خاطرات آبی
همیشه بر روی خاطرات آبی
همه جا آشنای خطه راد
فصلی كه از تو نوشت
هدیه سبز بهاران بود
و طلسمی برای قلب یك پرنده
تا نگاه گرم شكفتن
تا سحر اوج رهایی
تا من ققنوس از تل خاكستر فردا
دوباره به پا خیزم
بر ستیغ كوهی دیگر
درمی نوردم
قرنی كه عصیان
از خون به دستها
روغن تدهین زده است
در شاهراه باور انسانی
در راستای لمس حقیقتها من می نگرم
بر ستیغ كوهی دیگر
و می افرازم
بیرقی را كه زمان
توان افراشتن آن را نداشت
فصل عشق
دوباره كوه نگاهی به عرش خواهد كرد
دوباره سایه هم آغوش نور خواهد شد
و زمین، تشنه گاه معنی عشق
و درختان، حضور وحدت سبز
دوباره چلچله از فصل عشق خواهد گفت
دوباره واژه غزلخوان بوسه خواهد بود
و شعر، زمزمه راهوار انسانی
و دست خاطر ما حلقه های بیداری
دوباره پنجه خورشید جلوه خواهد كرد
دوباره آینه ها غرق نور خواهد شد
و زندگی، طپش آشنای قلب یقین
و رنگ باور فردا طلوع آزادی
ترانه جوانبخت :: tjavanbakht@yahoo.ca