یادی از بهرام خائف
زندگي خصوصي و حرفه‌اي مرحوم بهرام خائف، تصويرگر بزرگ کتاب کودک



امروز بهرام خائف نیست، ولی دخترش رودابه خائف، تصویرگر بسیاری از كتاب‌های كودك است و تصویرهای زیبایی را برای كتاب‌های كودك و نوجوان نقش می‌زند. باشد كه لااقل از این پس به هنرمندانی نظیر رودابه ارزش دهیم تا گمنام نمانند و گمنام نروند!
یاد آر ز شمع مرده، یاد آر

مثل همیشه یك‌روز عصر، درون آشپزخانه بود. دخترش رودابه پیشش بود. دو ساعت بعد، رودابه .... آشپزخانه ..... جیغ .... گریه و صدایی كه بلندتر و بلندتر می‌شد.

- مامان ؟ مامان ؟..... بابا افتاده! نفس نمی‌كشه.

دیگر آرام بود. به مانند كسی كه مدت‌هاست به خواب آرامی فرو رفته و صورتی كه هیچ نشانی از درد و ناراحتی در آن نبود. خیلی تمیز و خوب، همان‌جور كه همیشه بود. بی‌صدا و آرام و با آرامش از دنیا رفت.

پزشك قانونی و گزارشی كه در آن نوشته بودند؛ «فوت به علت سكته قلبی»

باورش خیلی سخت بود. برای دختری كه تا آخرین لحظات در كنار پدر گفته بود و خندیده بود و طی چشم بر هم زدنی، آن لحظه‌ها تمام شده بود !

آخرین باری كه نگارنده این سطور، بهرام خائف را دید، فرهنگ‌سرای نیاوران بود و آن لبخند دوست‌داشتنی همیشگی، که برای دریافت جایزه‌اش حاضر شده بود. و همان لبخند به یادماندنی بود که برآنم داشت تا یادی کنم از هنرمند بزرگ عرصه تصویرگری کتاب کودک و گزارشی بنویسم کوتاه، از زندگی حرفه‌ای و خصوصی بهرام خائف. با تشکر و سپاس فراوان از رودابه خائف، که در تهیه این سطور یاری فراوان کرد و تقدیم به همه هنرمندان تصویرگر ایران.

زندگی حرفه‌ای

بهرام خائف، متولد ۱۳۲۵ در شیراز.
دیپلم از هنرستان هنرهای زیبای پسران.
۱۳۵۳، دریافت لیسانس نقاشی دانشكده هنرهای زیبا دانشگاه تهران.
۱۳۵۳، استخدام در مركز سینمایی كانون به عنوان طراح و انیماتور اول ۴ فیلم انیمیشن.
۱۳۵۴، همكاری در مركز گرافیك كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان.
۱۳۵۷، اولین كار تصویرسازی كتاب و برنده جایزه از فستیوال بولونیا به خاطر كتاب توكا.
۱۳۵۷، تا پایان عمر همكاری با مركز گرافیك كانون و تصویر سازی بیش از ۵۰ كتاب.
۱۳۶۸، آلبوم شش غزل از حافظ برنده جایزه نهایی بزرگ‌داشت حافظ.
۱۳۶۸، دریافت دیپلم افتخار از اولین نمایشگاه تصویرگران كتاب كودك و نوجوان.
۱۳۷۰، شركت در اولین نمایشگاه آسیایی تصویرگران كتاب كودك و برگزیده نمایشگاه و دیپلم افتخار.
۱۳۷۳، تصویرگری «دانه نی» و برگزیده شورای كتاب كودك با معرفی ویژه.
۱۳۷۴، برگزیده تصویرگری اشعار دینی.
۱۳۷۷، طراح و تصویرگر تقویم ۱۳۷۹ با عنوان پیش‌كسوتان شعر كودك و نوجوان.
۱۳۷۸، تصویرگری مجموعه شعر.
۱۳۷۸، نمایشگاه مروری بر ۳۰ سال آثار بهرام خائف. (بخش جنبی چهارمین نمایشگاه بین‌المللی آثار تصویرگران كتاب كودك) برنده دیپلم و تقدیر ویژه نوآوری و خلاقیت.
۱۳۸۰، شركت در نمایشگاه دو سالانه تصویرگری كتاب كودك.

