شخصیت شیخ صفی الدین به گونهای بود که در کوتاه مدت توانست خانقاه اردبیل را در ردیف بزرگترین مراکز نهضت های مردمی قرار دهد. قدرت او آنقدر افزایش یافته بود که احترامی والاتر از یک شخصیت سیاسی درجه اول داشت و با وی همچون حاکمی مقتدر برخورد می شد. به همین خاطر بود که حکام زمانه با وی از در دوستی در آمدند و او نیز نزد آنان اعتباری عظیم یافت.
زمینه های ظهور صفویان
فروپاشی دستگاه خلافت عباسی به دست هولاکو خان مغول ، دین اسلام را به لحاظ سیاسی و مذهبی با چالش های جدی روبرو ساخت به حدی که حتی موجودیت آن نیز به خطر افتاد. از اینها گذشته ، در این هیاهوی هولناک ظهور فرقه های بدعت گذار و درگیری میان آنها و قشری گرایان سنت ، جرقه هایی بود که این آتش را شعله ور تر می ساخت.
در دوران امپراطوری مغولان به دلیل فروپاشی دستگاه خلافت و از بین رفتن حکومت وابستگان به دین ، ناگاه آزادی های دینی رونق گرفت و بساط تعصبات فقهی موقتا جمع شد. این آزادی ها از زمان تاسیس اسلام توسط محمد بن عبدالله (ص) ، پیامبر اسلام ، تا آن زمان بی سابقه بود. زیرا اسلام از همان روزگار تاسیس خود همواره نقش مستقیمی در حکومت داشته و بالطبع حاکمیت قید و بندهایی را ایجاد می کرد که آزادی های مذهبی را محدود می نمود. با این حال نوزایی یا اصلاح واقعی در دین صورت نگرفت ، شاید بزرگترین دلیل آن کشته شدن بسیاری از علما و دانشمندان به دست مغولان بود.
اما برخی اتفاقات در مناطق تحت سیطره مغولان چشمگیر بود. اختلاف بین مذاهب چهارگانه و همینطور تضاد شدید تسنن و تشیع بر سر مساله مشروعیت حاکم جهان اسلام به شدت کاهش یافت. زیرا برای اولین بار در تاریخ اسلام حاکمی نامسلمان بر جهان اسلام حکومت می کرد. الهیات رسمی نیز به دلیل فردگرایی که تا آن زمان هم محبوبیت چندانی نداشت ، اهمیت خود را از دست داد زیرا دیگر دستگاهی برای حمایت از آن وجود نداشت. دین با خروج از پایگاه های رسمی حکومتی به سرعت وارد محافل مردمی شد و نوعی مذهب آمیخته با آداب و رسوم مردمی رونق گرفت. این مذهب ویژگی هایی داشت که علی رغم سابقه تاریخی به دلیل خصومت های تشیع و تسنن امکان بروز و ظهور نیافته بود. این ویژگی ها عبارت بودند از مسائلی همچون اعتقاد شدید به امر اعجاز و کرامات اولیا و عرفا و رشد روز افزون زیارتگاهها و حتی تکریم و تقدیس امام علی (ع) ، این ویژگی آخر از آن جهت قابل توجه بود که اعتقاد به ولایت علی بن ابیطالب (ع) با آن که از اصول بنیادی مذهب شیعه بود ، اما الزاما دارای چنین جنبه تقدسی نبود زیرا امام علی (ع) برای مومنان سُنی به عنوان خلیفه چهارم و امیرالمومنین احترام والایی داشت.
رونق عرفان اسلامی که پیش از این نیز وجود داشت از دیگر ویژگی های این دوران بود. توده مردم از فقهای متعصب که پیش از این با حاکمین نشست و برخاست داشتند دلزده بودند و به جای آنان دلسپرده و سر سپرده شیوخ طریقت ها شده بودند.
شیخ صفی الدین اردبیلی (۷۳۵ - ۶۵۰ / ۱۳۳۴ - ۱۲۵۲ )
شیخ صفی الدین نیز یکی از همین شیوخ اعظم بود که به شدت مورد توجه مردم بود. اما وی با آنکه به زهد و تقوا شهره بود برخی صفات وی از جمله اتکا به نفس ، مال اندوزی و مجاهدت و تهور از وی چهرهای خاص برخلاف دیگر شیوخ طریقت ها ترسیم کرده بود. مراد صفی الدین در طریقت ، شیح تاج الدین ابراهیم گیلانی معروف به شیخ زاهد ( ۶۱۵-۷۰۰ / ۱۲۱۸ - ۱۳۰۱ ) بود.
گفته شده وی در همان دیدار نخست با شیخ صفی پی به استعداد خارق العاده او برده و حتی طبق افسانهای وی را یکی از فاتحان مقتدر جهان قلمداد کرد. این پیشگویی او حتی اگر افسانه باشد به اشکالی دیگری تا حدودی درست بود! سیر زندگی صفی الدین این امر را نشان می داد. به هر تقدیر ، شیخ زاهد یکی از دختران خود را به عقد نکاح صفی الدین در می آورد و او را به خلافت و جانشینی خود در طریقت بر می گزیند. پس از مرگ شیخ زاهد ، و به روایتی در همان دوران زندگی وی ، صفی الدین به اردبیل باز می گردد و طریقتی به نام صفویه در همان جا بنیان می گذارد.
شخصیت شیخ صفی الدین به گونهای بود که در کوتاه مدت توانست خانقاه اردبیل را در ردیف بزرگترین مراکز نهضت های مردمی قرار دهد. قدرت او آنقدر افزایش یافته بود که احترامی والاتر از یک شخصیت سیاسی درجه اول داشت و با وی همچون حاکمی مقتدر برخورد می شد. به همین خاطر بود که حکام زمانه با وی از در دوستی در آمدند و او نیز نزد آنان اعتباری عظیم یافت.
شیخ صفی الدین حامی فقرا و ضعفا بود و اردبیل را تبدیل به پناهگاه مستضعفان کرده بود. اینان افرادی بودند که بعدها جان خود را در گروی گسترش صفویه گذاشتند و از وفاداران جان برکف صفویه شدند. می توان گفت ، اقتدار شیخ صفی الدین تنها به دلیل کرامات و قداست روحانی وی نبود. بلکه شخصیت مقتدر سیاسی وی نیز در قدرت روز افزون او نقش به سزایی داشت.
شیخ صفی الدین موفق شد شبکه ای از مریدانش را در اقصی نقاط جهان اسلام پراکنده سازد. مریدان وی از سیحون و جیحون تا خلیج فارس و از قفقاز تا مصر گسترش یافته بودند. شبکه ای که او و جانشینانس نیز در گسترش آن کوشیدند. (۱) همچنین ، پیوندی که وی میان دین و قدرت سیاسیاش بر قرار کرد ، حکایت از بازگشت سنتی بود که با ظهور مغولان رو به ضعف و انحطاط بود. دین و سیاست دو رکن جدایی ناپذیر از زمان برقراری اولین حکومت اسلامی توسط پیامبر اسلام در مدینه بود. این پیوند بعدها در حکومت صفویه به شدت برقرار بود.
گفته می شد شیخ صفی الدین به فکر تجدید اسلام به دور از تعصب فقها و قیل و قال بدعت گذاران بود (۲) گویی قصد داشت اسلام را که تا کنون پشت درهای بسته حکومت بود وارد اجتماعات مردمی کند. (۳) دینی آسان و بدون قید و بند. شیخ صفی الدین توانسته بود گروه های بی شماری از مغولان و قبایلی از ترک نژاد ها و ترکمانانی که هنوز بیرون از مسلمانی بودند با فعالیت هایش مسلمان کند. با این حال بعد ها آشکار شد که وی همراه با مریدان ، جانشینان و نوادگانش ، در پی یک ایران شیعی با حکومتی شیعه مذهب بودند. در حالیکه در آن سوی مرزها و در نزدیکی اردبیل ، ترکان عثمانی مشغول تاسیس امپراطوری نیرومند خود بر پایه مذهب تسنن بودند ، شیخ صفی الدین و جانشینانش با انگیزه های ملی و مذهبی جنبش خود را پایه گذاری کردند.
با تمام این اوصاف باید تاکید کرد که شیخ صفی الدین اردبیلی تنها در حکم یک بنیانگذار نبود ، بلکه شالوده محکم صفویه را نیز او بنا نهاد.
پس از شیخ صفی الدین ، شیخ حیدر و شیخ جنید با طرح های بلند پروازانه خود طریقت صفوی را به شدت گسترش دادند. آنها هرگز آشکار نکردند که به دنبال قدرت سیاسی هستند اما شکل رفتار و کردار آنان نشان دهنده برنامه های بلند مدتی برای بر قراری حکومت آرمانی نیای بزرگشان بود.
پ.ن
(۱) گلاسن ، Die Fruhen Safawiden
(۲) نوادگان او پس از شاه اسماعیل و تاسیس رسمی سلسله صفویه آشکارا به همان تعصبات فقهی بازگشتند.
(۳) جزئیاتش در همان ماخذ ص ۵۰ بخوانید یعنی در جایی که مفهوم واژه صوفی چیزی چون : « مسلمان مجاهد و مومن است »
(۴) لینک مستقیم قسمت اول مقاله / لینک مستقیم قسمت دوم مقاله
جلال افشار :: jalal_afs@yahoo.com