
|
|
مطلب قبلي
::
::
مطلب بعدي
July 17, 2006 دوشنبه ۲۶ تیر ۸۵
فضانورد
یه فضانورد، یه انسان فضانورد، همراه یه تیم، میرن ماهواره ای رو که دچار مشکل شده تعمیر کنن. سفینه میره به اونجایی که باید میرفت، کنار ماهواره. همون فضانورده با لباس های مخصوص، که گرما و اکسیژن لازم رو فراهم می کنن، میره بیرون که نقایص رو ببینه چیه و برطرفشون کنه. ... یهو سفینه خودش به مشکل بر میخوره، برطرف شدنی نیست و لحظه به لحظه هم سخت تر میشه. کاری از دست سرنشینان بر نمیاد. در شرف متلاشی شدنه و کسی نمی تونه براشون کاری کنه. امیدی به زنده موندن نیست. و بعد از دقایقی منفجر میشه. سفینه تکه تکه میشه و اثری از آدمای توش به جا نمی مونه.
فضای بی نهایت، معلق و فارغ از نیروهای تجربه شده ی روزمره، نور و تاریکی آمیخته در هم، فاصله هایی معنادار و بی معنا، آینده ای مبهم و آمدنی.
... و فضانورد، یه انسان تنهاست. ...
عبدالله قبادی ●
01:43 AM GMT
| |