شماره دوازدهم :: چهارشنبه ۷ بهمن ماه ۱۳۸۳

صد دار مکافات
يادي از هايده به بهانه سالمرگش



هایده بعد از خواندن و اجرای چند كار با استاد تجویدی، به سوی بازار هنری سوق پیدا می کند که مهمترین نماد این بازار در آن زمان کاباره ها بودند و این امر به خاطر دستمزد بیشتری بوده است كه كاباره به خوانندگان می داده است. كارهایش ، تیتر كارهای مردمی را به خود می گیرد. كارهای او، در قالب آهنگهای ساخته شده توسط صادق نوجوكی و انوشیروان روحانی قرار می گیرد. آهنگسازانی كه در آن زمان مطرح نشده بودند، آنگونه كه امروز!!
دیماه ۱۳۶۸ ،سالی كه صدایی خفت و دیگر بر نخاست. صدایی بعد از هشت سال در غربت، فرو خفت. پانزده سال پیش، هایده چشمهایش برای همیشه بسته شد و صدایش در هیاهوی زندگی و ناقوسهای زمان، گم شدند!

صدایی خاطره انگیز، برای نسل پیش از ما، و صدایی شور انگیز برای زمان ما!
هایده نیز پانزده سال پیش رفت، در غربتی كه سالهاست واژه هنر و هنرمند را فرا گرفته! غربتی سنگین و آشنا!! غربتی به نام فراموشی! و یاد پس از مرگ، اگر یادی باشد! غربتی همیشگی، همان فراموشی تكراریمان، حرف تكراری من كه چه افسوس!! همان قانون فراموشی كه از همه قانونها سریع تر و بهتر به آن عمل می كنیم.

تا كسی هست، انگار كه هیچكس نیست، آن هنگام كه رفت، گویی همه كس بوده است!
هایده نیز، واژه غریب و سنگین هنر و هنرمند را به دوش می كشید. و با همان غربت سنگین، در غربتی مضاعف رفت و سالهاست كه دیگر نیست!

زندگی مثل یک خواب کوتاه

برای پرداختن به زندگی او، اطلاعات دقیقی در دست نیست. حتی از فرزندان وی نمی توان تاریخی تحریف نشده یه دست آورد. رمز این پیچیدگی را نمی فهمم. مراجع و منابع هنری یا خالی است و یا چیز زیادی را بیان نمی كنند و آنها نیز از دستبرد تحریف، بی نصیب نمانده اند.
فقط می دانیم كه هایده، از سال ۱۳۴۵ ؛یادگیری موسیقی را آغاز كرده و نزد استاد گرامی؛ علی تجویدی؛ كاشف صداهای ناب، كشف می گردد. اما بنا به شرایط زمانه! یا آن صداها راهی كاباره می گردند و یا .........

هایده را از آخرین كشفیات استاد تجویدی می دانند. هایده گویا كارش را با آهنگی به نام آزاده، با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از رهی معیری آغاز می كند.

ترانه،آهنگ،نوستالوژی........

هایده، خواننده ای حاضر بر صحنه بود. هم پیش از انقلاب ، در ایران و هم در خارج از ایران. ولی افسوس كه كارهایش در خدمت بازار قرار گرفت. بازاری كه تنها به سود و زیان می اندیشید.

هایده بعد از خواندن و اجرای چند كار با استاد تجویدی، به سوی بازار هنری سوق پیدا می کند که مهمترین نماد این بازار در آن زمان کاباره ها بودند و این امر به خاطر دستمزد بیشتری بوده است كه كاباره به خوانندگان می داده است. كارهایش ، تیتر كارهای مردمی را به خود می گیرد. كارهای او، در قالب آهنگهای ساخته شده توسط صادق نوجوكی و انوشیروان روحانی قرار می گیرد. آهنگسازانی كه در آن زمان مطرح نشده بودند، آنگونه كه امروز!!

بعد از انقلاب، بسیاری از هنرمندان به امید بازگشت قریب الوقوع خاک ایران را ترک می کنند و هایده نیز در طی این کوچ دسته جمعی به لس آنجلس سفر می کند.

