شماره دوازدهم :: چهارشنبه ۷ بهمن ماه ۱۳۸۳

صفویان
قسمت ششم



در آغازین دوران صفویان و به خصوص همین دوران شاه اسماعلیل، عناصر ایرانی به کارهای دیوانی مشغول شدند و از طرفی دیگر شالوده تجارت و صنعت ایران جدید را پایه گذاری کردند. ترکان عموما جنگاورانی بودند که مرزهای ایران را حفظ می کردند. ایران پس از فروپاشی دستگاه خلافت عباسی و همچنین هجوم مغول ها و حکومت ایلخانی و تیموری به کل از حضور اعراب خالی شد.
سیمای آغازین امپراطوری صفوی

پس از جنگ چالدران و شکست سنگین اسماعیل از سلطان سلیم عثمانی، وجه شخصی وی در نزد مردم خدشه دارد شد. از طرفی اسماعیل به دلیل پیروزی های چشمگیر و چهره گیرایش و همچنین القائات پیرامونی اطرافیان خود، باورهای منجی گونه ای را در خود احساس می کرد و برای خودش سیمایی مهدی وار ترسیم می کرد.

وقتی به تبعات این شکست آگاه می شویم، که بدانیم شاه اسماعیلی که خود را فرستاده خدا و سلطنت را به خواست او می دانست و تصور می کرد اراده الهی همواره نگهدار او و سلطنتش است، در سالهای پسین عمرش رو به انواع باده گساری و خوش گذرانی شد. اسماعیل آن قدر غرق در شهوات خود شد که حتی درباریان خصوصی خود را هم به وحشت انداخت. با این حال با مرگ شاه اسماعیل صفوی، ایران وارد دنیای جدیدی شد.

***
قبل از ورود به دنیای پس شاه اسماعیل، نگاهی به وضعیت ایران در آن دوران چهره جدیدی را از ایران آشکار خواهد کرد. چهره ای که تاثیر به سزایی در حوادث بعدی داشت.

جمعیت ایرانی که امپراطوری صفویان حاکم بر آن بود، به دو بخش مجزای ایرانیان و ترکان تقسیم می شد. دو قوم کاملا مجزا که هر کدام هویت مستقل از دیگری داشتند. زبان، آداب و حتی خاستگاه و فرهنگ متمایز آنان چهره بسیار خاصی را از هر کدام نشان می داد.(١) ترکان شامل طوایف گله دار و اکثرا چادر نشین و جنگجوی کوچ نشین بودند و ایرانیان عموما شامل لایه های دهقانی روستایی و بازرگان و پیشه ور شهری می شد.

با این حال شخصیت اسماعیل این دو خاستگاه را به هم نزدیک کرد. از دست رفتن تبریز به معنای کوچ صفویان از منطقه آذربایجان به مناطق مرکزی اردبیل بود و حتی شرق بود. در حقیقت تبریز پس از جنگ چالدران مدتی به تصرف عثمانی ها درآمد و مدتی هم شهری مرزی بود که اهمیت و امنیت پایتختی را نداشت.


در آغازین دوران صفویان و به خصوص همین دوران شاه اسماعلیل، عناصر ایرانی به کارهای دیوانی مشغول شدند و از طرفی دیگر شالوده تجارت و صنعت ایران جدید را پایه گذاری کردند. ترکان عموما جنگاورانی بودند که مرزهای ایران را حفظ می کردند. ایران پس از فروپاشی دستگاه خلافت عباسی و همچنین هجوم مغول ها و حکومت ایلخانی و تیموری به کل از حضور اعراب خالی شد.

