|
مانی این چنین بود
قسمت نخست :: سیری کوتاه در احوال و افکار مانی
آن گونه که پیداست مانی رسالتی جهانی را برای خود ترسیم کرده. به همین جهت آثار خود را با دیگران تطبیق می داده، شباهت بی چون و چرای عقاید او با دیگر مذاهب و ادیان از بودای هندیان تا زردشت ایرانی و سپس عیسویت موید این نکته است که مانی هوشمندانه به خواست مردم حرکت کرده و به زبان آنان سخن گفته. « در هر زمانی انبیا حکمت و حقیقت را از جانب خداوند به مردم عرضه کرده اند؛ گاهی در هند به وسیله پیامبری به نام بودا و گاهی در ایران به واسطه ی زردشت و گاهی در مغرب زمین به وسیله عیسی و عاقبت من که مانی پیامبر خدای حق هستم و مامور نشر حقایق در سرزمین بابل گشته ام » (۱)
***
مانی همچون بودا از خانواده ای اشرافی بود و وابسته به طبقه نجبای ایرانی. در هنگام تولد مانی هنوز اشکانیان بر ایران حاکم بودند و « فاتک » پدر مانی و همچنین تمام خانواده مادرش همگی منسوب به آنها. فاتک از اهالی همدان بود که بعدها به دلایل نامعلومی به بابل مهاجرت کرد و در قریه ای در مرکز میشان ساکن شدند. در آنجا آنان با طایفه ای به نام مغتسله که در نواحی بین دجله و فرات زندگی می کردند مسکن گزیدند. مانی نیز در همین مکان به سال ۲۱۵ یا ۲۱۶ م. متولد شد.
از آنچه بر می آید مانی انسانی جوینده بود. وی با تمام ادیان پیشین من جمله کیش زردشتی و مسیحی آشنا بود. از دیگر مذاهبی که مانی با آنها آشنایی داشته مذاهبی محلی همچون مذهب ابن دیصان و مرقیون (۲) بودند. مانی معترف است که پس از جویندگی بسیار میان احوال و عقاید دیگران فرشته ای به نام «صاحب و قرین» (۳) بر وی نازل شده و اسرار عالم و حقایق جهان بیرونی و درونی را به او عرضه داشته اشت.
مانی نخستین اندیشه های خود را در هند بیان و آشکار کرد. گویی سفر او به هند آشنایی با مذاهب دیگر بود، نه آنکه صرفا برای تبلیغ عقاید خویش باشد. لیکن مانی پس از بازگشت از هند خود را « فارقلیط » معرفی کرد. فارقلیط کسی بود که عیسی مسیح بشارت ظهور او را داده بود. چنین ادعایی همانطور که گفته شد نشان از آشنایی مانی با مسیحیت دارد.
***
عقاید مانوی (۴)
مانی منبع وجود جهان را در دو اصل می داند. به عبارتی وی معتقد بود که آغاز جهان با دو اصل بوده یکی « نیکی » و دیگری « شر ». خدا نماینده نیکی و هیولا (۵) مظهر شر. این گونه است که متوجه شباهتی خاص میان مانی و آئین زردشت می شویم. هرچند که چنین شباهتی نیز غیره منتظره نیست. در عقاید مانی دو نیرو وجود دارد. نخستین نیرو « پدر عظمت » یا « سروشاو »است. مانی او « زروان » می نامیده است. زروان همیشه در « ارض نور » بود که « اثیر نور » بر آن مسلط است و روح اعظم در کالبد آن جاری است. خدای نخستین ( سروشاو یا زروان ) پنج مقام دارد که مانی آن را پنج ائون نامیده است. این پنج ائون عبارتند از ادراک، عقل، تامل، فکر و اراده. در مقابل خدای نخستین، خدای ظلمت است. او نیز پنج عنصر ظلمانی را در وجود خود دارد. دخان یا مِه، آتش مخرب، باد مهلک، آب گل آلود و ظلمت. آن چنان که