شماره هشتم :: چهارشنبه ۲۷ آبان ماه ۱۳۸۳

بیائید
نثر آهنگين ادبي



گفتند: بخوانید و بمانید
که روزی که در آیید

پیر سر گشته شما را
از آن راز و نیازی که بوده ست نگه خواهد کرد.

گفتیم: که آنجا که شمایید،
به روزی که بخواهیم بیاییم،
رهِ بسیار درازیست .
در اینجا که مائیم کجا راز و نیازی است؟!!

گفتند: بخواهید و بیایید و بمانید...
همان به که شمایید در این راه
اینک همه اینجا پر از سرٍ درون است
وااای شما در رهِ این سیر کجائید؟!

گفتیم: درین دیر بلا رهِ بسیار درازیست بدانجا!
... مسلمانان همه خوابند در اینجا!
کو کور سویی که بنماید ره بدانجا ؟
گفتند: بیائید و بیائید و بیائید
پیر گمگشته بیابید در این راه
پیر سر گشته در این راه دیریست که گم گشته!!

گفتیم: در این دیر خرابات که ماییم، دیگر همه سر گشته اند..
کجا بیابیم گمگشته مان را ؟؟

گفتند: گر بخواهید بیایید... باید که بیابید!!

گفتیم : بچرخیم و بسازیم و بخوانیم
... بیابیم و برانیم و بیائیم...

گفتند: در آنجا که شمائید مسلمانی زیاد است
مسلمان را بیابید!!

گفتیم: در اینجا، اسلام دیر زمانیست که گم گشته است
مسلمانی به باد رفته است!!

گفتند: در آنجا دیر زمانیست که مسلمان ،اسلام را وداع گفته است!
می خواند و می گوید و می جوید
ولی کیست که گوید که بیابید و بیائید؟!!

گفتیم: در اینجا همه مسلمانند!!.. مائیم که نامسلمانیم
گفتند: نا مسلمانی همان به زین مسلمانان!!

گفتیم: یا علی گویان، یا حسین گویان همه با تزویر می خوانند!
گفتند: شمائید که خوانید و بخوانید و بخوانید!

گفتیم: که اینجا ذکر یاهوی درویش غریب است...
گفتند: بیایید که درویش در اینجا یاهویش همه عالم گیر، همه عالم سوز!!

گفتیم: که اینجا مسلمانی ننگ است
گفتند: بدینجا همه آهنگ است!

گفتیم: در اینجا دیریست که عاشورا غریب است...
گفتند: بیائید که اینجا، حسین است و حسین است و حسین است

گفتیم: که اینجا غریبیم، پر از درد و پر از غم!
گفتند : بیائید که همه آشنایند در این ره!

گفتیم: در اینجا شب مهتاب گناه است!
گفتند: در اینجا همهً راه، خدا.. هست!!

گفتیم: گر بخوانیم و بخواهیم و بیائیم...
رهِ میخانه خراب است.. ساقی امشب به خواب است
گفتند: بیائید که خوشبختی همینجاست، میخانه همین جاست.. ساقی ده همین جاست!

گفتیم: در اینجا همه مسکن ما دشت کویر است..
گفتند: بیائید که اینجا دشت مدارا است.

گفتیم : که دلتنگیم و خرابیم و پر از درد...
گفتند: بیائید و بیائید و بیائید

گفتیم: بدین جا که مائیم، نا مسلمانی زیاد است!!
گفتند: بیائید که آن به که شمائید در این راه..
تزویر کنان، آنجا که شمائید زیادند!!!

گفتیم: تا بیابیم و بیائیم .. زمانی سخت دراز است و گر راه نیافتیم؟
گفتند: راه بیابید و گر راه نیافتید، پیر سر گشته شما را همه عمر نگه خواهد کرد

گفتیم: که اینجا همه ی شهر، به خوابند...
گفتند: در آن گه که به خوابند، بیائید و بیائید!

گفتیم که اینجا سخن از عشق و مسلمانی حرام است..
گفتند: که اینجا همه عمر مسلمانی زیاد است
اینجا همه بیدار دلان در راه خدایند..
مسلمانی و نامسلمانی کجا هست به اینجا ؟؟
اینجا همه در سیرِ خدایند!

گفتیم در اینجا بغض مسلمانی زیاد است
چتر ایمان .. دگر سوراخ گشته است!
گفتند: بیائید که اینجا همه زیر باران.. خرابند!

گفتیم : در اینجا سخن از شهر عشق گناه است
خونین جگرِ یار زیاد است/ اینجا نا مسلمانان زیادند!

گفتند: بیائید که گر پیر سر گشته بیابید.. آنگه بگوئید که نامسلمانی کدام است!!
در آنگه که رفتیم و برفتیم و برفتیم...
پیری سر گشته و گمنام دستش را دراز کرد و زیر لب خواند : بخوانید و بمانید!
.. که روزی که در آئید، پیر مردی است بدانجا که همه راز و نیازش .. شمائید!

گفتیم : که می آییم و می یابیم و.. یافتیم..
اینجا همه یا علی گویان، علی آن شاه عرب را لیک نشناسند!
گفتند: که اینجا که شمائید؛ همه قامت به صلات ظلم می بندند...اینان همه تزویر گرانند شما را چه باک است؟

گفتیم: می آییم . بیابیم و یافتیم..
گفتند: بیایید که آنها که بدانجا همه تزویر گرانند...
عمریست بکردند و بگشتند و نیافتند!!

گفتیم: که اینجا...
گفتند : دگر هیچ مگویید و مگویید
بمانید همین جا و بخوانید و بمانید.. که روزی که در آیید...، پیر سر گشته شما را از آن راز و نیازی که بوده ست نگه خواهد کرد...و زین پس همه عمر نگه خواهد کرد!!!!

عکس ها از طناز امین


طناز امین :: tannazamin@yahoo.com


  نظرات وارده :1



Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.