شماره چهاردهم :: چهارشنبه ۵ اسفند ماه ۱۳۸۳

من یک فمنیست هستم
نقبي بر فمنيسم و بررسي شاخه ها و اصول اوليه آن



به غیر از عده اندكی كه آگاهانه با فمینیسم مخالفت می‌كنند و از نتایج گسترش این طرز فكر در جامعه و تحدید قدرت پدرسالارانه نگران هستند، بیشتر مخالفان فمینیسم یا آگاهی و شناخت صحیح و جامعی از این مفهوم و اصول اساسی آن ندارند یا شناخت خود از فمینیسم را مبتنی بر انواع رادیكال فمینیسم كرده و آن را به همه انواع فمینیسم تعمیم داده‌اند.
زنی كه مدیریت یك تعاونی خود اشتغالی در یكی از مناطق جنوبی شهر تهران را بر‌عهده داشت و در كنار آن برنامه‌های آموزشی و اطلاع رسانی در زمینه حقوق زنان را برگزار می‌كرد، در همان ابتدای مصاحبه وقتی كلمه «فمینسم» را از من شنید، انگار كه بدترین توهین را به او كرده باشم با لحنی جدی و محكم گفت: «من اصلا فمینسیت نیستم.»

این زن كه همه فعالیت‌هایش در راستای آگاهی بخشیدن به زنان برای احقاق حقوق‌شان است، نمونه‌ای از زنان و مردانی است كه با وجود فعالیت‌هایشان در زمینه برابری حقوق زنان و مردان، خود را از هرگونه انتساب به فمینیسم مبرا می‌دانند و از شناخته شدن به عنوان یك «فمینیست» گریزان هستند.

شاید ذهنیت‌هایی كه از فمینیست‌ها به عنوان « زنان مردنما»، «از مرد بیزار»، «خانمان برانداز»، «دشمن خانواده» و «طرفدار بی بند و باری جنسی» و ... وجود دارد و یا این طرز فكر كه فمنیست‌ها افرادی «‌غرب زده»، «روشنفكر‌نما»، «برخاسته از طبقه متوسط» و «‌به دنبال زن سالاری» هستند، در این هراس از فمینیسم و فمینیست‌ها بی‌تاثیر نباشد. تا آنجا كه به گفته حمیدرضا جلائی پور، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران «‌بسیاری از مدافعان زنان خود را با واژه فمینیست هویت‌یابی نمی‌كنند، زیرا آنها و جامعه فكر می‌كنند كه فمینیسم با « نهاد خانواده» كه بنیان جامعه است ضدیت دارد و ترجیح می‌دهند خود را با واژه ای كه « مسئله دار» است هویت یابی نكنند.»

این نگاه غلط را به راحتی می‌توان در تصوراتی كه برخی از افراد از فمینیست‌ها دارند، مشاهده كرد. به گونه‌ای كه شنیدن خبر ازدواج یا بچه دار شدن یك زن فمینیست به قدری برایشان عجیب و حیرت‌آور است كه به اصل «فمینیست بودن» آن فرد شك می كنند یا وقتی ذهنیات خود را از یك فمینیست با رفتار و اعمال او منطبق نمی‌بینند، می‌گویند: « تو چه فمینیست خوبی هستی!»

به غیر از عده اندكی كه آگاهانه با فمینیسم مخالفت می‌كنند و از نتایج گسترش این طرز فكر در جامعه و تحدید قدرت پدرسالارانه نگران هستند، بیشتر مخالفان فمینیسم یا آگاهی و شناخت صحیح و جامعی از این مفهوم و اصول اساسی آن ندارند یا شناخت خود از فمینیسم را مبتنی بر انواع رادیكال فمینیسم كرده و آن را به همه انواع فمینیسم تعمیم داده‌اند.

فمینیسم چیست؟


«‌فمینیسم جنبشی سازمان یافته برای دست‌یابی به حقوق زنان و نیز یك ایدئولوژی برای دگرگونی جامعه است كه هدف آن صرفا تحقق برابری اجتماعی زنان نیست، بلكه رویای رفع انواع تبعیض و ستم نژادی، طبقاتی و ... را در سر می‌پروراند. فمینیسم ایدئولوژی آزادی زنان است و در همه رویكردهای آن این اعتقاد مستتر است كه ما زنان به دلیل جنسیت‌مان اسیر بی‌عدالتی هستیم.»(مگی هام، فرهنگ نظریه‌های فمینیستی، صفحه ۱۶۳)

وجه مشخصه فمینیسم این است كه «‌فرودست بودن» زنان را قابل بحث و مخالفت می‌داند و معتقد است این مخالفت مستلزم بررسی انتقادی موقعت كنونی و گذشته زنان و چالش با ایدئولوژی مردسالارانه حاكم است كه فرودستی زنان را طبیعی و همگانی و اجتناب‌ناپذیر جلوه می‌دهد.

در طول بیش از صد و پنجاه سالی كه از آغاز جنبش زنان و بیش از یك قرنی كه از مطرح شدن اصطلاح « فمینیسم» در اشاره به این جنبش می‌گذرد، نظریه‌های مختلف و گاه متعارضی در تبیین فرودستی زنان عنوان شده است. این اختلاف نظر در تعبیر علل فرودستی زنان منجر به شكل گیری انواع فمینیسم شده است و از این رو ما با مفهوم مشخص و معین به عنوان فمینیسم روبرو نیستیم كه بتوانیم به سهولت آن را بپذیریم یا رد كنیم.

