روشهای جمع آوری زباله در بین کشورها و نواحی مختلف، بطور زیادی با هم تفاوت دارد و نمیتوان روش یکسانی را بین همه توصیه و اجرا نمود. بعنوان مثال در استرالیا حتی حیوانات خانگی دارای یک ظرف 240 لیتری برای جمع آوری زباله شان دارند و توسط شرکتهای محلی این ظروف بصورت هفتگی جمع آوری می شوند.در نواحی توسعه یافته این تنوع روشها و تکنیکها بیشتر به چشم می خورد.
مقدمه
بحث داغ "زباله" یا "مواد زائد"، از جمله چالشهای زیست محیطی در دنیای متمدن امروز است که انسان متمدن این قرن را با پرسش ها و دشواری های فراوانی روبرو کرده است. از دیگر سو تکنیکهای بو جود آمده در این زمینه، بشر که خود را روزی "غرق در زباله" می دید، به جائی رسیده است که به زباله لقب "طلای کثیف" داده است، و البته این امر میسر نشده مگر با تکنیکی به نام " باز یافت زباله"، هرچند علامت های سئوال فراوان دیگری به دلیل تنوع در محصولات تولیدی و بدنبال آن زباله حاصله، فرا روی این بشر متمدن قرار گرفته است. [در این مقاله " طلای کثیف"، "زباله" و "مواد زائد" به جای هم بکار می روند و منظور از "زباله" انواع "مواد زاید" تولیدی خانگی؛ صنعتی و ... می باشد.]
در کشور ما، ایران، نیز در چند شهر مهم مثل تهران، اصفهان و ... "بازیافت زباله" جایگزین " دفن زباله" شده است، بطوریکه در اصفهان توانسته است بخش جمع آوری و بازیافت زباله را از نظر مالی از شهرداری مستقل کند و بنوعی خود گردانی برساند، مزید بر آنکه کود آلی و مواد دیگر فراوانی را دراختیار قرار میدهد.
مدیریت مواد زائد، مدیریت اعمال شده بر زباله تولیدی توسط فعالیتهای انسان است. در حقیقت هدف از آن، متوقف ساختن یا کاهش دادن اثرات سوء زباله ها بر سلامتی انسانها ست. در سی سال اخیر این امر در کشورهای توسعه یافته مبتنی بر کاهش تاثیر این مواد بر محیط زیست و همچنین باز یافت منابع موجود در اینگونه مواد بوده است. در این معنا، زباله شامل مواد جامد، مایع، و گازی زائد و همچنین تکنیکهای خاص آن میباشد.
لازم به ذکر است که نحوه اعمال مدیریت در این زمینه بین مناطق شهری، روستائی، در صنایع مختلف و حتی بین مناطق مختلف یک استان متفاوت است. به دیگر سخن، میتوان از تجربیات و دانسته های عملی و تجربی کشورهای مختلف در این راه بهره جست اما پیچیدن نسخه واحد برای همه مناطق توصیه نمی شود.
مدیریت این مواد برای مواد صنعتی نه چندان سمی، که در رودخانه های مناطقی مانند پایتختها و کلان شهرها اعمال می شود معمولاً ( ولی نه همیشه) منعکس کننده سیاست های اعمال شده از طرف منابع تولید کننده این مواد زائد است. این مدیریت ( بخصوص اعمال بر موادی که این زباله را تشکیل می دهند) در میان ملل توسعه یافته، متفاوت است که دلایل مختلفی دارد.
مفاهیم مربوط به مواد زائد
در کشورها و مناطق مختلف برخی از این مفاهیم، معنی و اطلاق خاص خود را دارد ولی ما در کل مفاهیم عمومی و ضروری را ذکر می کنیم.
1- سلسله مراتب مدیریتی حاکم بر مواد زائد
این امر و مراحل آن، بعنوان یک مفهوم، استراتژیهای حاکم بر مدیریت مواد زائد مختلف را براساس مرغوبیت این مواد، تعیین می کند. کاربرد اصطلاح "3RS" یا "Reduce- Reuse-Recycle" [ یعنی کاهش دادن زباله- استفاده مجدد از زباله- باز یافت زباله] در همین زمینه است.
در دهه گذشته، درجه بندی زباله با اهداف معین ولی بر یک مبنا و هدف معین که عموماً کاهش دادن زباله بوده است انجام شده است. به بیان دیگر هدف از درجه بندی زباله این بوده است که حداکثر استفاده از تولیدات را داشته باشیم و کمترین مقدار زباله را تولید کنیم.
2- افزایش نقش (مسئولیت و پاسخگوئی) تولید کنند گان (EPR)
EPR ( Extended Producer Responsibility ) سیاستی است که تولید کننده هر محصول را در قبال زباله ای که از آن محصول بر جای می گذارد یا تولید می شود مسئول می کند. بر این اساس تولید کننده، در قبال ترکیبات زیان آور و سمی که تهدیدی برای سلامتی محسوب می شوند مسئولیت خاص پیدا می کند. بعنوان مثال، مو تورهای وسایل نقلیه، تایر و تجهیزات الکترونیکی، چه در زمان استفاده و بعد از آن بعنوان باقیمانده و چه در حین تولید این محصولات که زباله های متنوعی را تولید می کنند.
