آواز من عشق است، آیا می شناسیدم ؟
امروزتان، بگذشت ... فردا می شناسیدم ؟
از آسمان هفتمش سهمی نمی خواهم
یک سیب و یک تبعید ؛ اینجا می شناسیدم ؟
دیشب به طعم شور و شیرینش فریبم داد
من کندم اینجا بیستون را ؛ می شناسیدم ؟
از عشق می گفتم ؛ شماها دشمنم بودید
ای دشمنان قیس و لیلا ! می شناسیدم ؟
من آن غریق ِ " آی آدم ها... " ی نیمایم
ای مردمان رو به دریا ! می شناسیدم ؟
مادربزرگ ِ شعر من تا صبح بیدار است
ها! قصه های شام یلدا ! می شناسیدم ؟
...
اینجا اگر چه جای من تنگ است ، می مانم
ای کوه ! ای دریا ! شماها می شناسیدم ...
علی شیروی :: ali_bibisekineh@yahoo.com