دلتنگ از باران
دلتنگ از سكوت
دلتنگ از محبتهای بی جواب
شاید
از دنیا گله كردن ساده ترین كار باشد
چه بیهوده گذشتیم
و گذشت بر ما
نشستیم و سكوت كردیم
هیچ به روی خود نیاوردیم
آری
پلك زدیم بر داده ها و از دست داده ها
نوبت ما شد ؟؟؟
نوبت گریه دل
راستی
هر دل به زمانی دل می شود
هر كس به سكوت
گاهی خاطره
من بخندم تو بخندی
آدمها چه می گویند
شاید بازهم
دلتنگی
شاید ناكجا آباد ما
طاقتی می خواهد از جنس همان آدمها
اشك بریز اما فریاد را
برای روز رهایی
در دلت حبس كن
می رسد ؟؟؟؟
شاید .....
فرامرز کشیری :: faramarzjoon2003@yahoo.com