گرچه حوزه مسئولیت اجتماعی یك انسان مسلمان محدود به حوزه انتخاب كردن نمیشود و گسترههای دیگر و از جمله انتخاب شدن را نیز شامل میشود، اما به دلیل نوع نگاه و تأثیراتی كه میتواند در جامعه و حكومت برجای گذارد، تأكیدات زیادی بر این بخش صورت گرفته است. سخنان آیتالله خمینی نیز در این بخش قابل توجه و تأمل است. زیرا ایشان آرای عمومی را بسیار پر اهمیت شمرده و بهای بسیاری برای آن قائل شده است.
رأی مردم، معیار انتخاب
مشاركت سیاسی فرآیندی است كه در طی آن قدرت سیاسی میان افراد و گروههای جامعه توزیع میشود. به گونهای كه تمامی شهروندان و گروههای فعال و خواهان مشاركت سیاسی از حق انتخاب شدن، تصمیمگیری، سیاستگذاری، ارزیابی، انتقاد، اعتراض، اظهار نظر و انتخاب كردن و رأی دادن بهرهمند باشند. پارهای از صاحبنظران نیز مشاركت سیاسی را درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی سیاسی میدانند.[1] مطالعه در این دو سطح، حداقل و حداكثر مشاركت سیاسی در یك نظام سیاسی را آشكار میسازد.
چنان كه مشاركت سیاسی یك درگیری و فعالیت سیاسی به شمار رود و به صورت یك طیف در نظر گرفته شود، در یك سوی آن انتخاب كردن و در طرف دیگر آن انتخاب شدن را میتوان نشان داد. این دو سر طیف هر كدام حداقل و حداكثری از مشاركت سیاسی را نشان میدهند. انتخاب كردن عمدتاً پایینترین سطح مشاركت سیاسی برشمرده میشود، زیرا با حضور افراد در انتخابات و با انداختن یك رأی در صندوق خاتمه مییابد. اما انتخاب شدن و دستیابی به مقامات حكومتی، این گونه نیست و نیازمند بیشترین تلاش و فعالیت و مشاركت سیاسی است.
از سوی دیگر در جانب انتخاب كردن، همیشه حداكثری از انتخاب كنندگان وجود دارند. به دیگر سخن، میزان اقبال و مشاركت سیاسی عمومی در انتخاب كردن و رأی دادن بسیار زیاد است و غالب مردم این گزینه را برای فعالیت و مشاركت سیاسی انتخاب میكنند. در مقابل، انتخاب شدن و دستیابی به مناصبی نظیر وكالت مجلس، وزارت و ریاست جمهوری و ... همواره با حداقلی از مشاركت همراه است. به این معنا كه همیشه تعداد كمتری از افراد یك جامعه خود را نامزد دستیابی به یك منصب و مقام عمومی و سیاسی كرده و بیشتر ترجیح میدهند در رأی دادن و انتخاب كردن مشاركت نمایند.
بدین ترتیب میتوان حدس زد كه در هر كدام چه مقدار از مشاركت سیاسی را میبایست انتظار كشید. مشاركت حداكثری در انتخاب كردن و رأی دادن و مشاركت حداقلی در انتخاب شدن و دستیابی به مقام و منصبی سیاسی و عمومی. این دو سر طیف از مشاركت سیاسی به یكسان ارزیابی نمیشوند. زیرا در حالی كه انتخاب كردن پایینترین سطح مشاركت سیاسی است، انتخاب شدن در بالاترین سطح مشاركت سیاسی جای دارد و از این رو مستلزم بیشترین تلاش و هزینه و فعالیت و مشاركت سیاسی است. برخلاف انتخابكردن كه فرد میبایست در روز برگزاری انتخابات تنها زحمت رفتن به پای صندوق و رأی دادن را بر خود هموار نماید و به كاندیدای مورد نظر خود رأی دهد.
در كشورهای باثبات و پیشرفته، بنا به دلایل متعددی، غالباً میزان مشاركت عموم مردم و سطح انتخاب كردن و رأی دادن، چندان اهمیتی ندارد و عمدتاً نیز مشاركت در سطح متوازن و متوسطی است. در مقابل در كشورهایی همانند ایران، میزان حضور رأی دهندگان با مشروعیت و مقبولیت نظام سیاسی گره خورده و بسیار پیچیده است. از این رو پایینترین سطح مشاركت سیاسی عمدتاً بالاترین سطح مشاركت سیاسی دانسته میشود.
