ویژگی های فرهنگی كه باورها، سنت ها و آداب و رسوم مردم را رقم میزنند، عواملی تعیین كننده در چگونگی « نهادینه سازی تشكل های غیردولتی در جامعه » به شمار میآیند. الگوی این نوع سازمان ها، زمانی میتواند در ساختار عناصر و مجموعههای فرهنگی جایگزین شود كه با این ساختار و مؤلفههای تشكیل دهنده آن همخوان گردد. همچنین این همخوانی نیازمند شناسایی عناصر و ریشههای تاریخی موضوع و طراحی و انطباق مفاهیم و الگوهای اولیه
طرح تشكلهای غیردولتی با آنها می باشد.
در این بخش از مقاله با نگاهی گذرا به تاریخچه فعالیت سازمان های غیردولتی در دوران پیش و پس از انقلاب، گسترش این سازمانها را در این دو مقطع تاریخی مرور خواهیم كرد و عواملی را كه در شكل گیری این تشكل ها مؤثر بوده اند را نیز مورد بررسی قرار خواهیم داد.
۱- دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی
در دوره حكومت پهلوی به دلیل فقدان تشكیلات كارآمد و فراگیر دولتی و ضعف سازماندهی و برنامه ریزی در جذب و هدایت فردی و اجتماعی نسل جوان، برخی تشكل ها، احزاب، گروه ها و شخصیت های فرهنگی و اجتماعی درصدد جذب و سازماندهی جوانان و ایجاد انگیزه برای فعالیت های اجتماعی و سیاسی برآمدند. هر چند این تشكلها هرگز در سطح وسیعی با جوانان ارتباط نداشتند، اما در آن زمان و شرایط آن دوران، در شكستن قالب های سنّتی و ایجاد فضای آزاد برای فعالیت های اجتماعی و سیاسی یا دست كم پوشش اوقات فراغت نسل جوان مؤثر بودند. برخی از این تشكل های غیردولتی كه بیشتر از سالهای ۱۳۲۰ به بعد ایجاد شده بودند، عبارتند از :
حزب میهن پرستان جوان (۱۳۲۰)،
سازمان جوانان اراك (۱۳۳۱)،
سازمان جوانان حزب توده ایران،
سازمان جوانان حزب توده ایلام (۱۳۲۵)،
اتحادیه جوانان بیجار (۱۳۲۵)،
اتحادیه جوانان جنوب (۱۳۲۴)،
اتحادیه جوانان اسفراین (۱۳۳۱)،
سازمان جوانان اصلاح طلب فسا (۱۳۳۱)،
سازمان جوانان جانباز و میهنپرست كجور (۱۳۳۱)،
سازمان جوانان بازار وابسته به حزب ایران (۱۳۳۰)،
سازمان جوانان حزب توده بابل (۱۳۳۴)،
سازمان فعالیت جوانان،
تشكیلات جوانان دموكرات آذربایجان ،
حزب جوانان دموكرات مهاباد،
سازمان پیشاهنگی ارامنه،
سازمان جوانان مسلمانان،
كلوپهای دختران،
سازمان جوانان جمعیت ایرانی هوادار صلح گرگان ،
صندوق تعاون جوانان،
سازمان جوانان آذربایجان شرقی (۱۳۴۸)،
كانون فرهنگی ایران جوان (۱۳۴۴)،
سازمان جوانان ایران (شوشتر ۱۳۲۸) ،
و سازمان جوانان میشاكوت (ارامنه)
۲- دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی و تغییر بنیادین شرایط و مناسبات اجتماعی و فرهنگی كشور، شرایط زندگی و مطلوبات و آرمان های نسل جوان نیز تغییر یافت و تا امروز، هر جا كه در گستره سرزمین پهناور ایران، جوشش و كوششی به ثمر نشسته است، نشانی از حضور گرم و پرشور جوانان با خود دارد.
