دو چشم پاك یك خورشید می تابید در شب های تار و تیره و بی نور
صدای یك قناری نیز می پیچید
در یك دشت سوت و كور
و می دانست خورشید درخشان روز خواهد كرد
شب های دنیا را
به دشت تار شب رنگ ستاره بود پیدا و نسیم صبح می آمد
كه رسواتر كند دل های شیدا را
و گل ها با صدای بلبلان در رقص
به سمت رهگذرها می نمایانند
آن رخ های زیبا را
صدا می آید از انبوه یك دیوار
كه یك دل خسته فریادی سراسر سبز خواهد كرد فردا را
كامبیز منوچهریان :: k_m_s1383@yahoo.com