اولین مقابله با عثمانیان در ۱۰۱۲ ه.ق بود. او توانست آذربایجان و نخجوان و ایروان را بازپس گیرد؛ سپس چغال زاده پاشا را که دست به ضد حمله زده بود در تبریز به شدت شکست داد. این پیروزی ها با پیمان صلحی جدید به پایان رسید و مرز ایران و ترکان تثبیت شد. اما نبرد های شاه عباس به همین جا ختم نشد. او توانست بعدها ماوراقفقاز را ضمیمه خاک ایران کند.
آشفتگی های دوران سلطان محمد خدابنده و شاه اسماعیل دوم اوضاع ایران را چنان پیچیده کرده بود که قبایل ترکمن شروع به ملک یابی برای خود کردند. زیرا سلطنت صفوی را که هنوز بر اساس معیارهای قبیله ای قزلباشان و ترکمانان بود، رو به نابودی می دیدند. از طرفی عثمانیان موفق شده بودند بیش از نیمی از سرزمین هایی را که طهماسب اول برای جانشینانش به ارث گذاشته بود، باز پس گیرند. ازبکان نیز در غیاب سلطانی مقتدر تاخت و تاز خود را در شرق ایران آغاز کرده و مرزهای غربی ایران را آماج حملات خود قرار دادند.
شاه عباس نه تنها در حل این بحران ها بلکه در رساندن صفویان به اوج قله افتخار چنان مهارتی نشان داد که هنوز هم نام او مترادف قدرت و لیاقت در امر کشور داری است. یکی از نکات مهم شاه عباس عدم توجه ویژه او به حوزه دین و تصوف است. برخلاف آن چه اجدادش در دوران حاکمیت خود به کار می بردند شاه عباس شان و احترامی چونان پیشینیان برای اهالی دین قائل نبود. شاید بهتر باشد بگوییم او انسانی متعصب در دین و مذهب نبود.
پیش از این گفته شد که شاه عباس به چه شکل وارد دستگاه حکومت شد. او که شاهد قتل مادر و برادرش به دست عناصر قزلباش درون دربار سلطنتی بود به شدت نسبت به آنان بد بین بود. همین بد بینی وی سبب شد که وی بعدها بسیاری از سران ترکمان را از جمله استجانلو و شاملو که در میان دستگاه سلطنت نفوذی فوق العاده داشتند را مخفیانه به قتل رساند.
از دیگر اقدامات او کم کردن محسوس و مهم سهم قزلباشان و ترکمانان در قدرت بود. شاه عباس بسیاری از پست های نظامی را که تا پیش از این در انحصار ترکمانان بود از آنان گرفت. از نخستین غیر ترکمانانی که به عنوان فرمانده عالی نظامی منسوب شد اللهوردیخان بود. وی از گرجیان مسلمانی بود که به سبب شهرت والای خود لقب سلطان گرفت. بعدها به اهمیت وی در نبرد او با پرتغالی ها اشاره خواهد شد.
شاه عباس در امور نظامی ایران تغییرات شگرفی ایجاد کرد. پس از آنکه نفوذ قزلباشان در ارتش ایران کم تر و کم تر شد شاه عباس اصلاحات نظامی خود را آغاز نمود. یکی از کارهای شاه عباس دادن لقب شاهسون به دسته ای از نظامیان بود. شاهسون بازمانده قزلباشانی بودند که شدیدا به شاه وفادار بودند. تشکیلات نظامی شاه عباس نیز کاملا تغییر کرد. شاه عباس یک واحد سواره نظام به نام قوللر یا غلامان خاصه شریفه با فرماندهی قوللر آغاسی، را تشکیل داد. اینان از مسیحیان اقوام مختلف تشکیل می شدند که به تازگی به اسلام گرویده بودند و عموما گرجی، چرکسی، قفقازی و ارمنی در آنها دیده می شد. کارآمدی قوللرها به حدی رسید که قزلباشان به عناصری درجه دو و حتی سه تقلیل یافتند. در میان غلامان خاصه، سپاه ثانوی دیگری نیز وجود داشت به نام تفنگچیان که پیشتر در دوره شاه طهماسب اول با شمار اندکی تشکیل شد. اینان عموما از فرزندان روستایی ایرانی و اعراب و ترکمان انتخاب می شدند. همچنین در دوران شاه عباس سپاه ایران به توپ مجهز شد. سِر رابرت شرلی انگلیسی کسی بود که توپخانه را در ایران رواج داد. او که در سال ۱۵۹۸ م. به همراه برادرش آنتولی وارد ایران شده بود به سرعت به مشاور شاه در امور نظامی منسوب شد. اللهوردیخان نیز در امور اصلاحات نظامی از مشاورت او برخوردار بود. در برخی منابع رایج است که ایرانیان پیش از این با توپ آشنا بودند لیکن کمک برادران شرلی در تجهیز بیش از پیش سپاهیان ایران را نمی توان نادیده گرفت. ترکیب سپاه صفویان در دوره شاه عباس به این شکل بود : ده هزار نفر غلامان خاصه، سه هزار نفر محافظان مرکب از قوللرها، دوازده هزار تفنگچی، و دوازده هزار توپچی، دسته توپچی ها با پنج هزار عراده توپ تجهیز شده بود. (۱)
اما چه شد که شاه عباس توانست اوضاع مملکت را اینگونه به سامان برساند. تکمیل اصلاحات او مدتها طول کشید، اما در پشت پرده باید به سیاست های او پی برد که کشور را در آرامش نگاه می داشت. شاه عباس برای آنکه بتواند اوضاع داخلی را آرام کند مجبور بود که ابتدا حملات خارجی را به پایان رساند. او که مطمئن بود با آن شرایط ناگوار داخلی امکان برابری با عثمانیان را ندارد تن به پیمانی تحقیر آمیز داد. شاه عباس ظاهرا در مقابل عثمانیان به شدت تحقیر شد اما همین پیمان بعدها تبدیل به بزرگترین اهرم برای مقابله با آنان بود. نتایج مذاکرات باب عالی استانبول بسیار ناگوار بود. بخشهایی از گرجستان و قراباغ، شهر ایروان و شروان و بخشهایی و خوزستان و لرستان و کردستان و همچنین خاستگاه نخست آنان تبریز به طور کامل در اختیار عثمانیان قرار گرفت. و در آخر بغداد نیز در اختیار عثمانیان قرار گرفت.
