شماره چهاردهم :: چهارشنبه ۵ اسفند ماه ۱۳۸۳

باغبان
ترجمه اي از كتاب گيتانجالي ؛ نوشته رابيند رانات تاگور ؛ اولين كتابي كه جايزه نوبل را براي شرقيان به ارمغان آورد و متاسفانه در ايران به زبان فارسي ترجمه نشد.



باغبان


اگر تو بخواهی دیگر آوازی سر نمی دهم! اگر نگاهم دلت را می لرزاند چشمانم را از صورتت بر خواهم گرفت! اگر حضورم در آستانت تو را آشفته می سازد كنار خواهم كشید و راهی دگر خواهم رفت! اگر حضورم در باغ تو را نگران و آشفته می سازد ؛ باغ تنهاییت را ترك خواهم كرد! اگر آب گستاخ و وحشی می شود پس من دیگر هیچگاه در دریای تو پارو نخواهم زد.

ستایش


خدایا بدین قلب كوچك بركت ده! این فرشته پاكی كه بوسه ای از بهشت را برای انسان زمینی به ارمغان آورده است. دل هنوز تحقیر گرد و غبار و تحسین طلا و مال را نیاموخته است! او را به خویش گره زن و مقدس شمار. او از سرزمینهایی دور بدین سرزمین آمده است. من نمی دانم كه چگونه دل تو را در انبوه جمعیت باز می شناسد و به در خانه تو می آید. بار امانتش را به تو می سپارد و راه خویش را از تو می جوید. او را حمایت كن و راهنمایی كن! او را تقدیس كن! دستت را بر روی قلبت بگذار و دعا كن! آب های زیر زمینی خواهند دمید و آنگاه بادی ماورائی بر بادبانها خواهد وزید و تو را به بهشت رضوان خواهد برد.

یاشار رضائی :: chandel2005@yahoo.com


  نظرات وارده :1



Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.