فیلم، نمایشگر انسانی است كه جستوجوگری و هوشیاری، چونان همه انسانهای دیگر در ذات او نهفته است و گرچه در لحضات و سالهایی این جستوجوگری به فراموشی سپرده شده و خاتمه یافته است، اما هر گاه دوباره به تأمل بپردازد و بیندیشد می تواند جستوجوگری و خلاقیت و اندیشه خود را بازیابد و آزادی را فرا چنگ آورد.
پخش فیلم سینمایی «نمایش ترومن: The Truman show» در پنجشنبه شب ۲۵ فروردین از سیمای شبكه یك را باید به فال نیك گرفت و آرزوی تداوم پخش فیلمهای جذاب و آموزنده از این رسانه عمومی را انتظار داشت. هدف من در این یادداشت تعریف و تمجید از برنامههای صدا و سیما و یا فیلم هایی نظیر نمایش ترومن، که با مبانی نظری خاصی تهیه شده است، نیست، بلكه پرداختن به اثری تا اندازه ای آموزنده، گیرا و جذاب است كه آموختنیهای زیادی برای بینندگان به همراه دارد.
مخاطب در این اثر با یك روایت و داستان یك زندگی دروغین و مصنوعی و تحت سلطه ارباب رسانه آشنا میشود: روایت و نمایش ترومن. این نمایش به حیات ترومن میپردازد كه زندگیاش از بدو تولد به صورت بیست و چهار ساعته و به طور مستقیم و آشكارا از رسانه عمومی و فراگیر تلویزیون نمایش داده میشود. فردی كه گمان میكنی یك زندگی آرام و بیدغدغه دارد، در حال نقشآفرین نمایشی است كه كارگردانی زیرك و ماهر برای او تدارك دیده است، در حالی كه ترومن از این نمایش و این ماجرا و كارگردان آن هیچ گونه اطلاعی ندارد.
كارگردان، در كار خویش مهارت بسیار زیادی داشته است. زیرا زندگی ترومن را از بدو تولد تا سیسالگی به تصویر كشیده است، در حالی كه خود از حقیقت ماجرا بیخبر است و نمیداند در سناریویی نقشآفرینی میكند كه دیگران برایش ترتیب دادهاند. و حتی نمیداند همه آنچه در اطرافش میگذرد و همه آدمهای دور و برش چیزی جز نقشهایی نیست كه یك كارگردان ماهر به منظورهای مختلف برای وی تدارك دیده است.
اما وی از هنگامی كه درك و كشف میكند، در زندگی آرام و بیدغدغه خود همواره تحت نظر است و همه به گونه بیسابقه ای او را میشناسند، به او احترام می گذارند و با تمامی زوایای زندگی وی آشنایی دارند و مدام چیزهای مشكوك در اطرافش رخ میدهد، تلاشی را آغاز میكند كه میتوان از آن به رهایی از ساختها و ساختارهای تدارك شده برای او یاد كرد. در واقع جیمز كری، كه در نقش ترومن به بازی میپردازد، از این لحظه تلاش میكند به این تحت نظر بودن و در حقیقت به این سلطه پایان دهد. سلطهای كه لایه لایه زندگی خصوصی او را نیز جلو دوربین برده است و میبرد.
تلاش وی از این خودآگاهی و شناخت آغاز میگردد و در نهایت به آن جایی میرسد كه برای آن به این تلاش دست زده و خطر كرده است.
فیلم نمایش ترومن، این حس را به آدمی منتقل میسازد كه میبایست به سمت آزادی رفت، اگرچه این تلاش برای دستیابی به آزادی همراه با خطرات و مصائب بیشماری باشد و گاه حتی سرابی بیش جلوه ننماید. به واقع سرتاسر فیلم، نه فقط نمایش طنزگونه زندگی ترومن، بلكه نمایش سیر به آزادی یك انسان تحت سلطهای است كه همه زوایا و روابط خصوصی زندگی او به عرصه عمومی كشیده شده و حوزه خصوصی و عمومی زیست او به گونهای وحشتناك و بیرحمانه به تصرف درآمده و حتی تغییر یافته و ساخته شده است.
فیلم از سویی روایت قدرت نیز میباشد. زیرا نشان میدهد كه چگونه قدرت فساد میآورد و قدرت بیشتر فساد بیشتر میآورد و این كه چگونه توسط قدرت برتر در حوزههای خصوصی و عمومی یك انسان مداخله میشود و زندگی كسلكننده و یك نواختی در راستای منافع ارباب قدرت به فرد تحمیل میشود. از سویی روایتی دیگر از قدرت نیز میباشد و آن اینكه انسان تحت سلطه، بدون هیچ ابزاری و صرفاً با معرفت و آگاهی و اراده میتواند قدرت غالب و برتر را مغلوب اراده و اندیشه خویش نماید و به آزادی دست یابد. فیلم نشان میدهد كه چگونه انسان، برتری اندیشه و خرد خود را به گونهای ناباورانه و با سختیها و مصائب فراوان به رخ نظام سلطه میكشاند.
بنابراین، با وجود اینكه همه سپهر زندگی خصوصی و عمومی نیز به تصرف قدرتمندان در آمده است، میتوان از شرّ همه این تحت سلطهگی خارج شد. نمیتوان فكر و اندیشه آدمی را محصور نمود و تصاحب كرد. از همین زاویه است كه ترومن در انتهای فیلم به آزادی و رهایی دست مییابد و به نمایش برپا شده توسط اصحاب قدرت خاتمه دهد. نمایشی كه در آن جز تحقیر انسان و سلب آزادی او و قربانی نمودن آدمی در پای منافع مادی و حقیر به تصویر در نیامده است.
«نمایش ترومن» نشاندهنده این نكته نیز میباشد كه با همه قدرتمندی باز هم نمیتوان سلطهگری را تداوم و استمرار بخشید. زیرا سرانجام، انسانهایی با اندیشه و اراده قوی خود میتوانند به این گونه نمایشهای مضحك خاتمه دهند، در حالی كه غالب مردم به این نمایش مضحك خوگرفته و هر روزه در دام این گونه نمایشها گرفتارند و خود از آن بیخبرند. تنها یك اراده و اندیشه قوی كافی است كه بروز و ظهور نماید و به شكستن ساخت و ساختار سلطه بپردازد و به وضعیت تحقیرآمیز آدمی و فقدان آزادی خاتمه دهد.
فیلم، نمایشگر انسانی است كه جستوجوگری و هوشیاری، چونان همه انسانهای دیگر در ذات او نهفته است و گرچه در لحضات و سالهایی این جستوجوگری به فراموشی سپرده شده و خاتمه یافته است، اما هر گاه دوباره به تأمل بپردازد و بیندیشد می تواند جستوجوگری و خلاقیت و اندیشه خود را بازیابد و آزادی را فرا چنگ آورد.
افزون بر این که فیلم، تلاش برای رسیدن به رهایی را مطرح میسازد، نمایش دهنده مهر و مهرورزی نیز میباشد و اساساً نقطة آغازین اندیشیدن این انسان دربند و تحت سلطه، از مهر و عشق آغاز میشود. مهر و عشقی كه به آگاهی میرسد و به آزادی میرساند. عشقی كه محرك و حركت آفرین انسان دربند و جستوجوگر به سوی آزادی است كه سالیان سال نظام سلطه آن را از وی دریغ داشته و او را به بند كشیده و در راستای اهداف خود از او سود جسته است.
و در نهایت اینكه در فیلم، اولویت و تقدم رتبی و روشی آزادی به نحو شایستهای ترسیم شده است. نفی همه آنچه جز آزادی است، به گونهای اولویت آزادی را طرح و برجسته میسازد. آزادی قبل از انتخاب مطرح است و به مثابه روشی است كه فرد در درون آن میاندیشد و دست به انتخابگری میزند. فرد از همه چیز خود میگذرد و همه مصائب را به جان میخرد تا به آزادی نائل شود. فیلم نشان میدهد كه شرط دستیابی به آزادی، دلیری و شجاعت است. دل به دریا سپردن و از امواج نهراسیدن است و بس. پرهیز از جهان مصنوعی و تقلبی و نمایشی و تلاش برای حركت به سمت زیستن در جهان واقعی و طبیعی است. فرار از فریب و جعل واقعیت و حقیقت و فرار از دخل و تصرف در زندگی خصوصی و عمومی و پناه بردن به آنچه خداوند در نهاد آدمیان به ودیعت نهاده است، به آزادی.
به راستی كه پایان سینمایی «نمایش ترومن» را میتوان آغاز نمایش انتخاب گری و آزادی (The freedom show) دانست.