یكی از مواردی كه مخالفان مزدك بر آن انگشت نهادند، همین رسم تدفین مردگان بود. او موافق دفن مردگان بود و مغان بر دریده شدن مردگان توسط درندگان بودند. و این یكی از موارد مخالفت سرپرستان دین رسمی ساسانی با مزدك شد و او را به بد دینی و بدعت گزاری متهم كردند.
نتیجه ای كه از این نظر ناشی می شود آزادی اراده انسان و خدا گونگی اوست. انسان با نیروی فهم خویش نیك و بد را می شناسد با نیروی تمیزش خیر را از شر تشخیص می دهد.
حافظه اش سبب می شود كه او اشتباه نكند و چون ذاتا طالب شادی و سعادت است، در جهت تحقق آن كوشا می شود. انسان تمام وسائل تحقق سعادت خویش را در اختیار دارد. او قادر است كه بدهد، بستاند، ببرد، بخورد، بدود، برخیزد، بكشد، بزند، عمل كند، برود و به حیاتش ادامه بدهد. پس تصمیم گیرنده نهایی در این جهان انسان است كه آفریدگار یكتا همه وسائل را در اختیارش نهاده است و نعمت های هستی را برای او آفریده است.
همان گونه كه آب و هوا را به رایگان در اختیار همه گذاشته، زن و مال نیز برای همه رایگان باشد و همه به آنها دسترسی یابند تا همگان در شادی به سر ببرند و با آرامش خیال به عبادت پروردگار بپردازند. این یك عدالت آرمانی اما نه تخیلی بلكه عمل شدنی بود كه مزدك در آرزوی تحقق آن بود و به خاطرش نهضت خویش را بر پا كرد.
تعالیم مزدك بر نیرومندترین ارزش های اخلاقی استوار بود. او به عنوان یك شخصیت واقع بین، شاه را به خدا تشبیه می كرد. با این تشبیه او به شاه تلقین می كرد كه باید مثل خدا به همه رعایایش اعم از فرمانبردار و نافرمان با دیده تساوی بنگرد و همه را دوست داشته باشد و در صدد باشد كه وسائل همگان را بدون هیچ گونه تمایز و تفاوتی فراهم سازد.
تعالیم مزدك می توانست مستحكم ترین و بادوام ترین دولت دینی و برترین نوع جامعه اخلاقی را در تاریخ بشریت پایه گذاری نماید. مزدك همچون زرتشت، سعادت این جهانی بشر را مطرح می كرد. او از انسان نمی خواست كه به زهد خشك روی آورد و از نعمت ها و لذایذ دنیایی چشم بپوشد، بلكه به همه آموزش می داد كه برای حصول سعادت و لذت تلاش و مبارزه كنند.
مزدك به پیروانش تعلیم داده بود كه از لذت های مادی متمتع گردند و در پی بر آوردن خواسته های نفسانی خویش باشند. بخورند و بنوشند و با یكدیگر همكاری و رفت آمد داشته باشند. به كسی بدی نكنند و در تلاش سلطه بر كسی نباشند و چنان باشد كه هر چه دارند اعم از اموال و زنان در میانشان مشترك باشد و كسی نباید دسترسی به اینها را از دیگران باز دارد. در كنار اینها، مزدك به پیروانش دستور داده بود كه همه باید نیكوكار و خیر اندیش باشند. خون هیچ انسانی را بر زمین نریزند. به هیچ كس صدمه نرسانند. در هیچ ملتی به اندازه آنها به مهمان نوازی توجه نشان داده نمی شود.
تعالیم مزدك، علاوه بر آن كه یك نهضت ضد اشرافی بود، از چند جنبه با احكام فقاهت رسمی كشور مخالفت داشت. بارزترین جنبه این مخالفت در دفن اموات بود كه نشان می داد مزدك در این مورد به احكام زرتشت توجه دارد و با احكام اوستای نوین (که نفوذ عقاید مغان در آن آشكار است) مخالف است. فقه مغان مقرر می كرد كه اجساد مردگان را بر فراز دخمه نهند تا پرندگان لاشخور، گوشتشان را بخورند. این رسمی بود كه مغان آذربایجان به احتمال زیاد از زمان كریتر به بعد وارد آیین مزدا یسنی كرده بودند و با فقه زرتشت تعارض داشت. به طور یقین ایرانیان درون فلات ایران اجساد مردگان را بر طبق آیین زرتشت دفن می كردند. هردودت مینویسد؛ «كه من به یقین می دانم كه مغان در ایران اجساد مردگان را در معرض دریده شدن توسط پرندگان یا سگان قرار می دهند و این نیز می دانم كه پارسیان اجساد مردگان را قبل از آن كه در زمین دفن كنند، با مواد خوشبو كننده مومیایی می كنند». استرابو نیز در این مورد می گوید؛ «مردم ایران قبل از این كه مرده را دفن كنند، جسدش را با موم می پوشانند. ولی مغان چنین نمی كنند. اینها مردگان را رها می كنند تا خوراك پرندگان شوند».
آرامگاه های به جا مانده از شاهان هخامنشی و قبل از آنها شاهان ماد این حقیقت را نشان می دهد كه زرتشتیان اجساد مردگان را مومیایی و دفن می كردند. رسم بر دخمه نهادن اجساد اگر هم در ایران رواج داشته مخصوص مغان آذربایجان بوده است و زمانی كه آنها در پی مبارزه قدرت در دستگاه دینی ساسانی مسلط شدند، رسم خودشان را وارد دین دولتی كرده و به عنوان حكم خدا و دین زرتشت بر توده مردم تحمیل كردند.
یكی از مواردی كه مخالفان مزدك بر آن انگشت نهادند، همین رسم تدفین مردگان بود. او موافق دفن مردگان بود و مغان بر دریده شدن مردگان توسط درندگان بودند. و این یكی از موارد مخالفت سرپرستان دین رسمی ساسانی با مزدك شد و او را به بد دینی و بدعت گزاری متهم كردند.
مورد دیگر مخالفت سرپرستان دین رسمی با مزدك آن بود كه در عبادت مزدا، سنن رایج فقه سنتی را كنار نهاده، عبادت گاه های خاصی را برای عبادت مزدا ایجاد كرده است كه نه آتش كده، بلكه مزداكده بود و پیروان مزدك برای خداپرستی در آن جمع می شدند. در این عبادت گاه ها از مراسم برسم و هوما خبری نبود بلكه بندگان خدا در آن با خدای خویش به راز و نیاز می نشستند و به درگاه او نماز می گذاشتند. این مزدا كده ها نه متولی داشت و نه موقوفات.
همه اینها نشان می دهد كه نهضت مزدك یك نهضت دینی تمام عیار برای بازگشت به تعالیم زرتشت بوده است. نهضت دینی مزدك به یك تعبیر، نقطه مقابل نهضت ضد دینی مذهب مغان آذربایجان و تلاشی برای ترویج اصیل ترین قرائت از دین زرتشت بوده كه از دیر باز در پارس رایج بود و با بر آمدن كسانی چون كرتیر و هم فكرانش از عرصه جامعه كنار زده شده بود تا مذهب مغان آذربایجان جایش را بگیرد.
منابع : سایت ایران تاریخ / امیر حسین خنجی
پی نوشت : لینک مستقیم قسمت نخست همین مقاله / لینک مستقیم قسمت دوم / لینک مستقیم قسمت سوم
علی منصوری زاده :: ali_mansouri_zade@yahoo.com