زردشتیان معتقدند مانی نیز بر این عقیده است که قلمرو این دو خالق از یک جانب به هم پیوسته است و از سه طرف بیکرانه است. در عقاید مانی آمده که چون پادشاه سیاهی نور را مشاهده کرد. بی محابا به او حمله کرد. پدر عظمت نیز برای دفاع از خود نخستین مخلوق را آفرید. « رام راتوخ » (۶) مادر حیات یا مادر زندگان بود. زروان با رام راتوخ آمیزش کرد و از آنان پنج انسان متولد شد. بدین ترتیب پنج مهر سپند یا همان پنج عنصر نورانی مقابل عنصر ظلمانی قیام کردند. این پنج عنصر عبارت بودند از اثیر صافی، نسیم، روشنایی، آب و آتش تطهیر کننده. پس از نبرد فرزندان نور با عناصر ظلمت رام راتوخ فرمان می دهد که ارکان دولت ظلمات را کشته و از پوست برکنند. رام راتوخ از پوست آنها آسمان را ساخت و جسد آنان را در زمین تاریکی افکند و از گوشت آنها خاک و از استخوانشان کوهها را آفرید. آن چه مشخص است شباهت بی پرده این روایت به برخی آثار زردشتی است. در عقاید مانی جهان بی سرانجام نمانده. او معتقد بود که پدر برای مراقبت از آنچه خلق کرده، پیامبر را آفرید. پیامبر را « نَرَیسه » نیز گفته اند. در عقاید مانویان آمده که پس از اتمام ماجرای پدر عظمت با جهان ظلمت دو « بان اعظم » را آفرید و او نیز روح زنده را. پنج فرزند روح زنده عبارت بودند از : زینت شکوه، پادشاه شرافت، آدم نورانی، پادشاه افتخار و حامل Omophoros. این پنج فرزند روح به همراه وریسه ( پیامبر ) و رام راتوخ هفت ایزد را تشکیل می دهند. می توان گفت این هفت ایزد مشابه هفت امشاسپندان زردشتی است. البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که کلدانیان زمان مانی به خدایان هفت گانه که مرکب از دو تثلیث و یک خدای واحد بود اعتقاد داشتند. وریسه دوازده دختر نورانی داشت. ( همچون فرزندان دوازده گانه زئوس یونانی ) سلطنت، نصرت، اعتقاد، طهارت، حقیقت، ایمان، صبر، صدق، احسان، عدل و نور دوازده فرزند وریسه بودند.

دستگاه آفرینش در آئین مانی (۷)
پس از بررسی هایی بر روی آثار مانوی، دستگاه آفرینش یا جهان ورایی و ماورایی مانی را می توان این گونه ترسیم کرد:
نخست، کشور روشنایی
پدر عظمت
اثیر نور و پنج تجلی آن ( پنج ائون )
ارض نور و پنج عنصر نورانی ( روان زنده )
نخستین دوره آفرینش
مادر زندگان ( رام راتوخ )
انسان نخستین و پنج عنصر نورانی او
دومین دوره آفرینش
دوست انوار
بان اعظم یا سازنده بزرگ
روح زنده با پنج ایزدان یاورش
اندیشه زندگی ( که از « فریاد » روح زنده در « پاسخ » انسان نخستین پدید آمد )
سومین دوره آفرینش
الف. یاوران آفتاب
۱.پیامبر
۲.دوازده دختر نورانی
۳. ستون شکوه
ب. یاوران ماه
۱. عیسی نورانی
۲.دوشیزه روشنایی
۳. نفس نورانی
این دستگاه با معاد و آخرالزمان تکمیل می شود. در آخرالزمان عیسی چون داوری عادل ظهور می کند ( بازهم اقتباس از مسیحیت ) باظهور عیسی سراسر عالم می سوزد و نبرد میان جهان آغاز می شود. این خیزش ۱۴۶۸ سال ادامه دارد تا سرانجام سدی کامل میان جهان نور و جهان ظلمت کشیده می شود و عالم نور در صلح و آرامش ابدی فرو می رود.

