و واژه ها را نشناخته
به امید
دست به دست می کنند
به روز
کتابی را انتخاب
به وزن
مردمی را بخشنده
به ظلم
آهش را
اشکش را
گشوده سینه اش را
به مرگ اهریمنش
پاس می دهند
به فردایی
که روزش
تا بوی سال ها
ریزش باران اشک
در اندوه سکوت زمان
در ابدیت ابد
جاریست
وای عجب مردمی
که خون های سرخ همسران خویش را
به اشکی
در نادیده تاریخ دور
فراموش می کنند.
امیر امیری :: amir_amir12345@spymac.com