فرانسيس


گاهنامه تحليلي الکترونيک به زبان پارسي
 

متني پيرامون فرانسيس
در اينجا قرار مي گيرد.

به حمايت


درباره من
تماس با من

:: ده مطلب آخر ::

اوجفضانوردنغمه ی امیدبرای آیندهمویزبازیعدالتتجدیدسکوتی ممتد و بی انتهاگل کلم

:: بايگاني ::

بايگاني ماهانه

:: آمار ::

 

مطلب قبلي :: :: مطلب بعدي

July 12, 2006
چهارشنبه ۲۱ تیر ۸۵

نغمه ی امید

از دل امواج پر آشوب ذهن
نغمه ای آزاد می آید به گوش
گاه در اوج است و گاهی اوج تر
روزها در شور و شب ها در خروش

دستی از آن سوی جولانگاه جان
نغمه را بر جان من حک کرده است
بر تمام راه ها جز راه عشق
عقل دوراندیش بس شک کرده است

.
.
.
قرار بود شعری طولانی بشه، سراسر امید، امید به حرکت و تکاپو و جنبش و تغییر. گویای حال من. شش ماهی گذشت و شعر من بزرگ نشد، رشد نکرد. سر جاش موند و تکون نخورد. کلمه هاش رنگ باختن و حال و هواش عوض شد. بیشتر از این نمی تونم تو ذهنم نگهش دارم؛ اونم اسیره، اما باید آزاد می شد؛ و شد.




عبدالله قبادی 12:01 PM GMT