فمینیسم گاه تحت عنوان لیبرال فمینیسم ؛ مبارزه برای حقوق برابر زنان با مردان را هدف قرار داده و نابرابری فرصت های آموزشی را سرچشمه ستم بر زنان دانسته، گاه همه شكل های ستم و سلطه را ناشی از برتری جویی مردان انگاشته و در قالب رادیكال فمینیسم هدف خود را جایگزینی جوامع مردسالار كنونی با جوامع زن محور معرفی كرده، گاه ریشه انقیاد زنان را در شیوه تولید سرمایه‌داری و جدایی كار از خانه كه به تقسیم كار جنسی انجامیده پنداشته و با نام ماركسیسم فمینیسم ؛ دگرگونی بنیانی اقتصاد را تنها راه چاره رفع ستم دیدگی زنان عنوان كرده و گاه همچون فمینیسم پسا تجددگرا اساسا « زن و مرد» و « زنانگی و مردانگی » را اموری غیر جوهری و یا برساخته اجتماع معرفی كرده است.

علاوه بر این گرایش‌ها گروه‌های فمینیستی دیگری نیز با اندیشه‌های متفاوت و راهبردهای گوناگون برای بهبود شرایط اجتماعی زنان و رفع تبعیض از آنان گام برمی‌دارند كه بنا به خاستگاه تاریخی، جغرافیایی، ایدئولوژیك، اجتماعی و فرهنگی خود با عناوینی همچون پسامدرن، اگزیستانسیالیست، صلح طلب، اجتماعی، مسیحی، مسلمان و .... شناخته می‌شوند.

اما آنچه در همه این گرایش‌ها مشترك است و شاید بتوان آن را از اصول اساسی فمینیسم نامید « آگاهی از سركوب و استثمار زنان و اقدام آگاهانه برای تغییر این وضعیت است.»
فمینیسم از این نقطه آغاز می‌كند كه زنان سركوب می‌شوند و سركوب آنها مسئله مهمی است. این سركوب در نقاط مختلف جهان و مقاطع تاریخی مختلف، انواع متفاوتی دارد و با تغییر شرایط اجتماعی، اشكال سركوب نیز تغییر می‌كند. اما ریشه‌های این سركوب همچنان پابرجا می‌ماند.

من یك فمینیست هستم

مگی هام در فرهنگ نظریه‌های فمینیستی یكی از شاخص‌های فمینیست دانستن یك فرد را دانشی كه او از سركوب زنان یافته، عنوان كرده است. « تجربه ارتقای آگاهی» و « رسیدن به دركی از تفاوت ها و اشتراكات زنان» از دیگر شاخص‌هایی هستند كه به عنوان ملاكی برای فمینیست نامیدن یك فرد مطرح شده‌اند. در تعریفی ساده تر می توان گفت: « هر مرد و زنی كه اعمال تبعیض بر اساس جنسیت، سلطه مردان و پدرسالاری را در جامعه تشخیص دهد و به نوعی علیه آن گام بردارد فمینیست است.» (‌پرسش‌هایی درباره فمینیسم، مجله زنان، شماره ۱۰۷، صفحه ۹۳)

ربكا فاوس فمینیست انگلیسی در این زمینه می‌گوید: « من خود هرگز نتوانسته‌ام دقیقا دریابم كه فمینیسم چیست. تنها می‌دانم كه هر وقت احساساتی مرا از یك توسری خور یا فاحشه متمایز می‌سازد، بیان می كنم، مردم مرا فمینیست می‌نامند.»

برخی فمینیست‌ها مدافع تعریفی آینده محورند و اعتقاد دارند كه یك فمینیست باید دركی از دگرگونی‌های اجتماعی داشته باشد و برخی دیگر مدافع تعریفی هستند كه اعتبار تجربه‌های امروزی زنان را به رسمیت بشناسد. بر اساس این تعریف فمینیسم درصدد است سخن‌گوی تجریبات زندگی زنان باشد، واقعیت را از دیدگاه زنان بنگرد، پرسش‌هایی را طرح كند كه به زندگی زنان مربوط باشد و پیش داوری‌ها و تحریف‌های نظام مند دانش مردمحور را برملا سازد.
اما آنچه مورد توافق است این است كه تمامی فمینیست‌ها در گونه‌ای تعهد به دیدگاهی زن محور و برخورداری از این دیدگاه شریك هستند.

فمینیسم هیچ نسخه‌ واحدی برای مشكلات زنان ندارد و این خود زنان هستند كه باید بنا به موقعیت زمانی و مكانی و پیشینه طبقاتی، تحصیلاتی، نژادی ومذهبی‌شان راه‌های برون‌رفت از «فرودستی» و « سركوب» را بیابند. آنچه در این مسیر راهگشای حركت‌های فمینیستی خواهد بود این است كه به یاد داشته باشیم موقعیت‌های متعارض ما ناشی از نارسایی‌ها و مشكلات فردی نیست و تبعیض جنسیتی یك مشكل مشترك در بین تمامی زنان جهان است كه به شیوه‌های مختلف بر آنها اعمال می‌شود. تجربه‌های مشترك زنان در نقاط مختلف دنیا و راه كارهایی كه برای رویارویی با این تبعیض‌ها به كارگرفته‌اند می‌تواند ما را برای تغییر موقعیت نامطلوب كنونی یاری دهد.

مریم حسین خواه :: maryam2000@gmail.com


  نظرات وارده :5



Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.