشیم؟ ایا نمیشه ارتباطمون رو خیلی عمیق تر و پربازده تر کنیم؟ ... باید سعی کرد این همه وقت و فکر و انرژی و احساس رو از مسیری دیگه برای ارتباط با آدم ها به کار برد. انسان، تنها هم نوع ما؛ نباید این همه از هم دور باشیم، نباید اینقدر از نداشته هامون بترسیم و به داشته هامون اعتماد نکنیم. باید به استقبال تجربه ها بریم، تجربه هایی که هر کدوم شاید دوای دردای زیادی از ما باشن. چرا خودمون رو اسیر اعتقاداتی بی پایه و اساس کنیم؟ چرا به زندان های بی زندانبان تن بدیم؟
واقعیت، هر قدر هم از حقیقت دور باشه، منافعی داره که صرف نظر کردن از اونا، عاقلانه نیست.
عبدالله قبادی ●
06:47 PM GMT
| |