آن گونه که پیداست مانی رسالتی جهانی را برای خود ترسیم کرده. به همین جهت آثار خود را با دیگران تطبیق می داده، شباهت بی چون و چرای عقاید او با دیگر مذاهب و ادیان از بودای هندیان تا زردشت ایرانی و سپس عیسویت موید این نکته است که مانی هوشمندانه به خواست مردم حرکت کرده و به زبان آنان سخن گفته. سریانی زبان مادری مانی است اما وی رسالاتی هم به زبان های ایرانی از جمله پهلوی نگاشته است. کتاب « شاهپورگان » ( شاپورگان ) به زبان پهلوی ساسانی است. همچنین سرودهایی از وی به زبان پهلوی اشکانی نیز موجود است. مانی با وجود آنکه مدعی آئین جدیدی است اما در بسیاری از روایات خود از نام ایزدان مزدیسنی استفاده کرده و حتی در بسیاری اوقات صریحا برخی از عقاید و آرا خویش را به زردشت منتسب می کند.
به جز زردشت عقاید عیسوی نیز در افکار مانی تاثیر بسیاری داشت به عنوان مثال نام هایی چون پدر عظمت یا انسان اول و یا مادر زندگان آشکارا منتسب به مسیحیان است. این تثلیث سه گانه شباهت بسیاری به سه گانگی مسیحیت در ازای پدر، پسر و روح القدس است.(۸) در عقاید مانی عیسی مقام شاخصی دارد. قرار دادن او در ردیف سومین دوره آفرینش نگاه ویژه او را به مسیح نشان می دهد که بازهم حکایت از آشنایی او با مسیحیت است.
جامعه ی مانوی مرکب از پنج طبقه است. طبقه ی اول ۱۲ پیامبر ( فریشتگان ) طبقه ی دوم ۷۲ تن اسقف ( اِسپَسَگان ) طبقه سوم ۳۶۰ شیوخ ( مَهِستگان ) طبقه چهارم برگزیدگان ( وزیدگان ) طبقه پنج مردمان عادی یا سماعون ( نیوشاگان ) (۹). وزیدگان و نیوشاگان طبقه ای بدون حد جمعیتی بودند و در منابع مانوی بیش از دیگران از آنان نام برده شده.
قاعده « هفت مهر » یکی از قواعد حکمت عملی مانی است. از این هفت مهر چهار مهر آن مربوط به امور معنوی . سه مهر دیگر متعلق به اعمال شخصی است. این سه مهر عبارتند از ۱. احتراز از ادای سخنان کفر آمیز و ناپاک ۲. اجتناب از عمل یا پیشه ای که برای انوار جهان زیان آور است. ۳. پرهیز از شهوات و آرزوهای پلید. (۱۰) زندگی برگزیدگان شباهت زیادی به زندگی کشیشان مسیحی دارد. آنان می بایست از تمام امیال دنیوی از جمله ازدواج دوری کنند. بر خلاف آنان اجرای امور دنیوی به جز « هفت مهر » یاد شده برای نیوشاگان مباح است.
پرداخت زکات و ادای نماز و روزه از واجبات آئین مانی است. هفت روز از هر ماه را می بایست روزه بگیرند و چهار بار در هر بیست و چهار ساعت نماز می خواندند.

پی نوشت
(۱) آثار الباقیه ص ۱۹۰ ، این عبارت از مقدمه کتاب شاپورگان منسوب به مانی نقل کرده است.
(۲) تفحصات وزندک ج۱۰ ص ۳۲۷ به بعد
(۳) شاپورگان قطعه M۴a
(۴) برای رجوع به عقاید مانی رج ایران در زمان ساسانیان نوشته آرتور کریستین سن صفحه ۱۳۲ و ۱۳۳
(۵) Hyle`
(۶) Ramratukh
(۷) ایران در زمان ساسانیان ص ۱۳۸
(۸) در باب تثلیث مسیحیان بین النهرین و اقوام سامی می بایست به اختلافات آریانیست های مسیحی و مسیحیان تابع کلیسای رم و بعدها بیزانس پرداخت که در حوصله اینجا نمی گنجد.
(۹) واژه هایی که در پرانتز آمده نام پهلوی آن است و خارج از پرانتزها عین واژه هایی است که در کتاب آثار الباقیه آمده.
(۱۰) مهرهای هفت گانه / جکسون ج ۴ مجله شرقی آمریکا
عکس ها : آثار باقی مانده از مانویان که اکثر در کوه های همیالیا در مرز هند و نپال پیدا شده است.
جلال افشار :: Jalal_afs@yahoo.com
نظرات وارده :0

|