همانطور که مطرح شد، می توان سوال کرد آیا اسماعیل واقعا نماینده نمادین مردم ایران بوده که با کمک آنها آخرین تلاش موفقیت آمیز را برای کسب قدرت سیاسی به کار بسته است؟ آنچه یقین است کمک و توسل او به اشرافیت محلی، دیوان سالاران، بازرگانان و پیشه وران ایرانی نتایجی کاملا متفاوت از نتایج حکام سابق ترکمان از جمله آق قویونلو و قرا قویونلو ها داشت. می توان به سادگی نتیجه گرفت ایرانیان حکومت صفوی را یک حکومت غیرخودی نمی دانستند. وی با طبقه زمین دار ایرانی ارتباط داشت که به هر حال فارغ از اجداد ترکمان او، به آنها متعلق بود. از طرفی به عنصر ایرانی کمتر از ترکمان توجه نداشت. زیرا ارتش صفویان در دوران وی اکثرا از ترکمانان تشکیل می شد. هر چند در بسیاری اوقات دیده شد که حتی مناصب نظامی به ایرانیان نیز رسید. نمونه برجسته آن « یار احمد خوزانی » بود که در نبرد غجدوان به جنگ ازبکان رفت و در آن جنگ کشته شد. وی در آن زمان منصب امیر الامرا داشت، مقامی که بالاترین موقعیت نظامی در آن دوران بود.

کاملا روشن است که برجستگان و خبرگان ایرانی در زمان شاه اسماعیل از نفوذشان برای تحدید قدرت نسبتا محدود امرای ترکمان بهره می گرفتند. می دانیم شاه اسماعیل عنایات ویژه ای به همین رجال ایرانی داشت تا آنجا که آنان را صاحب ثروت های کلانی کرد. و البته می توان به سادگی متوجه شد که عناصر ترکمان هرچند محدود آنها چه تصوری نسبت به ایرانیان پیدا کردند. همین اتفاقات باعث شد تا ریشه اختلافات بین آنان در دربار شکل گرفته و یکی از نشانه های حکومت صفوی باشد.

شاه اسماعیل بی تردید متوجه حد و حجم مشخص تاثیرات سیاست ایران دوستی خویش بود. بنابراین می توان پذیرفت که وی اهدافی خاص در ذهن داشته است. او می دانست که اگر کمی این حس را فراموش کند ملعبه دست اشراف ترکمانی شود که اقلیت محض را تشکیل می دادند.

اما از دیگر دستاورد های مسلم اسماعیل بنیانگذاری یک امپراطوری با مرزهای تقریبا مشابه کنونی ایران، تشکیلات سیاسی این سرزمین ها، ثبات نسبی داخلی و حفظ و حراست از شر دشمنان خارجی بود. در یک بازنگری می توان دریافت که تبلیغ تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور، البته با شیوه های نه چندان مقبول سنجیده، تاثیری محدود در وحدت امپراطوری و مردم داشت.

شاه اسماعیل اول به هیچ وجه اصلاحات اجتماعی و یا سیاسی را به انجام نرساند. شکل حکومتی هم که او در امپراطوری خویش اتخاذ کرد و هیچ نوع پیشرفت و تغییری نسبت به سلسله های سابق نداشت. این حکومت یک حکومت مطلقه سلطنتی بود که فقط وجوه افتراق آن از سایر نظامهای سیاسی شرقی جنبه های مذهبی و تئوکراتیک آن بود.


پ.ن
(١) البته نباید فراموش کرد که مردمانی که آن روز در آذربایجان زندگی می کردند اصولا ترک نبودند و آذری هایی بودند که ریشه های کاملا ایرانی داشتند. قبایل و طوایفی که سالها در این منطقه زندگی می کردند. ترکانی اینجا از آنان نام برده شد در حقیقت بخشی از ترکانی هستند که از ماورالنهر به ایران کوچ کرده بودند. ترکمانان، ترکانی بودند که در ایران ماندند و ترکان همان عثمانی های آن زمان بودند. نکته دیگر آنکه آذربایجانی که به آن اشاره شد منظور منطقه ای از زنجان فعلی ایران تا جمهوری آذربایجان است. اَران نام منطقه ای است که امروز با نام مجعول جمهوری آذربایجان شناخته می شود. برای اطلاعات بیشتر به سایت www.azarpadgan.com مراجعه کنید.

(۲) لینک مستقیم قسمت اول / لینک مستقیم قسمت دوم / لینک مستقیم قسمت سوم / لینک مستقیم قسمت چهارم / لینک مستقیم قسمت پنجم

جلال افشار :: jalal_afs@yahoo.com


  نظرات وارده :1



Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.