|
بیست و هشتمین سالگشت
گزارش اختصاصي شرقيان از مراسم بيست و هشتمين سالگشت شهادت دکتر علي شريعتي در حسينيه ارشاد تهران
ساعت ۵ عصر ۲۹ خرداد، در حسینیه ارشاد تهران جای سوزن انداختن نبود. صدها نفر از دوستداران شریعتی، دور هم جمع شده بودند تا یاد مردی را بزرگ دارند که جانش را بر سر ایمان و آرمانش نهاد و مردی شد که در کوران حوادث، علیوار ایستاد و به قول خودش "حسرت یک آخ را به دل دشمنانش گذاشت".
علی شریعتی را میتوان قهرمانی نامید که حرف را عمل کرد، مکتب را نهضت ساخت، انقلاب را از قلم به قدم کشید و از کتابخانه به کوچه و از درون به برون و از عقیده به جهاد و از قوه به فعل. جای تعجب نیست که علیرغم ۲۸ سال سپری شدن از درگذشت او، بیمهریها و طعنهها و نیشها و کنایهها همچنان ادامه دارد. چه که مردان تاریخ همیشه تنهایند.
مراسم با سخنرانی ناصر میناچی، از موسسین حسینیه ارشاد و از یاران صدیق شریعتی آغاز شد. میناچی با بیان اینکه موج حمله به شریعتی با شهادت او نه تنها کاسته نشده که شدیدتر هم شده است، اصل بحث خود را در دفاع از شریعتی شروع کرد. چندی پیش رحیم پور ازغدی، (که در تلویزیون برنامههای سخنرانیاش مرتبا پخش میشود) در چند جلسه متوالی به شریعتی حمله کرده بود و با جملاتی نظیر "کتابهای دکتر را زنش برایش نوشته" و "شریعتی در رشتهی تاریخ دکترا ندارد و دروغ گفته" و "شریعتی با دولت و ساواک همکاری میکرده" و "شریعتی با ماسینیون اصلا مصاحبتی نداشته و بیجهت خودش را به او وصل میکند" و ... در رسانهی ملی !!!! سعی کرده بود تا شریعتی را بکوبد. میناچی بدون نام بردن از ازغدی به این تهمتها پاسخ داد. از جمله به سفر ماسینیون به ایران اشاره کرد و گفت؛ «ماسینیون وقتی به تهران آمد، در حسینیه ارشاد گفت؛ "شریعتی، من فقط به خاطر دیدن تو راه خودم را کج کردم و به ایران آمدم که از تو تشکر کنم که بهترین یار من در جمع آوری فیشهای مربوط به زندگی فاطمه (س) بودی. جمعآوری ۳ هزار صفحه تحقیق دربارهی فاطمه بدون زحمت تو ممکن نبود."»
میناچی، وزیر ارشاد دولت موقت ادامه داد؛ «این آقا میگوید "شریعتی اصلا رشتهاش به دکترای تاریخ نمیخورد. چون رشتهی کارشناسیاش که ادبیات بود به تاریخ نمیخورد. سوربن او را برای گرفتن دکترای تاریخ قبول نکرد." حال اینکه چون شریعتی لیسانس ادبیات داشت و در زیر گروه تاریخ قرار نمیگرفت، برای تحصیل در رشتهی دکترای تاریخ باید سالی ۸۰۰ تومان اضافه میپرداخت و او از خرج زن و بچهاش میزد و این ۸۰۰ تومان را جور میکرد و با مشقت دکترای خود را گرفت.»
بیرون از سالن حسینیه هم پوران شریعت رضوی که به شدت عصبانی بود، در جمع دوستداران دکتر میگفت؛ «این آقا (ازغدی) خجالت نمیکشد این حرفها را در مورد شریعتی میزند ؟ آن هم چند شب و در تلویزیون.» یکی گفت؛ «خانم شریعت رضوی، شما خودتان را ناراحت نکنید. این آقا اصلا در حدی نیست که بخواهد شریعتی را خراب کند. او کجا و شریعتی کجا.» اما شریعت رضوی میگفت؛ «نه اتفاقا خیلی هم مهم است. اینکه در چند جلسه و در یک برنامهی تلویزیونی بیایند و اینگونه به شریعتی توهین و فحاشی کنند، درست نیست. جواب اینها را باید داد.»

نکتهی جالب اینجا بود که تعداد بسیار کمی از اصلاح طلبان و ملی مذهبیها و نهضت آزادیها در جلسه شرکت کرده بودند. از حاضران در این مراسم میتوان به اشکوری، پیمان، ملکی، توسلی، صباغیان و انصاری راد اشاره کرد. نبود یزدی، سحابی، آغاجری و توسلی سوال برانگیز بود.
مراسم با میزگرد محمد حیدری، علی معظمی، رضا تاجیك و روحالله اشكوری به همراه سوسن شریعتی پیگیری شد. بنا به گفتهی دختر شریعتی، علت دعوت از این جوانان نسبتی بود كه از طریق آشنایی با اندیشههای شریعتی پیدا كردهاند. موضوع بحث، نامهای بود که شریعتی در آخرین ماههای عمرش خطاب به احسان نوشته بود. به نظر میآمد صحبت و جدل بر سر یکی از مفاهیم مورد نظر شریعتی، جالبتر بود تا بحث بر سر تکتک جملات این نامه. در هر صورت بحث شروع شد و هر کدام از شرکتکنندگان با پرداختن به "نسبت ایدئولوژی و ملت، رابطهی مذهب و ایدئولوژی و سه شعار عرفان، برابری و آزادی"، نظرات خود را در مورد آرای شریعتی گفتند. در این میان روحالله اشکوری (فرزند حسن یوسفی اشکوری)، با انتقاد از شریعتی صحبت خود را آغاز کرد. او گفت؛ «ایدئولوژی یک حقیقت نیست و انسان برای فهمیدن به ایدئولوژی نیاز ندارد. بلکه باید خود بفهمد. ایدئولوژی را پذیرفتن یعنی فکر را در محبس کردن و انسان امروز نیاز به فکر باز و آزاد دارد.»
روحالله اشکوری ادامه داد؛ «شریعتی یک روشنفکر صرف بود و کشور ما نیاز به کسانی دارد که علاوه بر کار فکری، به کار صنعتی و تولیدی-اجتماعی هم بپردازند. شریعتی حتی یک محقق هم نبود و کارهای او علمی و مستند نیست که قابل ارجاع باشد و ما هیچ کتاب اسلامی را نمیبینیم که به کتب شریعتی به عنوان مرجع استناد کرده باشد.». او با اشاره به یکی از جملات نامهی شریعتی به پسرش گفت؛ «شریعتی میگوید که مسئولیت روشنفکر فقط باید پیامبری باشد، اما تعریف نمیکند که این پیامبری دارای چه خصوصیاتی باید باشد.»
سوسن شریعتی که نقش گردانندهی جلسه را ایفا میکرد در پایان اضافه کرد؛ «ما دندان بر جگر میگذاریم و صبر میکنیم. خیلی دلمان میخواهد که جواب این حرفها را بدهیم که چون فقط وظیفهی مدیریت جلسه را دارم، به اجبار سکوت میکنم.»
به نظر میآمد حرفهای روحالله اشکوری متاثر از آراء و مواضع دکتر سروش بود. این حرفها از او جای تعجب داشت، چه که پدر او تمامی این مفاهیم را کاملا در کتابهایش باز کرده و توضیح داده بود. بعد از صحبتهای روح الله اشکوری، نوبت به محمد حیدری رسید. او گفت؛ «لازم شد که پاسخ صحبتهای آقای اشکوری را همینجا بدهم. تعریفی که او از ایدئولوژی میکند و با آن شریعتی را میکوبد، یکی از تعاریف ایدئولوژی است. اما تعریف شریعتی از ایدئولوژی نیست. حرفهای ایشان در مورد ایدئولوژی ممکن است درست باشد اما ربطی به شریعتی ندارد.»
حیدری که صحبتهایش با تشویق مکرر حاضران همراه میشد، ادامه داد؛ «اینهایی که میگویند کتب شریعتی مورد استناد نیست، بهتر است کتب اسلام شناسان اروپایی و آمریکایی معاصر را ببینند که به کرات در آنها به کتب شریعتی استناد شده است.» او سپس اضافه کرد؛ «در جوامع بشری وظایف تقسیم شده است. یک سری وظیفهشان کار فکری کردن و تولید اندیشههای جدید و به حرکت درآوردن جامعه است و عدهی دیگر وظیفهی تولید و صنعتگری و پیشبرد اهداف اقتصادی را بر عهده دارند. یک روشنفکر میتواند علاوه بر کار فکری کردن، صنعتگر هم باشد. اما الزاما بایدی در کار نیست. شریعتی کسی است که حرف را با عمل همراه کرده بود.»
