|
شماره سيزدهم :: چهارشنبه ۲۱ بهمن ماه ۱۳۸۳
دفاتر سبز
.....
دفاتر سبز (شاندل) شماره ۱۱۱
۱. هركس در زندگی محتاج دو بهانه است.بهانه ای برای زیستن و بهانه ای برای مردن. انسان نیز بر دو گونه است. انسانهایی هستند با هزاران دلیل برای زیستن و به دنبال یك بهانه برای مردن و انسانهایی با هزاران دلیل برای مردن و به دنبال یك بهانه برای زیستن!
۲. هر آن كس كه با تو سخن می گوید بنگر تا انتهای چشمانش چیست؟ چشمها صادق تر از زبانند. نه به هیچ دلیل ادبی یا فلسفی! بلكه به این دلیل كه هنوز انسانها حرف چشمها را نمی فهمند. هنوز نمی دانند كه چشمها نیز حرف می زنند و گرنه به زودی یاد می گرفتند تا همچون زبان با چشمانشان نیز دروغ بگویند! خدایا شكر كه هنوز اسراری هست كه آدمها!نمی فهمند.خدایا شكر كه هنوز...
۳. در صحرایی باد به یك بوته خار رسید. بوته خار از باد پرسید: چگونه می توانم همچون تو آزاد و رها باشم. باد لبخندی پنهان زد و گفت: اول بكوش تا چون من رنج آوارگی و لا مكانی را بر خویش هموار سازی سپس منتظر بنشین. آزادی و رهایی خود به سراغت خواهد آمد. سپس در دل خود به آرامی گفت: آه كه قفس هر شخصی به بزرگی رویایی است كه از آزادی دارد!
۴. یك شاعر هماره در حال فرار از دست محبوبی است كه بی تابانه سر در دنبالش دارد!
۵. عشق درختی است كه ریشه در نیازی عمیق دارد اما میوه هایش همه آزادگی و بی نیازی مطلق است.
chandel2005@yahoo.com
نظرات وارده :1

|