شماره هشتم :: چهارشنبه ۲۷ آبان ماه ۱۳۸۳

آسیب شناسی نخبه گریزی
بررسي آماري دلايل نخبه گريزي در ايران امروز



یک محقق و یک پژوهشگر در ایران هرگز به رسمیت شناخته نمی شود. چرا که مزایا و درآمد یک محقق در آزمایشگاه آنقدر کم و ناچیز است که هیچ کس رقبت چنین کاری را نیز در خود نمی بیند. در دنیای خارج بیش از 5/3 درصد تولید ناخالص ملی صرف تحقیقات می شود و این فرصت مناسبی است که هم از نظر علایق و هم از نظر ذهنی فرد به کار بپردازد و هم به نیازهای معیشتی خود پاسخ دهد. ولی در کشور ما اعتبارات پژوهشی ۳ دهم درصد از تولید ناخالص ملی است. در چنین فضایی طبیعی است که فرصت و منزلت شغلی نخبگان ، دانشجویان پژوهشگران و اصحاب علم آسیب پذیر باشد.
در این چند سال اخیر با فضایی که در کشور ایجاد شده و مسائلی که در این مدت رخ داده خیلی از بسترها را برای گسترش علم و فراهم کردن زمینه مناسب برای جوانان اهل علم فراهم کرده که با تمام مشکلات و سدهایی که برای رسیدن به خواسته هایشان هست تمام آنان را با جان و دل بپذیرند و هنوز هم در این کشور مشغول به خدمت باشند. اما با تمام این صحبتها درصد بزرگی از جوانان و نخبگان علمی هنوز مایلند به کشورهای پیشرفته مهاجرت کنند .

در این میان عوامل و مسائل زیادی چه از نظر سیاسی ؛ اقتصادی ؛ اجتماعی و .... وجود دارند که باعث دلسرد شدن و مهاجرت نخبگان شده است .

یکی از مهمترین و تاریخی ترین حوادثی که باعث نا امیدی و عدم رضایت جوانان تحصیل کرده از اقامت و تحصیل در ایران است؛ عواملی است که امنیت را برای جامعه نخبه و فرهیخته کشور صلب کرده و آزادی تفکر و بیان را از آنان می گیرد.
امنیت شغلی، امنیت جانی و تامین اجتماعی شاید بنیادهای اولیه رضایت برای نخبگان و دانشمندان باشد که متاسفانه در ایران همیشه مورد تعرض است.

دومین عاملی که باعث فرار مغزها می شود بحث علمی و آموزش است و کیفیت نسبتا نازل امکانات نرم افزاری و سخت افزاری در اکثر مراکز آموزش عالی کشور که هم دانشجویان و هم اساتید را آزار می دهد. سومین دلیل، مشکلات اقتصادی هستند. یک محقق و یک پژوهشگر در ایران هرگز به رسمیت شناخته نمی شود. چرا که مزایا و درآمد یک محقق در آزمایشگاه آنقدر کم و ناچیز است که هیچ کس رقبت چنین کاری را نیز در خود نمی بیند. در دنیای خارج بیش از 5/3 درصد تولید ناخالص ملی صرف تحقیقات می شود و این فرصت مناسبی است که هم از نظر علایق و هم از نظر ذهنی فرد به کار بپردازد و هم به نیازهای معیشتی خود پاسخ دهد. ولی در کشور ما اعتبارات پژوهشی ۳ دهم درصد از تولید ناخالص ملی است. در چنین فضایی طبیعی است که فرصت و منزلت شغلی نخبگان ، دانشجویان پژوهشگران و اصحاب علم آسیب پذیر باشد.