3- نظارت و کنترل بر تولید و مصرف محصول
نظارت و کنترل بر محصولات تولیدی، گاهی اوقات بعنوان زیر مجموعه ای از EPR بیان می شود. با این تغییر که یک زنجیره مدیریتی بین دولت، مصرف کنند گان ، تولید کنند گان و کسانی که مسئول باز یافت هستند را تشکیل می دهند. این مفهوم منجر به تولید و البته استفاده و ترویج محصولاتی خواهد شد که بیشترین انطباق را با محیط زیست از لحاظ اینکه کمترین تاثیر سوء را داشته باشند، دارد. مثل مواردی که در بسته بندیهای مختلف و ظروف مختلف بکار میرود.
تکنیکهای مدیریت زباله
به طور کلی این مدیریت، شامل جمع آوری و سپس دفع یا امحاء آن است. بر اساس ترکیب تشکیل دهنده زباله و منطقه، بین فرآیندها تفاوت میباشد. حاصل این فرآیندها مواردی است از قبیل: کاهش خطرات مواد زائد، باز یافت موادی از این مواد زائد، تولید انرژی و کاهش حجم مواد دفن شدنی.
روشهای جمع آوری زباله در بین کشورها و نواحی مختلف، بطور زیادی با هم تفاوت دارد و نمیتوان روش یکسانی را بین همه توصیه و اجرا نمود. بعنوان مثال در استرالیا حتی حیوانات خانگی دارای یک ظرف 240 لیتری برای جمع آوری زباله شان دارند و توسط شرکتهای محلی این ظروف بصورت هفتگی جمع آوری می شوند.در نواحی توسعه یافته این تنوع روشها و تکنیکها بیشتر به چشم می خورد.
مدفون کردن
این روش، یکی از متداولترین روشها برای مدیریت زباله است و در اکثر کشورها عمل می شود. از لحاظ تاریخی این تکنیک به عصر شکار و عصر معدن بر می گردد. اگر چنانچه این روش با رعایت اصول علمی و فنی انجام شود بعنوان یک روش ارزان مورد توجه است.
در مناطقی که سالیان درازی است که زباله در آن دفن می شود، ناهنجاریهای زیست محیطی بسیاری به چشم می خورد.از جمله انتقال زباله ها بوسیله باد به مناطق شهری و مسکونی و نفوذ شیرابه ( زهکش و روا ناب یا مواد مایع زباله ) به لایه های زیر زمینی و سفره های آب زیر زمین که در پی آن آلودگی این منابع را بهمراه دارد. همچنین در اثر انباشته شدن زباله ها بر روی هم و فعالیتهای میکروبی، تولید گازهای دی اکسید کربن و متان را خواهیم داشت.
برای اینکه از نشت یا نفوذ شیرابه زباله به لایه های زیرین آن جلوگیری کنیم معمولاً استفاده از لایه های پلاستیکی و یا لایه رس غیر قابل نفوذ و فشرده توصیه می شود. زباله مدفون شده باید بطور مناسب فشرده و سپس پوشیده شود تا از دسترس باد و حشرات، مصون بماند. برخی از محلهای مخصوص اینکار دارای سیستمی هستند که گاز تولید شده از زباله مدفون را به بیرون هدایت میکنند، این گاز در اغلب موارد سوزانده شده و یا در برخی از موارد برای تولید انرژی از آن استفاده می شود(نوعی بیو گاز). بهر صورت نکته قابل توجه جلوگیری از پراکنده شدن دی اکسید کربن و متان که از جمله گازهای گلخانه ای هستند می باشد.
بسیاری از مسئولین محلی دریافته اند که سیاست مدفون کردن زباله، سیاست پایدار و مناسبی نیست، چرا که دیر یا زود، حداقل با مشکل نبودن دشت های وسیع روبرو خواهند شد. این حقیقت و دلایل دیگر، باعث شده است که زباله کمتری را در زمین مدفون کنند و سیاستهای پیشگیرانه از این امر نیز اعمال شود که از جمله این سیاستها میتوان به تعیین مالیات بر دفن زباله، باز یافت زباله، تبدیل زباله به انرژی، تولید و ترویج مواد و محصولاتی که زباله کمتری تولید می کنند یا زباله مرغوب تری تولید می کنند.
اگر محصولات تولیدی ما که در صنعت تولید می شوند، از مواد اولیه ای تولید شوند که کمترین زباله را تولید کنند یا باز یافت مناسبی در محیط زیست داشته باشند، همچنین در طی فرآیندهای تولید محصول در کارخانه، زباله کمتری را نیز در کارخانه تولید کنیم تا اندازه ای به اهداف "اکولوژی صنعتی" میتوان دست یافت.
[ ... ادامه دارد... در مباحث آینده به "تکنیکهای بازیافت" خواهیم پرداخت.]
سید فخرالدین افضلی :: fafzali@gmail.com