شماره يازدهم :: چهارشنبه ۲۳ دي ماه ۱۳۸۳

نامه ای برای زن فمنیست من
قطعه طنز



سلام عزیزم، سلامی به شفافیت صفحه فلترون و به کیفیت تصویر دی وی دی. می دونم که صدای منو می شنوی. چون صدای عشق رو می شود همه جا شنید. حتی تو میدان راه آهن.

آره، می دونم که می دونی امشب چه خبره. امشب یک جشن گرفتم. یک جشن برای تو. بخاطر تو. در این همه سال، هیچ وقت اینجوری با تو حرف نزده بودم. نشده بود. نخواستم. نخواستی. نگذاشتی. امشب می خواهم از تو تشکر کنم. یک تشکر درست و حسابی. برای همین هم جشن گرفتم. یک جشن برای زن عزیزم، همسر وفادارم، همدم و مونسم .

عزیزم، نمی دانم چرا، ولی اینقدر که الان دوستت دارم تا حالا دوستت نداشتم. الان یک حسی دارم که نگو، یک حالی دارم که نپرس (دی ری دی دی... حالی پر از حرکات موزون! )
امشب خیلی خوشحالم .خوشحالم چون می توانم از تو تشکر کنم. از محبت و لطفی که به من کردی. می دونم که این بزرگترین و بهترین از خودگذشتگی بود که انجام دادی. خدایا، متشکرم. متشکرم از اینکه دعاهای من دل و جگر سوخته را جواب دادی. دمت گرم اوس کریم.
همسر عزیزم، بهار زندگی من. دربست معرفتی به مولا، اند مرامی، رونالدوی رحمتی، اصلا خود فردینی، شاید هم تختی.
باور کن از اینکه قهر کردی و به منزل مامانت رفتی با هیچ زبانی نمی توانم تشکر کنم، جز اینکه بگویم بمان، همانجا بمان.

عاشق سینه چاکت : شوهر وفادارت.

مهدی سالاری :: Mahdi.Satan@Gmail.com


  نظرات وارده :3



Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.