|
ویژه نامه سالگرد شهادت دکتر علی شریعتی :: خرداد ۱۳۸۳
گزارش یک سالگرد
گزارشي از بيست و هفتمين سالگرد شهادت دکتر شريعتي در حسينيه ارشاد تهران :: ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۳
مراسم ساعت ۵ شروع شد، ولی از اونجایی هیچ کدوم از دوستان از ساعت دقیقش خبر نداشتند، من ساعت ۵:۳۰ رسیدم. مراسم مثل همیشه با جوی آرام آغاز شد و آقایان سالن پایین و خانم ها طبقه بالا را اشغال کردند.
سالن پاین جایی برای نشستن نیست ولی سالن بالا هنوز می تونی صندلی خالی پیدا کنی. اولین سخنران علی قاسمی ست که من اواسطش رسیدم و از موضوع بحث اطلاعی پیدا نمی کنم. از هر قشری اینجا می تونی پیدا کنی. از مذهب گرای سنتی و روشنفکر دینی و حتی لائیک. اینجا تنها جاییه که همه اقشار با سکوت در کنار هم می نشینن و به یک نفر می اندیشن. به دکتر شریعتی. مرد آزادی و اندیشه. دوربین های زیادی روی مردم زوم شده و از ۲۷امین سالگرد دکتر عکس یاده گاری گرفته می شه.

بچه های زیادی دیده می شن که تحمل این جو سنگین رو ندارن. عمدتا کاغذ و قلم به دست دارن و سعی می کنن سریع حرف های سخنران رو نت بردای کنن. تقریبا ساعت ۶، سالن بالا هم پر شده. بعد از اتمام سخنرانی قاسمی، زهرا بولحسنی ملقب به زهره، دو قطعه شعر رو که سروده خودشه قرائت می کنه. با نام های سرزمین عرفان و راه شریعتی. اوایل سخنش وقتی اسم ایران رو می یاره جمعیت با دست زدن حرف اون رو قطع می کنن. هنوز نام ایران ولوله یی بپا می کنه. بعد از او، نوبت به علی طهماسبی می رسه که موضوع صحبتش، گوهر دین داری در اندیشه دکتر شریعتیه. در آغاز کلامش یادی از اشکوری می کنه که این مطلب جمعیت رو به وجد می یاره و صدای دست از هر سمت سالن بلند می شه.

حول و حوش ساعت ۶:۱۵ برق سالن برای لحظاتی رفت. سالن رو ترک می کنم و به پایین می رم برای گرفتن چند عکس. جمعیت زیادی رو پا ایستادن و از تلویزیون بیرون سالن به سخنرانی گوش می دن. در هر گوشه عده یی جمع شدن و در حال بحث هستن.

ساعت ۶:۳۰ سخنرانی طهماسبی تموم شد و مهیار شادروان قطعه یی با نام هجرت رو در دستگاه نوا اجرا می کنه. بعد از تشویق جمعیت، دکتر میناچی بروی صحنه می یاد و از به امانت بودن جسد دکتر در شام می گه که باید برگرده ولی متاسفانه خیلی ها از جسد او هم می ترسند. میناچی بعد از نقل خاطره یی از دائی مبنی بر در فشار بودن دوست داران شریعتی، دکتر اسماعیل حاکمی بالا رو معرفی می کنه.

حاکمی بالا در ساعت ۷ سخنرانیش رو شروع می کنه و نکته جالب و قابل توجه اینه که حاکمی بالا با وجود تشدید بیماریش در روزهای اخیر(پارکینگسون) در مراسم حضور پیدا کرده. زمانی که سخنرانی می کنه نیز درد داره ولی با این وجود ادامه می ده. حضور پوران شریعت رضوی در سالن بالا همهمه یی بپا می کنه و بعضی با او عکس یادگاری می گیرن و بعضی بر سر موضوعی بحث می کنن. حاکمی بالا با زحمت زیاد در ساعت ۷:۳۰ سخنرانیش رو تموم می کنه. موضوع بحث او عرفان شریعتی بود.

ورود سوسن شریعتی بار دیگه جمعیت رو به واکنش می یاره و خیلی ها به احترام او می ایستن. موضوع سخن او دکتر شریعتی تیپ دیندار است. در شروع سخن یادی از رحمانی ها و علیجانی ها و اشکوری ها و آغاجری ها می کنه و کسانی که باید امروز اینجا می بودن و از شریعتی سخن می گفتن و نیستن.

و آخرین سخنران کدیور بود که ساعت ۸:۱۰ شروع کرد. خودش هم می دونست توقع سراپا گوش بودن از شنونده یی که ۴ ساعت نشسته، سخته. پس سخنش رو کوتاه می کنه. موضوع حرفش روشنفکری دین دار و چالش های فرا رویش است. با سخنی از استاد شریعتی (پدر دکتر)آغاز می کنه و این طور ادامه می ده : چند روز پیش خبرنگاری ازم پرسید آیا هنوز شریعتی زنده است ؟ اگر شریعتی زنده نبود بیشترین تعداد زندانی رو در بزرگترین زندان ایران نداشت. جمعیت با دست با او هم نوایی می کنن و یاد کردن او از آغاجری، اشکوری و اون سه یار دبستانی جمعیت رو بار دیگه به خروش می یاره. سخنان او هم ساعت ۸:۴۵ تمام شد.

فیلم کوتاهی از دکتر با صدای دکتر که شعر پاییز جان اخوان رو می خونه، حسن ختام برنامه بود. و بیست و هفتمین سالگرد دکتر هم گذشت. افسوس که دکتر نیست! در غربت زیست و در غربت مرد و در غربت به خاک سپرده شد!
ریحانه .ح :: reyhan_220@yahoo.com

|