شاه عباس که با شبه کودتایی به قدرت رسیده بود؛ این تجربه را همواره در ذهن خود داشت که می توان از طریق ناراضیان دربار نیز به حکومت رسید بی آنکه نیاز به جنگ و خونریزی های فراوان باشد. همین ترس دائمی بود که در اواخر عمرش به سنت بسیاری از شاهان ایرانی دست به قتل شاهزادگانی زد که حتی بسیاری از آنان لیاقت و شهامت حکمرانی پس از وی را داشتند. از جمله آنها فرزند ارشد شاه، صفی میرزا بود که در رسما ولیعهد شاه شناخته می شد.
در اینکه شاه عباس صفوی بر خلاف اجداد خود تسامح و تساهل مذهبی را رعایت می کرد شکی نیست. وی با پیروان دیگر ادیان از جمله مسیحیان و یهودیان راه مدارا را پیشه گرفت. به آنها اجازه داده بود با آزادی کامل کلیساهای خود را بر پا کنند. با این حال در مذهبی بودن او نیز شبهه ای وارد نیست. تصاویری از وی موجود است که با پای پیاده به قصد زیارت امام رضا به مشهد می رفته. همچنین آرامگاه امام رضا را نیز که پس از حمله ازبکان آسیب جدی دیده بود مرمت نمود. شاه عباس همچنین بارها به قصد زیارت اماکن مقدس شیعه به کربلا و نجف نیز رفته بود. او خود را سید می دانست و معتقد بود از اعقاب علی بن ابیطالب امام نخست شیعیان است.
علیرغم این گونه آزادی های مذهبی در عین دینداری، او روی چندان خوشی را به اهل تسنن نشان نداد. برخورد های شدید وی با فرقه های خارجی سنی از جمله نقطویان بسیار مشهور است.
شاه عباس برخلاف دیگر اجدادش بسیار به هنر علاقه داشت به خصوص شیفته هنرهای تصویری و نمایشی بود. بسیاری از آثار هنری ایران از زمان شاه عباس احیا شد. از هنرهایی که مورد تحریم علمای اسلامی بود، نقاشی است؛ اما پیش از این، جدش شاه طهماسب، تلاش خود را برای احیای این هنر کرد ولی با تعصب مذهبی وی در آخر عمرش عملا این حرکت او بی نتیجه ماند اما در دوران شاه عباس به دلیل آسان گیری های مذهبی وی دوران اوج هنر بود. توسعه هنری اصفهان و بسیاری از بناهایی را که یادگار شخص اوست می توان دلیلی دانست بر این هنردوستی.
بی شک شاه عباس تنها از منظر حکومتداری و نظامی ستوده نمی شود. بلکه دستاوردهای او در شهرسازی، معماری و توسعه ی هنری بی همتا است. شاه عباس حتی برای رسیدن به این مقصود به بسیاری از نظرات علمای مذهبی زمان خود وقعی ننهاد.
شاه عباس و جانشینانش
شاه عباس که با شبه کودتایی به قدرت رسیده بود؛ این تجربه را همواره در ذهن خود داشت که می توان از طریق ناراضیان دربار نیز به حکومت رسید بی آنکه نیاز به جنگ و خونریزی های فراوان باشد. همین ترس دائمی بود که در اواخر عمرش به سنت بسیاری از شاهان ایرانی دست به قتل شاهزادگانی زد که حتی بسیاری از آنان لیاقت و شهامت حکمرانی پس از وی را داشتند. از جمله آنها فرزند ارشد شاه، صفی میرزا بود که در رسما ولیعهد شاه شناخته می شد. او به خاطر شخصیت محکم و از طرفی نیات رئوفش میان درباریان محبوب و میان عوام معروف و مشهور بود.
شاه افزایش محبوبیت فرزند را خاری در چشم خود می دانست، از طرفی برخی حکایتها از توطئه احتمالی فرزند برای خلع پدر به بدگمانی های شاه دامن زد. همین عوامل باعث شد تا سرانجام شاه دستور قتل وی را صادر کند. هرچند که بسیاری از شواهد بعدها نشان داد که او بی گناه بود. به همین سبب شاه تا مدت ها از این عمل خود پشیمان بود.
***
اعطای لقب « کبیر » به شاه عباس چندان هم بی مورد نبود، چه بسا او از بزرگترین سلاطین تاریخ ایران است. اقدامات او که پیش از این به آن اشاره شد خود موید این موضوع است.
با این حال بزرگترین نقطه تاریک وی همان قتل شاهزادگان است که باعث شد عرصه برای ولیعهدی مقتدر خالی شود و حاکمیت پس از او رو به زوال بنهد.
پی نوشت :
لینک مستقیم قسمت اول / لینک مستقیم قسمت دوم / لینک مستقیم قسمت سوم / لینک مستقیم قسمت چهارم / لینک مستقیم قسمت پنجم / لینک مستقیم قسمت ششم / لینک مستقیم قسمت هفتم / لینک مستقیم قسمت هشتم / لینک مستقیم قسمت نهم / لینک مستقیم قسمت دهم
جلال افشار :: jalal_afs@yahoo.com