اگر از منظر آموزههای دینی به مسأله نگاه شود، به نظر میرسد یكی از مهمترین دلایل اهمیت قائل شدن به سطح انتخاب كردن، تأكید آموزههای دینی مبنی بر مسئولیتپذیری انسان مسلمان در سطح جامعه است. انسان مسلمان نه تنها در مقابل خود و خدای خود و خانواده خود مسئول شمرده میشود، بلكه در برابر جامعه خود و حاكمان و كارگزاران نیز مسئولیت دارد و موظف است در سازوكار انتخاب كارگزاران نظام سیاسی فعالانه مشاركت داشته باشد. انسان مسلمان نسبت به سرنوشت همه انسانها، بدون توجه به جنس و نژاد و دین آنان مسئول شمرده میشود. بدیهی است كه از این رو نمیتواند این مسؤولیت را از خود سلب نماید و نسبت به آن بیتوجه باشد.
گرچه حوزه مسئولیت اجتماعی یك انسان مسلمان محدود به حوزه انتخاب كردن نمیشود و گسترههای دیگر و از جمله انتخاب شدن را نیز شامل میشود، اما به دلیل نوع نگاه و تأثیراتی كه میتواند در جامعه و حكومت برجای گذارد، تأكیدات زیادی بر این بخش صورت گرفته است. سخنان آیتالله خمینی نیز در این بخش قابل توجه و تأمل است. زیرا ایشان آرای عمومی را بسیار پر اهمیت شمرده و بهای بسیاری برای آن قائل شده است. اساساً ایشان یكی از مهمترین ضوابط نظام سیاسی را اتكای به آراء عمومی به شمار آورده است.[2] به گونهای كه تمامی ملت در انتخاب فرد و یا افرادی كه میخواهند مسؤولیت و زمام امور را برعهده بگیرند میبایست مشاركت نمایند.[3]
گرچه مسألة انتخاب كردن در رده پایین مشاركت سیاسی قرار دارد، اما این مطلب چیزی از اهمیت آن نمیكاهد، زیرا در هر صورت مردم با حق انتخاب خود میتوانند سرنوشت خود، جامعه و كشور خود را رقم زنند. مهم این است كه از نظر آیتالله خمینی، مردم واجد چنین حقی هستند و میتوانند بر اساس چنین حقی به انتخابگری دست یازند و كسی و گروهی حق تحمیل رأی و نظر خود را بر مردم ندارد. سخنان بیشماری از ایشان ناظر به چنین معنایی است كه مردم را واجد این حق توصیف میكند و مسئولین را خادم آنان به شمار میآورد.
«مردم در سراسر كشور، در انتخاب فرد مورد نظر خود آزادند و احدی حق تحمیل خود یا كاندیداهای گروه یا گروهها را ندارد، هیچ مقامی و حزبی و گروهی و شخصی حق ندارد به دیگران كه مخالف نظرشان هستند توهین كنند، یا خدای نخواسته افشاگری نمایند.»[4]
قطعه مذكور نشانگر عمق نگاه و اعتماد آیتالله خمینی به مردم است. در واقع در اندیشه ایشان، مردم خود میتوانند مصالح خود را تشخیص دهند و تحمیل چیزی بر آنان با روح آزادیخواه آنان یكسره منافات دارد. از این رو آنان میبایست بتوانند در یك فضای آزاد و رقابتی به هر فردی كه میخواهند رأی دهند و در این صورت نیازمند قیم نیستند. میتوان این صراحت را در جملات ایشان نیز مشاهده كرد. از جمله اینکه؛ «همانطور كه بارها گفتهام، مردم در انتخابات آزاداند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد و یا گروه و دستهای حق تحمیل فرد و یا افرادی را به مردم ندارند. جامعة اسلامی ایران كه با درایت و رشد سیاسی خود جمهوری اسلامی و ارزشهای والای آن و حاكمیت قوانین خدا را پذیرفتهاند و به این تبعیت و این پیمان بزرگ وفادار ماندهاند، مسلم قدرت تشخیص و انتخاب كاندیدای اصلح را دارند.»[5]
با توجه به دیدگاههای آیتالله خمینی، به نظر میرسد نخستین وظیفه كارگزاران نظام سیاسی این است كه فضایی فراهم آورند كه مردم به دور از هر گونه ناامنی و دغدغه و در یك فضای سالم و رقابتی عادلانه و برابرانه، نامزد مورد نظر خود را برگزینند و در سازوكار چینش مناصب و مقامات و تأثیرگذاری در نظام سیاسی، فعالانه و مسئولانه مشاركت جویند. بیتردید در فضای ناسالم و غیر رقابتی، نمیتوان انتخاب مطلوبی انجام داد و اساساً امكان انتخاب مطلوب و واقعی از انتخاب كنندگان سلب میشود و موجبات بسط بیاعتمادی عمومی را فراهم میسازد.
به دیگر سخن، وجود فضای سالم و رقابتی است كه موجبات اعتماد بیشتر مردم را فراهم میآورد. اگر دیدگاه آیتالله خمینی مبنای رفتارهای سیاسی انتخاباتی و حق انتخاب كردن تلقی شود میتوان به طور قطع نتیجه گرفت كه در رفتارهای انتخاباتی میبایست با توجه به سخنان ایشان، میزان، رأی ملت شمرده شود. «میزان شماها هستید. ... ما از خودتان رأی میخواهیم.... شما هستید میزان.»[6] و یا در موردی دیگر؛ «ما بنای بر این نداریم كه یك تحمیلی به ملتمان بكنیم و اسلام به ما این اجازه نداده است كه دیكتاتوری بكنیم. ما تابع آراء ملت هستیم. ملت ما هر طوری رأی داد ما هم از آنها تبعیت میكنیم. ما حق نداریم، خدای تبارك و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است كه ما به ملتمان یك چیزی را تحمیل بكنیم. بله، ممكن است گاهی وقتها ما یك تقاضایی از آنها بكنیم، تقاضایی متواضعانه، تقاضایی كه خادم یك ملت از ملت میكند.»[7]
معیار و میزان بودن مردم در انتخابات و سطح انتخاب كردن به این معنا است كه مردم در فضای آزاد بتوانند حضور یابند و با آراء خود نامزدهای واقعی خود را برگزینند. آنچه كه در سخنان و نوشتههای آیتالله خمینی نیز میتوان به آن دست یافت. به هر حال مردم باید بتوانند در سطح انتخاب كردن با آزادی تمام دست به گزینش افراد بزنند و نماینده واقعی خود را به سطوح مدیریتی و قانونگذاری بفرستند. تنها تعدد نامزدها نیز كافی نیست. این تعدد میبایست همراه با تنوع و سلایق مختلف سیاسی وفادار به قانون اساسی باشد تا موجبات مشاركت حداكثری مردم و گروههای سیاسی را فراهم آورد.
به هر حال به یك معنا میتوان گفت بنیاد نظری مشاركت سیاسی بر این اصل اساسی استوار است كه نظام سیاسی از آن مردم و برای مردم است. بنابراین، نقش و منزلت مردم در نظام سیاسی بسیار برجسته میشود و از این رو میبایست مردم با انتخابهایی كه انجام میدهند، زمام امور را به دست داشته باشند و در سازوكار توزیع قدرت، و در واقع در سرنوشت خود اعمال نظر نمایند و تأثیرگذار باشند. هر گونه اهمال و سستی در اعمال حق انتخاب كردن میتواند موجبات پایمال شدن حقوق آنان را به همراه داشته باشد. علاوه بر اینكه آیتالله خمینی بر بهرهبرداری از چنین حقی تأكید و اشاره میكند، آموزههای دینی نیز پشتوانه نگرش ایشان در مشاركت سیاسی است. مشاركتی كه در آن میزان و معیار انتخاب شدن، همانا آراء آگاهانه و آزادانه انتخابكنندگان باشد.
پینوشت :
[1] . مایكل راش، جامعه و سیاست، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: سمت، 1377، ص 123.
[2] . امام همینیف صحیفه نور، ج 4، ص 212.
[3] . همان.
[4] . همان، ج 18، ص 232.
[5] . صحیفة امام، ج 21، ص 10.
[6] . صحیفه نور، ج 7، ص 122.
[7] . همان، ج 10، ص 181.
شریف لکزائی :: sharif_lakzaee@yahoo.com