حیدری همچنین افزود؛ «شریعتی بارها و بارها در کتب مختلفش، نقش پیامبری روشنفکر را توضیح میدهد و آن را تبیین میسازد.» وی همچنین اضافه کرد؛ «فکر اصلا و در هیچ حالتی نمیتواند به طور مطلق آزاد باشد. اینکه بگوییم ما میتوانیم بدون ایدئولوژی به فکر آزاد برسیم، حرف درستی نیست. چه که هر فکری در هر مرحلهای، جهتگیری خاصی دارد و رسیدن به فکر آزاد از هر بند و تعلقی و آرزویی محال است.»
با پایان گرفتن میزگرد، مسعود پدرام، سخنران بعدی مراسم بود. وی با اشاره به اینکه شریعتی نقشآفرین عرصهی عمومی بوده است، گفت؛ «فعالیت دكتر شریعتی، یك فعالیت سیاسی محسوب میشود. با اینكه به مسائل حكومتی اعتنایی نداشت، با بیان مفاهیمی چون دموكراسی، نواندیشی دینی، آزاداندیشی و پاسخگویی حكومت، عرصهی عمومی را برای ایجاد تحول بر میانگیخت.»
بعد از سخنرانی مسعود پدرام، نوبت به سخنرانی حسن یوسفی اشکوری رسید. مجری مراسم از او به عنوان کسی یاد کرد که ۵ سال در میان ما نبوده است و در زندان به سر مبرده است. جمعیت حاضر در حسینیه ارشاد بهپاخاستند و با تشویقها و دست زدنهای مکرر از این یار دیرین شریعتی استقبال کردند. اشکوری در ابتدای سخنانش گفت؛ «خواست "آنان" این بود که دیگر هیچگاه در میان شما نباشم، که به لطف و مشیت الهی بعد از ۵ سال در خدمت شما هستم.» او اضافه کرد؛ «بزرگترین خدمت دكتر علی شریعتی به نسل انقلاب در دهه ۵۰این بود كه به آنان جرات اندیشیدن داد. با زحمات و تلاشهای دكتر علی شریعتی، من و امثال من توانستیم بدون اجازه بزرگترها و متولیان در خصوص مسائل مهم جامعه بیاندیشیم و اظهار نظر كنیم.»

وی همچنین با اشاره به تعریف شریعتی از روشنفکر در عرصه عمومی گفت؛ «تعریف شریعتی از نقش روشنفكر در عرصه عمومی بسیار قابل تامل است، زیرا كه او نقشی پیامبرگونه برای روشنفكر قائل است و او روشنفكر را پیامبری برای پس از عصر خاتمیت تعریف میكند.» وی افزود؛ «دكتر علی شریعتی به مثابه ابوذری است كه باید همواره در میان ما بماند تا همواره ما را به بیداری و آگاهی و مبارزه با زر و زور و تزویر بیانگیزد.»
اشکوری که صحبتهایش با تشویق حاضران و به کرات قطع میشد، ادامه داد؛ «هنرمندان و روشنفكران و همچنین دوستان شریعتی نباید شریعتی را در قابهای محدود فكری خودشان به تصویر كشیده و به عرضه بگذارند، زیرا كه شریعتی از محدودیت و تاریخ مصرف داشتن همیشه حذر میكرد.»
اشکوری با اعتراض تلویحی شدید به استفادهی ابزاری از شریعتی در انتخابات از جانب گروه ملی-مذهبی و نهضت آزادی گفت؛ «نباید از جایگاه علمی و فكری دكتر شریعتی در دعواهای سیاسی سوء استفاده كنیم. البته من در حسن نیت دوستان شکی ندارم، اما با اینکه برای هر انتخابات و انتصاباتی از شریعتی سوء استفاده کنیم، مخالفم.»
با پایان یافتن مراسم جمعیت به آرامی رهسپار خانههایشان شدند تا سالی دیگر و مراسمی دیگر و بزرگداشتی دیگر ...
پینوشت : این گزارش برای شماره قبلی شرقیان تهیه دیده شده بود که به دلیل تاخیر یک هفتهای در انتشار شرقیان، با تاخیر تقدیم خوانندگان میگردد. به این امید که مقبول افتد.
عکس از حسین منصور
پویا .ک :: pooyacom@yahoo.com
نظرات وارده :0

|