|
خاطراتی که خراب نمی شوند
گزارشی از نمایشگاه گروهی ضد خاطرات ، یکماه پیش از تخریب
میدان تجریش و سپس میدان قدس ، کمی آن طرف تر یک دو راهی که به سمت نیاوران می رود . خیابانی یک طرفه که ناگهان از هیاهوی میدان تجریش خارج می شوی. جایی که با فضایش بیشتر احساس می کنی در شمالی ترین نقطه تهران هستی. احساسی که با بودن در میدان قدس و تجریش هرگز نداری.
***
مانند بقیهی نقاط شمال تهران اینجا هم خانه هایی بزرگ و پر درختی دارد که در کنارشان ساختمان های چند طبقه جدید و امروزی ساخته شده است. خانه هایی که خودشان هم به انتظار سرنوشتی مشابه همین ساختمان های بلند مرتبه مسکونی و غیر مسکونی هستند. این همان سرنوشتی که خانهی نمایشگاه هم تا چندی دیگر بدان دچار خواهد شد.
رفتن به این خانه زیاد سخت نیست ، آن خیابان یک طرفه زیبا با درخت های پر پشتش خیابان مژده است. داخل خیابان یک کوچه بن بست است که انتهای آن یک بن بست دیگر که بیشتر شبیه کوچههای خصوصی خانههای بزرگ است( که احتمالا هم همینطور بوده ) ، خانهای قدیمی وجود دارد. خانهای که یکی از ساکنان آن کوچه می گوید با یقین خاصی می گوید ، قطعا متعلق به صد سال پیش است.
البته این خانه به نسبت خانههای بزرگ آن حوالی خانه نسبتا کوچکی است. حیاط کوچکی هم پشت خانه است ، در حالیکه اکثر خانه های این منطقه حیاط های بزرگ و پر درختی دارند. و البته تفاوت دیگر هم با خانه های دیگر آن محل دارد ، در ورودی این خانه جنوبی است یعنی مستقیما به داخل خانه باز می شود. همهی این تفاوت ها ما را به شک انداخت که شاید اینجا خانهی مستقلی نبوده و متعلق به یکی از خانههای بزرگ اطرافش بوده . یکی از بچه ها می گفت احتمالا اینجا خانه سرایدار خانه اصلی بوده. البته از خرابی بسیار زیاد آن کاملا مشخص است که مدتها بدون استفاده مانده است. دری با شیشه های شکسته و پنجره هایی که با شیشه های شکسته که درهای سالمی هم ندارند. دیوارهایی پر از گرد و خاک و حیاطی که با یک دیوار نیمه ویران شبیه یک مخروبه است. این ها نمای خانهای است که پیش از نمایشگاه بود .
***
اما این نمایشگاه از کجا آمد ؟! مالک خانه که قصد تخریب اینجا را داشت و البته دارد و می خواهد جای آن احتمالا برجی چند طبقه و مسکونی بسازد اما ظاهرا آشنایی وی با یکی از اعضای مرکز فرهنگی زنان باعث شد تا این خانه را برای یک ماه به آنها بدهد تا در آن یک نمایشگاه خانگی برگزار کنند. نمایشگاهی که عنوان آن ضد خاطرات است و در تبلیغات آن موضوعی عنوان نشده و شاید پیش از اینکه به اینجا بروید تصور نمایشگاهی را داشته باشید با آثار مختلف هنری اما حقیقت این است که آثار این نمایشگاه به طور غالب با موضوع زنان است. حدود سه هفته کار بچه هایی که اکثرا دانشجویان رشته های هنر بودند خانهای است که با کارهای آنان رنگ و رویی تازه گرفت . بچه هایی که به هیچ جای خانه رحم نکردند !
برای من که نزدیک به دو هفته از نزدیک کار بچه های اینجا را دیدم بی طرفانه نوشتن کار سختی است ! بچه ها کارهای خود را روی تمام نقاط خانه انجام دادهاند. دیوارها ، پنجره ها ، کمد ها و حتی داخل کمدها ، سقف و کف خانه شامل کار بعضی از آنها شده .
بعضی از کارها فقط طراحی یا نقاشی های انتزاعی و موضوعی روی دیوارهای خانه است. قرار بود از آنجا که این نمایشگاه توسط مرکز فرهنگی زنان برپا شده و البته کسانی که برای کار دعوت شده بودند اکثرا از آشناهای آنان یا وابسته به آنجا بودند خود به خود اکثر کار ها رنگ بودی موضوع زنانه پیدا کند ، که البته همینطور هم شد. اما با این وجود برخی کارها با موضوعاتی غیر از زنان نیز به چشم می خورد.
به جز یکی از کارها که بیرون از خانه کار شده ، باقی کارها داخل خانه قرار دارند. کار بیرون از خانه یک خانه کوچک آجری است که داخل آن زنی با لوازم خانه ساخته شده.