بیوگرافی

بهرام خائف، اول خرداد ۱۳۲۵ در شیراز به دنیا آمد و تا ۱۵ سالگی در شیراز بود. از بچگی هم به نقاشی علاقه داشت. به طوری كه خانواده‌اش می گفتند که همیشه در و دیوار و همه‌جا را نقاشی می‌كرد.

در ۱۵ سالگی به خاطر علاقه شدید به گسترش فعالیت، به تهران می‌آید و هنرستان هنرهای زیبا. بعد از آن‌جا هم به دانشكده هنرهای زیبا - دانشكده نقاشی. دوران دانشجویی را كار می‌كرده است. از وقتی هم كه دانشكده را ترك كرد، در چند جای مختلف کار می‌کرد و هم استخدام بود.

سال ۱۳۵۶ به دلیل برخی مشكلات، بیشتر خانوادگی، استعفا داد و به شیراز رفت. آنجا ۴-۵ سال با ارشاد همکاری کرد، منتها در همان زمان هم با كانون ارتباط داشت. متن از تهران می فرستادند و آن‌جا طراحی می‌كرد. بهرام خائف، از سال ۵۲-۵۳، بعد از دانشگاه، به طور جدی وارد كار حرفه‌ای شد!

بهرام خائف تصویرگر بیش از ۶۰ کتاب کودک بوده است که شاید ۴۰ عدد از آن‌ها، فقط برای كانون پرورش فكری كودكان کار شده است و بقیه برای ناشرین دیگر.


از دیدگاه همسر

«از نكات خوبش كه می‌توانم بگویم، وقتی به یك نفر می‌گویند هنرمند، آن چیزی كه به ذهن آدم می‌آید، صداقت، پاكی، مهربانی، با احساس بودن و به مادیات اهمیت ندادن است، که واقعا همین‌طور بود. هیچ‌گونه نه كینه‌ای از كسی به دل می‌گرفت و نه بدی كسی را می‌خواست، تا آن‌جا كه می‌شد. در آن كاری كه بود، با دل و جان کار می‌كرد. فوق‌العاده حساس و مهربان بود، یعنی هیچ‌وقت دلش نمی‌آمد هیچ‌كس از دستش ناراحت شود و این فقط برای خانواده‌اش نبود. این اخلاق ایشان را من همیشه دوست می‌داشتمکه برای كسانی دیگر هم، مثلا بچه‌های دیگر را هم مثل بچه‌های خودش می‌دانست، خیلی خوش قلب بود ... بی‌نهایت. مظلوم بود و آرام، كه متاسفانه خیلی‌ها از این برخورد بهرام سوءاستفاده می‌كردند. رعایت خیلی چیزها را می‌كرد. می‌توانم بگویم من فقط همسر و پدر بچه‌هایم را از دست ندادم! من یك انسان واقعی را از دست دادم. یک آدمی که وجودش در خانه، همه چیز بود برای ما.»

بهرام خائف به نقاشی نیز بسیار بستگی داشت، اما فعالیت‌های کانون به وی زمان پرداختن به علا|ئقش را نمی‌داد. علاقه‌اش به نقاشی وافر بود به نحوی که اواخر عمر، تصمیم داشت که فعالیتش در کانون را کاهش داده و به نقاشی بپردازد.

**********
بهرام خائف، هنرمندی بود كه لقب هنرمند، زیبنده شخصیت بلندش بود. كسی كه تمام زندگیش وقف تصویرسازی كتاب‌های كودك شد. گرچه شاید نامش به دلیل بی‌توجهی‌ها، آن‌گونه که باید مطرح و معرفی نشد.

امروز بهرام خائف نیست، ولی دخترش رودابه خائف، تصویرگر بسیاری از كتاب‌های كودك است و تصویرهای زیبایی را برای كتاب‌های كودك و نوجوان نقش می‌زند. باشد كه لااقل از این پس به هنرمندانی نظیر رودابه ارزش دهیم تا گمنام نمانند و گمنام نروند!

پی‌نوشت

+ مطلب مرتبط در روزنامه شرق، «بهرامی که هرگز گور نمی‌گیرد»

طناز امین :: tannazzzzzz@yahoo.com


  نظرات وارده :1



 


Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2005 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved