شماره دهم :: چهارشنبه ۲۵ آذر ماه ۱۳۸۳

سلام واژه ها . . . وداع
شعر کوتاه



سلام
سلام واژه های خوب
سلام واژه های پاك
سلام واژه های سرد

با نگاه آشنایتان غریبه نیستم
چه روزها كه در میان اجتماع بی ریای چشم هایتان قدم زدم
تجسمی ز دردهای بی صدای روح من شدید و من صدایتان .

آه ، واژه ها ، غریبه نیستید ، اما . . . اینجا چه می كنید؟
چرا به شوره زار یأس و درد پا نهاده اید ؟
دیگر این دل آشیان شور و شعر نیست !

دیگر این دل از نگاه آسمان پر ستاره ، مست شب نمی شود !
بر لبش شكوفه های خنده گل نمی دهد ،
در خزان آفتاب و در بهار درد ، غرق تب نمی شود.
خسته است ...

خسته از هر آنچه از تبار عشق و جاودانگی . . .
خسته از سرنوشت ناتمام خویش
از امتداد رنج بار این زمان بی هدف .

آه ، واژه های نازنین و بی نیاز من
روح من همیشه از چنین لحظه ای هراس داشت
لحظه ای چنین كه درد های من فرا تر از زمان روند
آن زمان كه من خراب و از حقیقتم به دور
آن چنان كه جنبشی حقیر و همچو خواب پست ، چیره می شود بَرََم
و همچنان ز شرح این عذاب سهمناك ، عاجز است فهم و دركتان .

آه ، واژه های غمگسار و همچو من غمین من
من كه روزهاست از میان كوچه باغ دل نشینتان گذر نكرده ام
من كه دیگر انتظار یاریی ندارم از شما
امشب از فراز آسمان تنگ دل چرا به میهمانی آمدید ؟
حدس می زنم به انتظار یك وداع آمدید !
. . .
واژه های نازنین من ، وداع
شمع های شب نشین من ، وداع
لاله های سرخ دشت آتشین شعرهای من ، وداع
تك ستاره های سرد و سبز آسمان گریه های من ، وداع
می روید و می روم ولی سرای سرد دل همیشه از خیال گرم روزهای با شما نشستنم منور است

می روم كه گم شوم در عمق انزوای خویش
می روم كه در زبانه های آتشم رها شوم
می روم به رقص شعله های درد خویش بنگرم
می روم كه با سكوت، هم صدا شوم
می روم كمك كنم بلای جان خویش را
آه . . .
می روم كه گم شوم در عمق انزوای خویش . . .


عبدالله قبادی :: francis_1209@yahoo.com


  نظرات وارده :5



Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.