در صحنههايي، «سكوت»، اوج اميد كودكانش را نمايان ميكند. دختر از صداي موزون و طربانگيز ساز به تكاپو ميافتد. «خورشيد» با گوش دادن به صداي زنبورها، پي به نغز بودن آواز آنها ميبرد، صداي چكشهاي مسگرها را تنظيم ميكند و از آن آهنگ «دادا دام» را آماده ميكند.
كودكي نابينا كه علاقهمند به موسيقي است و ساز كوك ميكند، سرخطي است بر سينمايي كه نميخواهد فيلمنامهنويس داشته باشد. «سكوت» جزء راديكالترين فيلمهاي سينماي ايران است. گفتوگو هر قدر ناچيز و كم باشد، بديههگويي و استعارهسازي بسيار است. آوازخواني، سرود، صداي سازها، تماسهاي بدني و غالبن حس كردن، تمام فيلم مخملباف را تشكيل ميدهد.
مخملباف از طرح بصري سينما، «سكوت» را ميسازد. زندگي با گوش دادن به سازهاي مختلف آغاز ميشود و با همان سازها پايان مييابد. اساس تجربه بصري مخملباف بر اين است كه تماشاگران را نخست با خود و سپس با افراد دور و بر در تماس قرار دهد. صف طويل دختران نان فروش، سازهاي مختلف با نواهاي خاص و حركت جنبندگان، صداي بام بوم مسگرها، همه و همه به عنوان افتتاحيهاي است كه سينماي بديههسرا و استعارهساز را در نمايي درشت به تصوير ميكشد.
«سكوت» سه واقعيت متغير جهان امروز را دستمايه خود قرار ميدهد. جهان اول، جهاني آشفته و بيمعناست كه از اين همه ساز و نوا به پوچي گراييده است و تنها كودكان از سرود و ساز آن بهره بردهاند. «خورشيد» كودك نابينا را كسي قبول ندارد. حتا صاحب كارش او را از داشتن شنوايي محروم ميكند و او پنبه در گوشهايش ميگذارد. نوعي نديدن و نبودن. در واقع هيچ شدن.
جهان دوم مشكلات و فرآيندهاي زندگي امروز را بازخورد خود قرار ميدهد و از دل بي غل و غش كودكان سكوت، جهاني روشن و بي بديل ميسازد. در حقيقت دو كودك «سكوت» ميكوشند زندگي را طور ديگر ببينند. مخملباف با ساخت صوتي، اجرا و صداگذاريهاي حسي گوناگون سعي دارد طبيعت حسي و عاطفي آدمها را به زيبايي و در برشي طولاني نشان دهد.
جهان سوم مخملباف فاصلهها را نشان ميدهد. فاصلههايي كه از عمق ميآيند. جهاني كه شاعرانه زندگي كردن و ساز گوش دادن را هرگز نميپسندد. در صحنههايي، «سكوت»، اوج اميد كودكانش را نمايان ميكند. دختر از صداي موزون و طربانگيز ساز به تكاپو ميافتد. «خورشيد» با گوش دادن به صداي زنبورها، پي به نغز بودن آواز آنها ميبرد، صداي چكشهاي مسگرها را تنظيم ميكند و از آن آهنگ «دادا دام» را آماده ميكند.
تصاوير كودكان و زندگي مردمان تاجيك، عجيب و مهجور نيست، تعريف نشده و غير منطقي نيست. در واقع «سكوت» واقع گرايانه به نظر ميآيد. اشياء، شخصيتها و حوادث در جهت هدفي ارزشمند انجام مي يابند.
امير قاضيپور :: amirghazipour@yahoo.com