شماره يازدهم :: چهارشنبه ۲۳ دي ماه ۱۳۸۳

صفویان
قسمت پنجم



یکی از بزرگترین فتوحات وی ، نبرد در بین النهرین بود که از تصرف ماردین، آخرین دژ آق قو یونلو ها آغاز و سپس با فتح بغداد کامل شد. فتح بغداد یعنی رسیدن با آخرین تختگاه خلیفه گری اسلامی و حصول به این مهم شهرت اسماعیل از یک جنگجوی مبارز به یک فاتح مقدس تغییر داد. به خصوص آنکه اسماعیل پس از گذشت قرن ها از زمان دیلمیان شیعی، دومین مبارز شیعه بود که بغداد را تصرف کرد. تعقیب مخالفین وی از بغداد تا خوزستان و منطقه حویزه ادامه پیدا کرد. تا سرانجام در خوزستان فعلی به آنان اجازه تاسیس دولتی خود مختار را در این منطقه داد. این دولت نقش سپری را در مقابل عثمانیان داشت. از سویی آنا واسطه فرهنگ ایرانی و عربی نیز بودند. قابل توجه آن که از زمان اسماعیل ساحل غربی اروند، کارون و شط العرب تحت قیومیت کامل صفویان بود
اسماعیل اول

اسماعیل پس از ترک لاهیجان مستقیما راهی اردبیل، کانون طریقت صفوی شد. البته این انتخاب وی مشمول دلایل عاطفی و وابستگی وی به زاد بوم خانوداگی او نیز می شد. با این حال، به دلیل سختگیری حاکم محلی، که منصوب آق قویونلو ها بود، مجبور به ترک اردبیل شد.

اسماعیل با آنکه نمی دانست چه سرنوشتی در انتظارش است، نیروهای هوادار خود را به جهاد و غزا با کافران گرجی فرستاد. روح مهدی گونه و منجی نشان اسماعیل ریشه در احوال مذهبی مردم داشت. اوضاع آن زمان، تفکر رستاخیز را میان مردم گسترش داده بود. نا امنی حاصل از جنگ، درهم ریختگی، قطاع الطریق، مصائب و بلایای بی شمار، طاعون و قحطی، همه دست به دست هم داده بود تا تفکرات مردم را آماده پذیرش منجی کند. اعتقاد به ظهور منجی تنها خاص شیعیان نبود، ایرانیان از گذشته های دور، آن هنگام که زردشتی مسلک بودند به ظهور منجی اعتقادی عمیق داشتند.

نمونه ای از این اعتقاد را می توان به صحنه ورود وی به اردوگاه تابستانی قبیله ترکمان استجانلو دید. آن هنگام کل افراد قبیله به سرکردگی ریش سفیدان دست افشان و سرود خوانان به استقبال وی شتافتند و پیامبر گونه به پیشوازش رفتند، گویی محمد دیگری زاده شده. گویا ظاهر جسمانی اسماعیل نیز تاثیر قابل توجهی در این محافل داشت. شاهدان عینی، وی را جوانی با شکوه شاهانه و اعیانی و خصوصیات چشمگیر و تاثیر گذار با چهره ای سفید و موهایی مایل به سرخ وصف کرده اند.

پیش از اسماعیل پدر و جد وی به دلیل مجاهدت های نظامی و تاثیر عظیمی در احوال مردم داشتند و این تاثیر در شهرت وی بی نشان نبود. نخستین نبرد اسماعیل در شعبان ۹۰۵/ مارس ۱۵۰۰ روی داد. هدف او تقویت قوای نظامی و انتقام خون جدش از شروانیان خارج از اسلام بود. اسماعیل با ۷۰۰۰ نفر نیروی نظامی به سمت شروان حرکت کرد. در جمادی الاول ۹۰۶/ دسامبر ۱۵۰۰ سپاه او در روستای جبانی ، در نزدیکی شروان پایتخت شماخی با فرخ یساری درگیر شد. فرخ یساری دوازده سال قبل پدر اسماعیل را شکست سنگینی داده بود. با این حال اسماعیل با پیروزی در این نبرد و مبارزات دیگر موفق شد تا حدود سال ۹۴۵/۱۵۰۱ این منطقه را تحت قیومیت کامل خود درآورد. (۱)

اتحاد اسماعیل با قبایل استجانلو، شاملو، روملو، تکلو و ذولقدر باعث شد تا وی در سراسر ایران خود را معرفی کند. به خصوص پیوستن دو قبیله بزرگ افشار و قاجار باعث شد تا اسماعیل قدرت نظامی برتری را نسبت به دیگران به دست آورد. قوم افشار و قاجار، از اقوام بزرگ و معروفی بودند که عموما نوعی خودمختاری را در قلمرو خود داشتند. اسماعیل ابتدا با تصرف همدان و مناطق جنوبی آن خود را به جغرافیای جنوب ایران رساند و سپس با پیشروی در مرعش و ابلستان خود را در مرزهای شرقی عثمانی دید. با اینکه اسماعیل یک شیعی متعصب بود لیکن سعی می کرد تا خود را حتی المقدور درگیر عثمانیان نکند. اسماعیل به خوبی به این نکته واقف بود که به هیچ عنوان توانایی مقابله با امپراطوری نیرومند عثمانی را ندارد.