اما غیر از نقاشی ها ، بعضی از کارها به شکل های دیگر نیز وجود دارد. یعنی در بعضی از کارها از وسایل خارجی استفاده شده ، وسائل ساده ای که حتی بسیاری از آنها را می توان میان زباله های کنار خیابان هم پیدا کرد. از بین این گونه کارهایی که فقط نقاشی نیست می توان کاری را نام برد که نمادی از درختی است که از دل یک دیوار بیرون آمده. شاخه درختی که خود را با فشار از منفذی که آن را بسته اند به شدت بیرون کشیده و البته نوعی کار با سایه نیز روی آن انجام شده است .
بعضی از کارها نیز فقط با عکس کار شده یعنی کل کار با عکس های گرفته شده توسط خودشان یا عکس های قدیمی است . از کارهایی که موضوع زنانه ندارد یا حدقل موضوعی زنانه در آن به چشم نمی خورد ، یک کار با موضوع شهر است. نمادی از یک شهر که روی دیوار کار شده. شهری با آپارتمان های بلند و آدم هایی که هریک در فکر و خیال خود میان شلوغی شهر گم شده اند .
یکی دیگر از کارها نقاشی یک عروس است داخل کمد ، عروسی با شکل و شمایل خاص و محیطی رنگی که داخل کمد کشیده شده. شاید اولین چیزی که به ذهن برسد بسته شدن و محدود شدن زن پس از ازدواج را نشان دهد. یکی دیگر از کارهای متفاوت ، تنها کاری بود که از عنصر صدا استفاده شده بود. این اثر که در حیاط پشت خانه کار شده بود ، نمادی از یک زندگی سنتی بود. تخت های چوبی که زیر سایه درختان خانه های قدیمی است. تختی که روی آن چای با استکان های کمر باریک ! و صدایی که به طور طبیعی از کوه های شمال تهران ضبط شده بود. صدایی که به نوعی پیش زمینه کار است.
از نکات جالب این اثر باغچه ای است که توسط خود سازنده این کار درست شده ، باغچه ای که خودش می گوید از اولین روز کار در گوشه ای از خانه ساخته است و این باغچه کوچک در طول نمایشگاه سبز و زنده بود .
شاید استثنائی ترین بخش نمایشگاه کار دو پسر همجنسگرا بود. حضور این دو از همان ابتدا با مخالفت بعضی از بچه ها روبرو شده بود. حتی بعضی از بچه ها می گفتند که با بودن این دو نفر حاضر به کار نیستند. البته این دو نفر در ابتدا تنها کارشان چسباندن چند عکس به قفسه های داخلی یک کمد بود. عکس هایی از میتینگ ها تبلیغاتی همجنسگرا های اروپا ، اما بعد از اعتراض چند نفر به عکس های آنها ، این دو نفر عکس هایشان را برداشتند و کلا کار خود را عوض کردند. کار بعدی آنها با وجود آنکه ساده بود اما می شد مفهوم مخفی بودن را از آن دریافت کرد. آنها قفسه آن کمد را سیاه کرده بودند و یک چمدان سیاه شده روی آن گذاشتند که داخلش عکس ها و نمادهای همجنسگرا ها بود .
با وجود آنکه تبلیغات زیادی برای نمایشگاه نشده بود اما استقبال نسبتا خوبی هم شد. واقعا نمی شد گفت اینجا فقط یک نمایشگاه خصوصی است. البته در طول کار گاه بعضی اتفاقات آزار دهنده هم بود . یکی از کارهای همیشگی شهرداری و دیگر ارگان های سازندگی دولتی !! کندن زمین است برای پروژه های خدمت رسانی که ظاهرا تمام شدنی هم نیست . در یکی دو روزی که ماموران شهرداری مشغول کند و کاو زمین بودند غیر از سر و صدای دستگاه های آنها ، کنجکاوی کارگران عموما افغان آنها از نکات آزار دهنده بود .
***
در هر حال این نمایشگاه با همه حرف و حدیثهایش روز سه شنبه ۲۰ مرداد تمام شد و کارهای بچه ها روی در و دیوار این خانه باقی ماند تا چند روز دیگر بلدوزر ها به جای مردم به بازدید آنها بروند . مطمئنم که خراب شدن اینجا بسیار بیشتر از ترک خانه برای کسانی که اینجا کار کرده اند آزار دهنده است . تصورش سخت است ولی واقعیت دارد که تمام این کارها به زودی خراب خواهد شد و تنها چیزی که از نمایشگاه ضد خاطرات می ماند خاطراتی است که فقط در ذهن کسانی که اینجا کار کرده اند وجود دارد ، خاطراتی که با هیچ بلدوزری خراب نخواهد شد.
جلال افشار :: afshar@sharghian.com
عکسها از حسین منصور
نظرات وارده :5

|