شماره هفتم :: چهارشنبه ۱۳ آبان ماه ۱۳۸۳

چشمان آرزومند
ريشه يابي پديده غرب پرستي در نگرش ايرانيان



روشنفکر کسی بود که زبان مادری خود را از یاد می برد. روشنفکر کسی بود که به غذا و لباس و تفریح فرنگی خو می گرفت و از تمام مظاهر ملی و حتی مذهبی اش دوری می جست. این موج ویرانگر روشنفکر مآبی حتی امروزه نیز ما را رها نکرده است
نمی دونی عجب مترویی داره این ژاپن ،هشت طبقه زیر زمین و هفت طبقه روی آسمون ،با مترو از این سر توکیو تا اون سرش خیلی اگر بشه می شه ۲ دقیقه

باورت نمیشه!!!! بهشت رو دیدی نیوزیلند رو دیدی ،توی اونجا تنها کارت اینه که بخوری و بعد اگر خسته شدی بخوابی ،حقوق بیکاری هم انقدر خوبه که اصلا نیازی به کار کردن نیست

کامبیز می گفت اگه توی تورنتو تصادف کنی بیمه تمام غرامت رو می ده که هیچی ،تا مدتی که ماشینت تحت تعمیره یک لیموزین ۶ در هم میزاره زیر پات

این جملات را شاید یکایک ما بارها از زبان عامه مردم در تاکسی و مترو و اتوبوس شنیده باشیم. از جمع دوستان و رفقای تحصیل کرده گرفته تا عوام، بارها و بارها به سخنانی از این دست که رویاگونه و آرزومندانه از آن سوی مرزها برایمان می گویند، برخورده ایم.

سخنانی که شاید اگر در ذهن هر صاحب عقلی حلاجی شوند مضحک و بی مایه به نظر می رسند اما با اغراق های کمتر و بیشتر و با چهره های جدی و واقع بین بیانشان می کنیم و از زبان دیگران نیز می شنویم.
چونان که گویی چنین واقعیتی را سال ها با پوست و گوشت و استخوان خود لمس کرده ایم.

ریشه کار در کجاست ؟

به راستی ریشه چنین نگرش های سطحی در کجاست ؟ و به راستی چرا ایرانیان جز در معدود موارد نگاهی آرزومند و حسرن بار به جهان پیرامون خود دارند. تا به آنجا که ندانسته و ندیده زبان به اغراق و تعاریف نادرست می گشایند ؟

انقلاب صنعتی و عقب نگه داشتگی ایرانیان

هم زمان با وقوع انتقلاب صنعتی در اروپا جهان غرب در عرصه علوم و فرهنگ و فناوری به پیشرفتهای پر فروغی دست یافت. سیاست استعمار گونه غربیان پیرامون ممالکی چون ایران ،اما سبب شد کشور ما درست در همین برحه دچار یک عقب ماندگی و یا در عبارت صحیح تر عقب نگه داشتگی عمده شود.

نقش حکومت در سال های هجوم

هم زمانی این وقایع با حکومت بی تدبیرترین شاهان و مملکت داران تاریخ این مرز و بوم نیز مزید بر علت گردید تا کشور ما از یک جهش بلند جهانی باز بماند که ثمره حداقل فرهنگی آن شاید تا قرن ها باقی باشد.

نخستین پایه های غرب پرستی در ایران را شاهان دوره ی قاجاریه متداول نمودند. این امر از زمان پادشاهی فتحعلی شاه قاجار کمابیش آغاز شد ،در زمان ناصر الدین شاه به اوج خود رسید و تا سال های سال در هسته مرکزی حکومت ادامه یافت. به عبارتی شاه به عنوان کسی که می بایست مظهر میهن پرستی و اقتدار ملت می بود و به عنوان الگوی فرهنگی عامه مردم ، دچار یک خود باختگی عمیق ملی و مذهبی گردید. بی تدبیری و عیاشی شاهان و صاحب منصبان حکومتی علاوه بر سیاست های استعماری دول قدرتمند موجب شد که در هیچ یک از عرصه های صنعتی و علمی ،حتی به درصدی از خودباوری و استقلال نیز دست نیازیم.

شاه ایران جهت تفریح به اروپا سفر می کرد. به همراه خود تقلید لباس و بیان می آورد. ورزش غربی می کرد. زن فرنگی می گرفت و خود را با این همه مظاهر تازه و نو در دید تقلیدگر عمومی قرار می داد.

روشنفر مآبی

عامل مهم دیگر ایجاد موج روشنفکر مآبی در میان قشر تحصیل کرده و به اصطلاح با سواد جامعه ایران بود. کار به جایی رسید که روشنفکری جای خود را به غرب زدگی و بی هویتی مطلق سپرد. روشنفکر کسی بود که زبان مادری خود را از یاد می برد. روشنفکر کسی بود که به غذا و لباس و تفریح فرنگی خو می گرفت و از تمام مظاهر ملی و حتی مذهبی اش دوری می جست. این موج ویرانگر روشنفکر مآبی حتی امروزه نیز ما را رها نکرده است.

روزگار ما

در زمانه ی ما تلاش های کمابیش و نسبتا قابل قبولی در خصوص احیای فرهنگ ملی از جانب دلسوختگان و شیفتگان ایران زمین صورت پذیرفته است. مثلا در خصوص زبان پارسی رونق بازار طبع و نشر داخلی در عرصه های شعر و ادب و همین طور ادبیات پلی تکنیک و ترجمه باعث رفع بسیاری نقصان ها و کمبود ها گشته است.

با این همه عارضه مخوف غرب پرستی در میان آحاد جامعه ما وجودی قدرتمند دارد. در روزگار ما فشارهای اجتماعی و اقتصادی و همین طور سیاست زدگی عمومی شاید مهمترین عوامل تحریک این سنت غلط دیرینه اند.

روشنفکرمآبی هنوز زنده و تاثیر گذار است و رسانه های نوینی چون ماهواره و اینترنت سبب شده اند تا ایرانیان تحت الشعاع یک نگاه رسانه ای، اغراق گونه و دور از واقعیت در مورد جهان غرب قرار گیرند. به گونه ای که گاهی واژگانی چون فقر، نارضایتی عمومی و بیکاری در جوامع غربی بی معنی و مضحک جلوه داده می شود اما با کمی تامل خواهیم دانست که این گونه نبوده و نیست.

گرایش به مصرف محصولات وارداتی، نخبه گریزی، عدم حمایت از تولید داخلی و مقابله نادرست حکومتی با موج قدرتمند اطلاعات نیز در این زمانه هیزم به آتش غرب پرستی و میهن گریزی ریخته اند.

ملت ما از محصولات ساخت داخل ولو با کیفیت بالا استقبال نمی کنند. نخبه گان ما که شاید نیروی اصلی کشور برای خودکفایی و استقلال باشند از ایران به سادگی بیرون کشیده می شوند. تمام انرژی حکومت صرف مقابله های نادرست و غیر اصولی با مسائلی می شود که اصولا مشکل نیستند بلکه موهبتند اما به تمام دلایلی که گفته شد ایرانیان هنوز و با پشتوانه سه هزار سال تمدن بی رقیب، ندانسته اند چگونه از داشته های خود بهره گیرند و به جای بزرگ انگاری کمبود ها ، به سوی نداشته ها گام بردارند


حسین منصور :: mansour@sharghian.com

  نظرات وارده :3



Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.