پرواز می دهم خیال را
تا هر كجا پروازم كشد ،
می روم تا رنگ آسمانم را بیابم
تابش خورشید را
بر تن آرزو هایم بتابم
چه می دانم
این نا كجا آباد
یا خراب آباد
هر كجا هست
می روم بعد از این
سر درآن آسوده گذارم
سهم من از زندگی
این بودن بیهودگی نیست
سهم ما از بودن ما
حسرت بی انتها نیست
سهم ما از مخلوق بودن
ضجه و آه و فغان نیست
بر مزار آرزو ها گریستن
با دوچشم خونبار نیست
كفر می گویم گر چه بر دارم كشند
سهم ما هرگز جدا از حق خدا نیست
بیژن صف سری :: safsari@bijan-safsari.com