نگاهی اجمالی به ساختار تشكیلاتی تشكل های غیردولتی جوانان در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی نشانگر آن است كه شاخص های زیر درشكلگیری آنها مؤثر بودهاند:
۱- تعالیم دینی و ارزش های اعتقادی :
ریشههای فرهنگ دینی مردم با اهداف و نیات خیرخواهانه نهفته در تشكل های غیردولتی، همبستگی زیادی دارد. از خودگذشتگی، ایثار، نوع دوستی و ... كه مورد تأكید باورهای دینی بوده كه رشد و تعالی معنوی انسان در گرو آنهاست.
۲- ویژگی ها و عناصر فرهنگی :
ویژگی های فرهنگی كه باورها، سنت ها و آداب و رسوم مردم را رقم میزنند، عواملی تعیین كننده در چگونگی « نهادینه سازی تشكل های غیردولتی در جامعه » به شمار میآیند. الگوی این نوع سازمان ها، زمانی میتواند در ساختار عناصر و مجموعههای فرهنگی جایگزین شود كه با این ساختار و مؤلفههای تشكیل دهنده آن همخوان گردد. همچنین این همخوانی نیازمند شناسایی عناصر و ریشههای تاریخی موضوع و طراحی و انطباق مفاهیم و الگوهای اولیه
طرح تشكلهای غیردولتی با آنها می باشد.
۳- ویژگی ها و شرایط روانی ـ اجتماعی :
الگوهای مطلوب مشاركت اجتماعی مبتنی بر توجه به شرایط و ویژگی های زندگی مردم، مسائل، نیازمندی ها و ضرورت های زندگی اجتماعی آنان، عادات و روحیات فردی و گروهی و ... می باشد. علاوه بر آن كه تبیین و تعریف سیاست گذاری مشاركت اجتماعی در بخش جوانان مستلزم در نظر گرفتن « ویژگی های دوره جوانی در ایران » نیز می باشد.
۴- امكانات، فرصت ها و محدودیت ها :
بدون توجه به هرم سنی جمعیت و ویژگی های منحصر به فرد جمعیتی كشور، همچنین زمینهها و شرایط حقوقی و وضعیت قوانین تسهیل كننده یا محدود كننده، سیاست ها و خطمشیهای كلی نظام، فرصت های آماده برای ظهور تشكل های غیردولتی، امكانات ملی و ... تبیینی درست از مفاهیم و تدوین استراتژی گسترش موضوع، عملی نخواهد بود.
۵- استانداردهای جهانی :
دستاوردهای پژوهشی، اندیشههای نوین علمی، تجارب عملی و نتایج به دست آمده از ظهور و گسترش كمّی و كیفی تشكل های غیردولتی در كشورهای توسعه یافته جهان منابع پراهمیتی برای تبیین موضوع در ایران میباشند. گر چه این دستاوردها میتواند براساس ویژگی ها و شرایط ویژه كشور ما ارزیابی و اصلاح گردند.
از بررسی چگونگی و عوامل شكل گیری تشكل های غیردولتی در این دو مقطع تاریخی می توان نتیجه گرفت كه تغییر شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جوامع نقش به سزایی در تغییر رویكرد و گرایش سازمان های غیردولتی دارد و بر اساس شرایط جامعه دست خوش تحوّلاتی می شود كه نحوه عملكرد و گرایش آنها نسبت به مسائل مختلف را دچار دگردیسی می كند.
در بخش بعدی این مقاله به بحث توانمند سازی تشكل های غیردولتی پرداخته خواهد شد.
ادامه دارد ...
منابع : در نگارش این سلسله مقالات از آمارها و تعاریف ارائه شده از سوی نهادهای متولی امور جوانان و تشكل های غیردولتی و منابع تحقیقی " سازمان ملی جوانان " استفاده شده است.
مرتبط : لینک مستقیم قسمت نخست این مقاله / لینک مستقیم قسمت دوم / لینک مستقیم قسمت سوم
محمد واعظی :: info@deltang.net