یکی از بزرگترین فتوحات وی ، نبرد در بین النهرین بود که از تصرف ماردین، آخرین دژ آق قو یونلو ها آغاز و سپس با فتح بغداد کامل شد. فتح بغداد یعنی رسیدن با آخرین تختگاه خلیفه گری اسلامی و حصول به این مهم شهرت اسماعیل از یک جنگجوی مبارز به یک فاتح مقدس تغییر داد. به خصوص آنکه اسماعیل پس از گذشت قرن ها از زمان دیلمیان شیعی، دومین مبارز شیعه بود که بغداد را تصرف کرد. تعقیب مخالفین وی از بغداد تا خوزستان و منطقه حویزه ادامه پیدا کرد. تا سرانجام در خوزستان فعلی به آنان اجازه تاسیس دولتی خود مختار را در این منطقه داد. این دولت نقش سپری را در مقابل عثمانیان داشت. از سویی آنا واسطه فرهنگ ایرانی و عربی نیز بودند. قابل توجه آن که از زمان اسماعیل ساحل غربی اروند، کارون و شط العرب تحت قیومیت کامل صفویان بود.

تمام این اتفاقات پیش از سلطنت رسمی وی بود. با اعلام رسمی شاهی وی بر ایران تنها حاکم نیرومند و مخالف جدی وی محمد شیبانی حاکم ازبک در شرق ایران بود که گهگاه دست اندازی به مناطق شرقی ایران می کرد.

آغاز نبرد با عثمانیان

پس از حمله وی به منطقه ذولقدر، با آنکه این قبلیه از متحدان وی محسوب می شد، اما قیومیت عثمانی بر بخش های قابل توجهی از آن، برای آنان حمله به اراضیشان را تداعی می کرد. تیره شدن روابط اسماعیل با عثمانیان از همین زمان آغاز گردید.

شورش قزلباشان ترکمان شیعی در امپراطوری عثمانی سبب شد تا سلطان سلیم که از همان آغاز نگاه خوشی به صفویان نداشت تحریک شده و سخت گیری بر شیعیان را آغاز کند. او برای این کار از فتوای علمای اهل تسنن نیز کمک گرفت. هرچند که می توان گفت که سلطان سلیم اولین کسی بود که به عنوان یک فاتح واقعی در امپراطوری عثمانی شناخته شد و همو بود که نخستین بار خود را پس از عباسیان خلیفه مسلمین خواند. وی باید نگران پیشروی های صفویان شیعی در آناتولی و بین النهرین می بود.

در هر حال سلطان سلیم پس از فتح سوریه و مصر در بهار و تابستان 920/1514 نامه نگاری با اسماعیل را آغاز نمود. این نامه ها که اکنون نیز موجود است، کاملا تحریک آمیز بود.

حرکت سپاه اسماعیل به سمت عثمانیان در صحرای چالدران را می توان بزرگترین و جدی ترین نبرد او دانست. اسماعیل که به خود جنبه ای الوهی می داد و بسیاری هم او را منجی می دانستند، با غروری فراوان به این میدان رسید. در حالیکه کاملا آشکار بود که سپاه او به طرز فاحشی ضعیف تر از عثمانیان است. عدم استفاده از سلاح گرم، که اسماعیل آن را خلاف جوانمردی می دانست همچنین آمدن به دشت به جای رفتن به کوهستان های پر برف آذربایجان، همه و همه سبب شد تا در 2 رجب 920 / 23 اوت 1514 شاه اسماعیل شکست سختی را متحمل شود. این شکست نه تنها یک شکست نظامی که سبب شد چهره شکست ناپذیر و مقدس او شکسته شود.

پ.ن

(۱) شرح بیشتر مبارزات اسماعیل در بخش های دیگر ارائه خواهد شد.

(۲) لینک مستقیم قسمت اول / لینک مستقیم قسمت دوم / لینک مستقیم قسمت سوم / لینک مستقیم قسمت چهارم


جلال افشار :: jalal_afs@yahoo.com


  نظرات وارده :0



Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.