نخستین نبردهای او مقابله با ازبکان بود. آرامش در مرزهای غربی این فرصت را به شاه عباس داد تا با تمام قوا به جنگ با ازبکان برود. شاه عباس در سال ۱۰۰۷ ه.ق هرات و مشهد را فاتحانه باز پس گرفت و سیطره خود را تا بلخ و مرو و بخارا و استرآباد کشاند. سرانجام نبرد او با ازبکان، قلع و قمع آنان و به دست آوردن دوباره غرب خراسان بزرگ بود و مرزهای ایران را تا ترکمن صحرا کشاند.
پایان نبرد در شرق آغاز جنگهایش در غرب بود. اولین مقابله با عثمانیان در ۱۰۱۲ ه.ق بود. او توانست آذربایجان و نخجوان و ایروان را بازپس گیرد؛ سپس چغال زاده پاشا را که دست به ضد حمله زده بود در تبریز به شدت شکست داد. این پیروزی ها با پیمان صلحی جدید به پایان رسید و مرز ایران و ترکان تثبیت شد. اما نبرد های شاه عباس به همین جا ختم نشد. او توانست بعدها ماوراقفقاز را ضمیمه خاک ایران کند. همچنین مناطق کرد نشین دقوق، کرکوک و شهر زور را نیز به دست آورد در جنوب نیز تا کربلا و نجف پیش روی کرد و هر دو شهر مقدس شیعیان را به امپراطوری خود اضافه کرد. بغداد نیز پانزده سال بعد مجددا به ایرانیان رسید و نتیجه نهایی این نبرد ها تصرف دیاربکر بود.
فتوحات دیگر او به این قرار است: در ۱۰۱۰ ه.ق جزیره بحرین به ایران رسید. در ۱۰۱۶ ه.ق شروان نیز باز پس گرفته شد. همچنین در گرجستان کاخت را تسخیر کرد و دست آخر آنکه با کمک انگلیسی ها موفق به راندن پرتغالی ها از جزیره هرمز گشت.
پس از این نبردها دوران آرامش آغاز می شود. دوران شاه عباس عصری طلایی در تاریخ ایران است. با آنکه اکثر بلاد مسلمان در رکود به سر می بردند شاه عباس کوشید با توسعه راه های تجاری زمینی و ایجاد امنیت و احداث کاروانسراهای متعدد جریان اقتصادی کشور را رونق ببخشد. مردمان ایران نیز در این دوران سطح رفاهی قابل توجهی را نیز کسب کردند. می توان قدرت شاه عباس و تحولی را که او ایجاد کرده بود در شهر اصفهان دید. اصفهان پایتخت جدید صفویان بود. توسعه بی نظیر آنجا با رویکردهای هنری و طراحی هایی بسیار زیبا اصفهان را تبدیل به شهری رویایی کرد. میدان نقش جهان اصفهان نماد دوران اوج صفوی است که هنوز پابرجاست. مسجد شاه، قصر عالی قاپو و مسجد شیخ لطف الله از بناهای داخل این میدان است که در معماری بی نظیرند و همواره گردشگران اروپایی را مسخ خود می کردند. خلاقیت هنری ایرانی – اسلامی آنجا از اصفهان شهری ساخت که در میان عوام معروف به « نصف جهان » گشت. شاه عباس با توسعه اصفهان توانست این شهر را به عنوان نماد پایتخت های اسلامی به جهانیان معرفی کند.
ایران در زمان شاه عباس نه تنها اوج صفویان را مشاهده کرد، بلکه از آن بالاتر، احساس کرد که دوران شکوهمند باستانی بار دیگر بازگشته است.
پی نوشت
(۱) ایران در دوره صفوی ص ۴۱۸
جلال افشار :: Jalal_afs@yahoo.com