اینتخابات یا آنتخباتات
طنزي پيرامون انتخابات رياست جمهوري



با توجه به داغ و سوزنده شدن فضای انتخابات و با توجه به این که این روزها هر کسی یک چیزی می گوید، ما هم تصمیم گرفتیم یک چیزی بگوییم تا علاوه بر این که یک چیزی گفته باشیم، از بقیه یک چیزی گویندگان هم عقب نیافتاده باشیم. در ضمن شاید در بخش خبری "بیست تا سیب" و در قسمت "خبرهای جیز" نامی هم از ما برده شود. پس فرهنگ اصطلاحات سیاسی-انتخاباتی زیر تقدیم شما عزیزان می گردد.

نکته ایمنی: چون این نوشته خیلی بو می دهد، حتماً حین خواندن از ماسک استفاده کنید و یا دماغ خود را با انگشت بگیرید. به کسانی هم که کلی پول داده اند و دماغ جدیدی نصب کرده اند و فکر می کنند با گرفتنش از ریخت می افتد، اکیداً توصیه می شود از خواندن این نوشته پرهیز نمایند.

انتخابات: عمل مهمی که هر چندوقت یک بار انجام می شود. بهانه ای برای دیدن اعظم خانم و شمسی جون و اصغر آقااینا. فعلی که باعث به مدرسه کشاندن عده زیادی پیر و پاتال می شود. روزی برای آمرزش روح سازنده آهنگ "ای ایران". صفی استثنائی که نه مرغ دارد و نه گوشت (البته برای بعضی ها خیلی چیزها دارد). یکی از معدود صحنه هایی در زندگی که خوش تیپی به درد آدم می خورد. روزی که قبل از آن مردم روی سرِ ما جا دارند، بعد از آن ... باز هم روی سرِ ما.

ائتلاف: اِئت+لاف. عمل مهمی که هر چند وقت یک بار انجام می شود. با هم دست می دهیم تا با هم باشیم. در نتیجه من یک کاندیدا معرفی می کنم تو هم یکی! برای زدن توی پوز رقیبان است اما بعداً توی پوز رفیقان می خورد. نکته : تعداد کاندیداها قبل از ائتلاف، کمتر از بعد از ائتلاف است.

نفوذ: عمل شنیع مایعات را گویند. نوعی جاسوس (شاید هم جاسُس). من نفوذ دارم یعنی من یک دوستی/فامیلی دارم که می تواند حال همه را در شیشه کند.

رئیس جمهور قبلی: شیفت قبلی (سابقاً در دوران دبستان هر کاری می کردیم می گفتیم: اجازه آقا، اون شیفتی ها بودند!). شخصی که یک شبه از بهترین مدیر دنیا تبدیل به بدترین مدیر دنیا می شود.

رئیس جمهور آتی: جیگرشو. قند و نبات. شکلات. آب نبات. و... (با توجه به معلوم نبودن نتیجه انتخابات، از نوشتن توضیحات بیشتر برای این قسمت صرف نظر می کنیم).

نامزد: کسی که وعده می کند همیشه با شما باشد، اما نیست. نامزد سیاسی و غیرسیاسی ندارد، همه شان بی وفایند.

اظهارنظر: نوعی آلوده کننده را گویند که همین جوری از اگزوزها خارج می شود. سخن بسیار حیاتی که اگر فردا ضد همان را بگویید کسی کاری به کارتان ندارد.

تبلیغات: جمع مذکر و مونث است!. در تعلیمات افلاطون گفته شده است که تبلیغات خوب بر پایه دو چیز استوار است: ۱- روغن مرغوب (مربوط به مورد ۲). ۲- طول کباب (بر حسب متر، کیلومتر یا هکتار! ).

وزارت کشور: مبصر کلاس. تنبل کلاس. معمولاً مبصرها اسامی افراد شیطان و بازیگوش را می نویسند ولی ترتیب اثر داده نمی شود.

به همان دلایلی که خودتان می دانید و به دلایلی که خودتان نمی دانید (خودمان می دانیم)، این نوشته همین جا پایان می پذیرد.


مهدی سالاری :: Mahdi.Satan@Gmail.com


  نظرات وارده :0



 


Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2005 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved