عشق شیطان
نامه اي از شاندل براي رزاس



رزاس عزیزم، مرا ببخش كه نمی توانم عشقی را كه از تو نشآت می گیرد، حتی با خود تو تقسیم كنم! شاید بیش از آن مغرورم كه بتوانم عشقم را تقسیم كنم و شاید عشق ماهیتی دارد كه نمی شود آن را تفسیم كرد، حتی با خود معشوق!

اكنون می توانم بفهمم كه شیطان چه زجری كشید، آن هنگام كه خود را مجبور یافت تا عشق خود به خدا را با انسان تقسیم كند. چقدر سخت است كه در پیشگاه معشوق سر سجده بر پای رقیب خویش فرود آوری. آن هم یك انسان، یك انسان خاكی! مسئله، مسئله غرور و تكبر نیست. مسئله عشق است!

و عشق را نمی توان تقسیم كرد. این گونه بود كه شیطان با عشق آتشین خود از درگاه خدا رانده شد. مطرود عشق الهی شد، شیطان رجیم نام گرفت!

عشق خدا را به وصال وی ترجیح داد، او حتی نمی توانست عشق خدا را با خدا تقسیم كند، چه برسد به انسان. خدا را با انسان تنها گذاشت ولی عشق خدا را هماره در سینه اش نگاه داشت.

ما مردمان، همواره شیطان را به خاطر سر پیچی از فرمان خدا لعن و نفرین می كنیم، در حالی كه هر آینه از خدا و خواست او روی بر می گردانیم.

و شیطان با پوز خندی بر لب، شاد از این كه هنوز انسان بی عشق نتوانسته عشق مطلق او را درك كند! آری شیطان عاشق بود، عاشقی كه نتوانست تقسیم شدن عشق مطلق خویش را تاب بیاورد. بر بهشت و حور و خوشی پشت پا زد تا بتواند عشق خویش را همواره مطلق نگاه دارد و خدا را با هیچ كسی تقسیم نكند.

یك عاشق مغرور، یك عاشق مطرود، شیطان رجیم !!!!


یاشار رضائی :: chandel2005@yahoo.com


  نظرات وارده :2



 


Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2005 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved