شناخت مفهومی تحت عنوان پدیده اجتماعی بدون در نظر گرفتن معنای فرهنگ، اگر غیرممكن نباشد، بیشك موجبات لغزش فكری را فراهم خواهد آورد. این امر از آنجا ناشی میشود كه فرهنگ، گسترهای وسیع دارد و تغییرات اجتماعی در آن بستر شكل میگیرد. از سویی دیگر با مراجعه به فرهنگ جامعهشناسی، به کمرنگ و مهجور بودن واژهی «پدیده اجتماعی» برخواهیم خورد.
یادداشتی بر علم فرهنگ
آیا ما میتوانیم زندگی اجتماعی انسانها، هنجارهایشان و نحوه تعامل انسانها با خود، محیط و دیگران را به شیوهای علمی مطالعه كنیم ؟ آیا علم فرهنگ میتواند بر پایه روشهای علوم طبیعی طرحریزی شود ؟ بیگمان مطالعه انسان، جامعه و محیط پیرامون با مشاهده رویدادها در جهان فیزیكی تفاوت دارد و لذا داشتن دیدگاهی اثباتگرایانه و اینكه بخواهیم با انسانها به شكل پدیدههای فیزیكی رفتار كنیم، عجولانه و غیرمنطقی به نظر میرسد. علم فرهنگ مانند سایر رشتههای علوم اجتماعی، رشتهای علمی است كه متضمن روشهای منظم پژوهش، تحلیل دادهها، و ارزیابی نظریهها در پرتو مدارك و دلایل منطقی است.
تعریف علم فرهنگ و اصول اولیه آن
علمی است كه به بررسی چگونگی ایجاد تعادل بین فرد، جامعه و محیط میپردازد. كلیه جوامع بشری و گروههای انسانی دارای فرهنگند. فرهنگ در سه بخش شناختی، هنجاری و مادی قابل بررسی است. فرهنگ قابل انتقال و آموزش میباشد.
اهمیت و كاربرد علم فرهنگ
۱- تحلیل صحیح وضعیتهای اجتماعی
هرچند كه جامعهشناسی میكوشد، دركی روشن از وضعیتی اجتماعی را ارائه دهد، اما به دلیل وجود محدودیتهائی كه دارد، در برخی موارد ناكام میماند (به خصوص در مواردی كه با اندیشهها و هنجارها ارتباط دارد). در این موارد علم فرهنگ و مطالعات فرهنگی میتواند به درك صحیح وضعیت اجتماعی كمك نماید. به عنوان مثال اعتقاد بر این است كه جامعه شناسی میتواند با درك و تحلیل تفاوتهای فرهنگی، به سیاستگذاریهای صحیح و مبتنی بر واقعیات منجر شود. اما آن چه كه بیشتر مورد توجه قرار میگیرد، هنجارها و رفتارهای اجتماعی است و بخش شناختی فرهنگ، الگوی اندیشهورزی و مبانی فكری آن جامعه كمتر مورد توجه و تعمق قرار میگیرد. از طرف دیگر علوم اجتماعی و به ویژه جامعهشناسی، بیشتر زمان حال را مد نظر دارد. ولی علم فرهنگ علاوه بر زمان حال، ریشهها و گذشته را نیز مورد توجه قرار میدهد.
۲- ایجاد رابطه بین رشتههای مختلف علوم اجتماعی
یكی دیگر از مواردی كه علم فرهنگ را از جامعهشناسی متمایز میكند، همانا ایجاد ارتباط بین رشتههای مختلف علوم اجتماعی میباشد. علم فرهنگ به دلیل گستردگی دیدگاه میتواند بین جامعهشناسی، علوم سیاسی و سایر رشتههای علمی ارتباطی منسجم ایجاد نموده از این طریق نتیجهگیری كاملتر و روشنتری را ارائه نماید.
۳- متعادل نگاهداشتن جامعه
مهمترین كاركرد علم فرهنگ ایجاد تعادل بین فرد، جامعه و بخش مادی (و همچنین محیط)میباشد. این كاركرد تنها منحصر به علم فرهنگ میباشد، زیرا جامعهشناسی تنها به تحلیل واقعیات میپردازد و سعی در ترسیم تصویری دقیق از مناسبات و وضعیت اجتماعی دارد، در حالی كه علم فرهنگ علاوه بر تبیین شرایط، سعی در حفظ تعادل فرد، جامعه و محیط دارد.
۴- ارزیابی حال، پیشنهاد برای آینده
جامعهشناسی و علم فرهنگ هر دو به تحلیل و ارزیابی وضعیتهای اجتماعی در زمان حال میپردازند. با این تفاوت كه علم فرهنگ از طریق فرهنگسازی، بازتولید فرهنگی و سایر ویژگیهایش، نگاه به آینده را نیز مورد توجه قرار میدهد.
پدیدههای اجتماعی (social phenomenon)
همواره بروز تظاهراتی در رفتار برخی شهروندان موجبات طرح برخی پرسشها را فراهم میآورد. از جمله مهمترین این پرسشها چگونگی شکلگیری و گسترش این تظاهرات نوظهور است که ما آن را «پدیده» مینامیم.
شناخت مفهومی تحت عنوان پدیده اجتماعی بدون در نظر گرفتن معنای فرهنگ، اگر غیرممكن نباشد، بیشك موجبات لغزش فكری را فراهم خواهد آورد. این امر از آنجا ناشی میشود كه فرهنگ، گسترهای وسیع دارد و تغییرات اجتماعی در آن بستر شكل میگیرد. از سویی دیگر با مراجعه به فرهنگ جامعهشناسی، به کمرنگ و مهجور بودن واژهی «پدیده اجتماعی» برخواهیم خورد. لذا بنا را بر این اصل نهادهایم که تعریف جامع پدیده اجتماعی محقق نخواهد شد، مگر آن که آن را از تعریف فرهنگ استخراج نمائیم.
ادامه دارد ...
پینوشت :
لینک مستقیم قسمت نخست همین مقاله / لینک مستقیم قسمت دوم / لینک مستقیم قسمت سوم
بیژن کیا :: mardillir@yahoo.com