علاوه بر این فرهنگ علمی ما بسیار نامطلوب است. سیطره رابطه در مدارس، تقلیدگرایی، علم ناباوری، نوگریزی، پنهانکاری، پوشیده گویی، عدم شایسته سالاری، عدم تمایز نهادهای اجتماعی با علم و مسائلی از این دست منجر به این می شود که اگر یک متخصص دارای دستمزد قابل قبولی هم باشد، در فضای عاطفی، روانی در روابط کار موجود در سازمان های علمی، پژوهشی و اجرایی تاب ماندگاری نیاورد.

و در بحث مسائل اجتماعی و به خصوص در حوزه اقتصادی با توجه به مسائل و مشکلات موجود در این زمینه ما شاهد بحران جدی بیکاری در بین متخصصان هستیم .


نگاه آماری

کانادا در سال ۱۹۹۹ ظرفیت پذیرش مهاجر در کشور خود را ۱۸۰ هزار نفر اعلام کرد . این در حالی بود که از ایران ۲۲۰ هزار نفر برای مهاجرت به آنجا متقاضی شده بودند.

یا طبق آمار های منتشر شده از سازمانها و نهادهای دولتی مثلا هفته نامه سازمان مدیریت و برنامه ریزی ۹۰ نفر از ۱۲۵ دانش آموزی که در سه سال گذشته در المپیاد های جهانی رتبه کسب کرده اند ، هم اکنون در دانشگاه های آمریکا تحصیل می کنند.

طبق آمار صندوق بین المللی پول سالانه بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار نفر از ایرانیان تحصیل کرده برای خروج از ایران اقدام می کنند و ایران از نظر فرار مغزها در بین ۹۱ کشور در حال توسعه و توسعه نیافته جهان مقام اول را از آن خود کرده است.

این در صورتی است که امروزه سرمایه انسانی در کشور ما از ابزارهای مهم توسعه است و توسعه معطوف به حفظ سرمایه انسانی است. سرمایه انسانی، نیروی متخصص و ماهر هم ابزار هستند و هم هدف توسعه. که باید برای تمام این ابزارها فکری کرد !


شواهد حاکی است در سال ۸۵ از هر ۴ متخصص یک نفر بیکار و سه نفر دیگر با مشکلات منزلت شغلی، شغل مرتب و معیشت آبرومند روبه روست. لذا وجود فرصت های شغلی در کشورهای توسعه یافته از دلائل دیگر گریز از کشور است.

از مجموع صدهزار ایرانی در آلمان در سالهای گذشته ۲۰۰۰ جلد کتاب منتشر شده در حالیکه از بین ۲ میلیون ترک مهاجر تنها ۱۰۰ جلد کتاب منتشر شده است. این نشان از پتانسیل های ارزنده ای است که یک سرمایه ملی محسوب می شود و متاسفانه با ندانم کاری و فرصت سوزی از دست می روند
.
بی تردید خروج متخصصان که می توانند پشتوانه فکری، اجرایی و کارآمدی و بقای نظام سیاسی کشور باشند در دراز مدت منجر به ایجاد بحران سیاسی و اجتماعی فراگیر خواهد شد و درآن روز مجال اندیشیدن برای حل این مسائل از نظام گرفته خواهد شد.

سرمایه های بسیاری را به هدر داده ایم که جبران آنها بسیار سخت و دشوار است .
با اشاره به این که این آمار طبیعی است، در دنیای امروز سرمایه کشورها فقط معادن و نفت نیست بکله محققین، پژوهشگران و وضعیت دانشگاه ها و استادان به عنوان سرمایه اصلی یک کشور تلقی می شود و متاسفانه ما در این زمینه با زیان بزرگی مواجه هستیم.
و در سالهای گذشته میلیونها دلار خسارت برای خروج نخبگان و افراد تحصیلکرده از کشور داشته ایم و این در حالی است که بودجه ما از سهم نفت مشخص است.

منابع :
هفته نامه سازمان مدیریت و برنامه ریزی
مصاحبه روزنامه همشهری با دکتر علی طایفی جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی


مسعود قربانی :: info@sokote-marg.com


  نظرات وارده :5



Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.