امسال هم طبق نوروزهای قبل با تبلیغات پررنگ و لعاب صدا و سیمایی اعلام شد که دیگر کسی در جاده نمی ماند. شرکت های خودروسازی طبق سال های قبل موظف به دادن خدمات به مشتریان خود و حتی به دارندگان دیگر خودروها شدند. امسال هم اعلام شد که اگر در طول تعطیلات خودروی تان دچار نقص شد سریعاً با ۱۱۰ تماس بگیرید، از زمین و هوا و دریا و حتی زیرزمین به یاریتان خواهند شتافت و نمی گذارند آب در دلتان تکان بخورد.
در تعطیلات عید پارسال در معیّت خانواده به وسیله دو ماشین (یکی وطنی و از افتخارات ایران خودرو: پیکان؛ و دیگری اجنبی) به شیراز شتافتیم تا ضمن تجدید دیداری با حافظ و سعدی و کریم خان و غیره، آب و هوایی هم عوض کنیم. بعد از دو سه روز- که به مدد عزیزان ستاد اسکان مهمانان نوروزی یک شب آن در پارکینگ و یک شب آن در ماشین و یک شب در جوار دستشویی عمومی تخت جمشید (گرم ترین جای موجود) سر شد- دلمان ناخواسته هوای پل خواجو و منارجنبان و پارکینگ و دستشویی های اصفهان را کرد. قصد اصفهان کردیم و عازم نصف جهان شدیم.
۱۰۰ کیلومتری از شیراز دور شده بودیم که ماشین خارجیمان دچار نقص فنی خفنی شد. در آن هوای سرد و در جوار عبور ماشین های سنگین به ناچار توقف کرده و مشغول ایرانی بازی شدیم (توضیح: ایرانی بازی به انجام ندادن کاری مفید به همراه استخراج اظهارنظرهای زیاد و مفت گویند) و به روح مخترع پیکان درود فرستادیم. کاربلدیمان راه به جایی نبرد و قریب دو ساعت آچارکشی، وضع ماشین را بدتر کرد. مسلماً دومین کاری که در این لحظات به ذهن هر ایرانی می رسد اعتماد به گفته های مسئولین است (توضیح: در مورد غیر ایرانی ها اعتماد به گفته های مسئولین اولین چیزی است که به ذهن می رسد. دلایل این تفاوت را خودتان بهتر می دانید؛ اگر نمی دانید ادامه مطلب را بخوانید متوجه خواهید شد).
با موبایل با ۱۱۰ تماس گرفتیم و موقعیت را خدمتشان عرض کردیم. از کمک ۱۱۰ چنان مشعوف شدیم که به ناچار مقدار زیادی آب قند مصرف شد. فکر می کنید ۱۱۰ چه جوابی داد ؟ نخیر اشتباه می فرمایید. فرمودند: "ما فقط می توانیم شماره تلفن سایپا و ایران خودرو را در اختیارتان قرار دهیم. بقیه اش پای خودتان".
دم سردار گرم. یاد برنامه های دم عید هر سال از شبکه سه افتادیم. اما از آن جا که ماشین خراب شده ساخت چشم بادامی ها بود و نه تولید داخل، از تماس با نمایندگی های این دو شرکت منصرف شدیم که ناگهان صاحب پیکان پیشنهاد جالبی داد و گفت: "پیکان را من تازه خریدم و هنوز گارانتی دارد (توضیح: گارانتی ماشین چیزی است مثل گارانتی سشوار یا گارانتی مسواک). زنگ می زنیم ایران خودرو و می گوییم پیکان ما خراب شده؛ وقتی آمدند و دیدند دروغ گفته ایم، با تطمیع و تهدید و تسلیم و غیره راضیشان می کنیم که ماشین را تعمیر کنند".
بعد از کلی درگیری با وجدانمان (ما خانوادتاً با وجدانیم! )، با ایران خودرو تماس گرفتیم. بعد از حدود یک ساعت با ناامیدی تمام از ادامه فشردن دکمه Redial منصرف گشته و با سایپا تماس گرفتیم تا لااقل این عزیزان به یاریمان بشتابند. جواب های جالبی شنیدیم که با خودمان و ایرانی بودنمان کلی حال کردیم. بعد از شرح موقعیت و جا زدن ماشین خارجی با پراید صبای فول انژکتوری! مسئول مربوطه گفت: "الان که هوا تاریکه. شما هم خارج شهر هستید. پس نمی شه! " . گفتیم: "آخر عزیزجان، اگر صبح بود و داخل شهر، که به شما زنگ نمی زدیم" و با جواب "همینه" مواجه شدیم. پرسیدیم پس این همه تبلیغات تلویزیونی چیست ؟ جواب جالبی داد: "آقا جون دلت رو به اونا خوش نکن. اونا همش مال تو تلویزیونه. تبلیغه". بقیه قند ها را هم مصرف کردیم و نهایتاً با یدک کشی تماس گرفتیم تا راهگشایمان باشد.
فرمودند: "ماشین رو یدک می کنم کیلومتری هزارتومان. عقل هایمان را روی هم ریختیم و بعد از کلی تفکر (بله ما هم از این کارها بلدیم! )، فهمیدیم که ۱۰۰ کیلومتر به ازای هر کیلومتر هزارتومان می شود صدهزارتومان. بی خیال گشتیم و زیر لب غرغری کردیم و به ادامه دست کاری ماشین پرداختیم. حالا بگذریم که گشت ۱۱۰ آمد و به ما گفت خیالتان راحت؛ این بیابان امن است و تا آمدیم بجنبیم ما را قال گذاشت و رفت و ما چطوری با کمک اهالی نزدیک از مهلکه رهاییدیم و بعداً همگی سرمای سختی نوش جان کردیم و از ادامه راه منصرف شدیم و... فقط خواستم بگویم اگر خدایی ناکرده روزی در جاده دچار مشکل شدید، لااقل باطری موبایلتان را اَلکی مصرف نکنید. نگهدارید به دردتان می خورد.
مهدی سالاری :: Mahdi.Satan@Gmail.com