از من نپرس خونم كجاست / تو اون همه ویرونه/ ای هم قبیله چی بگم؟ / قبیله سرگردونه / ما در به در تر از همیم / همخونه بی خونه! / غربت ما دیار ماست / خونین ترین ویروونه...............

شرایط خاص فرهنگی و سیاسی موجب می شود که سبک !!!! سطحی جدیدی در موسیقی ایران گشوده شود که امروزه آن را به سبک موسیقی لس آنجلسی می شناسیم.
موسیقی لس آنجلسی گونه ای سرگردان بود که تکلیفش با موسیقی بومی و وارداتی و حتی با خود لغت موسیقی هم روشن نبود.
هایده در آن زمان از این شرایط مستثنی نمی ماند و لس آنجلس و موسیقی لس انجلسی بازار هنری هایده را نیز به خدمت در می آورد. ولی با این حال، آهنگهایش شور و حال ایرانیشان را حفظ می كنند و حتی می توان در آنها دستگاههای موسیقی را یافت! موسیقی و صدایش هنوز ارزش خود را حفظ كرده بودند. در جایی خواندم:
« در این دنیای «بی صدایی» و «بد صدایی» ،صدایی ناب، چون صدای هایده ،نفس ارزش است.»


هایده در غربت، بعد از انقلاب، میان سالهای ۶۰ تا ۶۸ ، با ترانه های وطنی و غمیادانه(نوستالوژیك) طرفداران قابل توجهی پیدا کرد. در حالی كه در خود ایران،نامش حتی از فهرست كتابهای مرجع هنر حذف شده بود.

روز های روشن،خدا حافظ / سرزمین من،خداحافظ / روزهای خوبت بگو كجا رفت؟ / تو قصه ها رفت؟یا از اینجا رفت
انگار كه اینجا /هیچ كی زنده نیست/ گریه فراوون / وقت خنده نیست! / گونه ها خیسه / دلها پاییزه / بارون قحطی / از ابر می ریزه
همه با هم قهر / همه از هم دور / روز ها مثل شب / شبا سوت و كور / نه تو آسمون / نه رو زمینیم!! / انگار كه خوابیم / كابوس می بینیم / از زمین دوریم / از زمون جدا / حتی نمی یایم / به یاد خدا!!

در مراجع هنر و تاریخ موسیقی، نامی از او نیست حتی تاریخ تولد !! تنها چیزی كه می یابیم، نام اصلی اوست : « معصومه دده بالا»!!!

كلام آخر

هایده هنر آموخت و خواند و هنرمند شد! خواند و خواند و محبوب شد!! و در آخر رفت، بر حسب قانون روزگار! و باز او نیز مدتهاست كه فراموش شده است، آنسان كه دیگران!
سال ۱۳۶۸ در آخرین روز دی، همان باد سرد زمستانی، مشتش را بر سینه او كوفت و دردی وجودش را فرا گرفت و با سكته قلبی در گذشت!! و باز گورستان بود كه آغوشش را در سكوت برایش گشود. گورستانی در شهر فرشتگان. گورستان وست وود!!

تمام شد!
جمعیتی سیاه پوش......جمعیتی زیاد...گریان...سال ۱۳۶۸ ، برابر با ۱۹۸۹ میلادی، هنرمند و غیر هنرمند.
در غروب...سكوت....كسی نیست. مراسم تمام شده است. همه رفته اند و او باز هم تنهاست. تنهایی و فراموشی است كه از این پس با او همراه است.
صدایش در گورستان پیچید:

قلبم گرفت ای نازنین/ نفس دیگه نفس نیست! / آه این زمین و سرزمین/ واسم به جز قفس نیست/ تو ای عزیز ترین کسم / پشت و پناه من باش / یه تكیه گاه مهروبون / رفیق راه من باش
یه جا اگه جای مناجات بود / صد جا دیگه دار مكافات بود/صد جا دیگه جای مجازات بود
تا كی بگم آه ای خدا / مگه دل درد آشنام / هر چی كشیده بس نیست / رنجی كه دیده بس نیست

طناز امین :: tannazamin@yahoo.com


  نظرات وارده :7



Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.