نگاهی به قانون اساسی آمریکا

قسمت اول

اشاره : شاید نوشته حاضر کمی عجیب به نظر برسد ؛‌آنهم در شرایطی که آمریکا ما را دشمن درجه یک خود می داند وحکومت ما هم آمریکا را دشمن بزرگ خطاب می کند.در جنایاتی که توسط آمریکائیان در بسیاری نقاط جهان رخ داده شکی نیست .اما نوشته حاضر را با اینها کاری نیست تا اتهام و انگ این و آن بشنود یا با بی مهری مواجه گردد.هدف تنها این بوده که در چند بخش ، اولین قانون اساسی در جهان مورد کاوش قرار گبرد و نکات مثبت آن در نظر آید تا آگاهانه این حرف خطیب نماز جمعه که از سر نا آگاهی فریاد بر آورده بود که «یاطل بودن انتخابات آمریکا از همین جا روشن شد که تنها بین دو نامزد 25 رای اختلاف بود »^ اعتراضکی بیاوریم.
وقتی راه نقد بر قانون اساسی ایالت متحده با 27 بار تجدید نظر در طول 200سال باز شده ،‌تکلیف حاشیه نویسی و تشریح بر این قانون خدشه پذیر ، معلوم است .در اینجا فقط در مقام «تبیین » نشسته ام نه داوری .
ضرورت تبیین قانون اساسی آمریکا ،‌طرح خاورمیانه بزرگ وبه طور کلی شناخت آمریکا به عنوان یک «پدیده‌»آن هم نزدیک انتخابات رییس جمهوری آمریکا و هم از کمربند آمریکایی که تکه آخرش قرار است ایران باشد‌؛ چونان آفتاب تابان ، عیان است .


بخش اول :‌اصل قوه قانونگذاری

نگاه سیاست مداران آمریکا - در هر دو سوی نو محافظه کاران و دموکراتها – پیش از آنکه به نتیجه انتخابات نوامبر آینده باشد به سندی است که « طرح خاورمیانه بزرگ » نام دارد. فرقی نمی کند . چهل و چهارمین ریس دولت آمریکا - فارغ از گرایش های حزبی و حرفه ای خود – هر که باشد نمی تواند این طرح مهم را نادیده انگارد. چرا که متن مزبور رد پای سند مهم تری را در خود دارد که از عمرش بیش از دویست سال می گذرد .جورج واشنگتن در 1787 میلادی ، امضای خود را پای این نوشته گذاشت .متنی آنچنان آسان که مردم کوچه و بازار برای فهمش به دشواری نیافتند و هرکس تفسیری بر آن نگذارد و این هنری بود که موریس نامی به خرج داد .داشتن اولین «قانون اساسی» در جهان ، برای اینان که سفیدپوستان انگلوساکسون ، به بیگاریشان می کشیدند ، افتخاری ابدی است . این البته جز با مقاومت و جنگ چند ساله ممکن نبود.طعم استقلال با آن بیانیه مشهور سرانجام در قاره نو ،‌ به کام آمریکا نشست و 12 سال بعدتر ،‌ تلاش فکری منتسکیو ،‌ در متن قانون اساسی ایالات متحده ، نتیجه داد .
«ما مردم» - این اولین عبارتی است که قانون اساسی آمریکا با آن آغاز می شود و بلافاصله سخن از آرمان و تبیین الگوی آمریکایی:

ما مردم ایالات متحده برای شکل دادن به یک اتحادیه عالی تر‌، برقراری عدالت،تضمین ثبات ،‌فراهم ساختن دفاع مشترک ،‌تضمین برکت آزادی خودمان وآیندگان ،‌این قانون اساسی را تاسیس و رسما الگوی ایالات متحده می کنیم.

بدنه اصلی قانون اساسی دارای هفت اصل (Article)است که هر کدام به چند بخش (Section)تقسیم میشود.زمینه این تقسیم بندی به نظریه «تفکبک قوا » بر می گردد.گرچه در بسیاری کشورها این نظریه مبنای نگارش قانون اساسی بوده اما کمتر توانسته اند جایگاه سه قوه را اولا در ساختار اداره حکومت و ثانیا در تعامل با هم روشن نمایند .در اکثر این قوانین قوای قانونی در تقابل و رقابتی فرسایشی بوده اند اما در قانون اساسی ایالات متحده با اعطای بزرگترین بخش از قدرت به اصل اول یعنی شاخه قانونگذاری و تحدید و توازن آن با دو اصل دیگر تا حدودی مشکل رقابت قوا بر طرف شده است .اساسی ترین اصل یعنی قوه مقننه شامل دو بخش است :مجلس نمایندگان و مجلس سنا .

همه ی قدرت قانونگذاری دولت فدرال به بدنه نمایندگانی داده شده که کنگره ایالات متحده نامیده می شود.کنگره دوخانه یا تشکیلات دارد : آن دو را « مجلس نمایندگان » و«مجلس سنا» می نامیم .

بخش دوم اصل یکم این قانون به تشریح مجلس نمایندگان می پردازد.نکته قابل توجه در این بخش تاکید بر وجود یک نماینده برای تقریبا هر نیم میلیون جمعیت آمریکا ست و مهم تر از همه حوزه وسیع اختیارات این مجلس :
مجلس نمایندگان قدرت یکپارچه ای برای اتهام و محاکمه مقامات بلند پایه کشور دارد.رای اکثریت برای انجام چنین محاکمه ای ضروری است .

بخش سوم ، زوج دیگر کنگره یعنی مجلس سنا که شرایط دشوارتری برای عضویت ‌آن درنظر گرفته شده را تبیین می کند.این مجلس یکصد نماینده داردو رئیس آن معاون اول رئیس جمهور است که البته حق رای ندارد مگر اینکه تعداد آرا 50-50 مساوی شود.از اختیارات مهم سنا امکان محاکمه استیضاح است‌:

در حالی که مجلس نمایندگان قدرت کاملی برای استیضاح مقامات بلند پایه دارد ، سنا قدرت محامه استیضاح دارد.....اگر رئیس جمهور ایالات متحده محاکمه شود، قاضی ارشد دادگاه فدرال ، ریاست دادگاه استیضاح را برعهده دارد.

واین اتفاق مورد ریچارد نیکسون در 1974 و پس از رسوایی واترگیت رخ داد که او را مجبور به استعفا کرد .
بخش های بعدی اصل اول به تبیین وظایف نمایندگی ،‌ محدودیت ها و حقوق آنها می پردازد و جالب آنکه حتی جزیی ترین مساله یعنی میزان دریافت ماهیانه آنها را روشن می کند:

حقوق یک نماینده 60622دلار درسال می باشد و رئیس مجلس 79125دلاردرسال و به اندازه معاون رئیس جمهور حقوق می گیرد.

هفتمین بخش ، نحوه گذراندن لوایح از تصویب مجلس را شرح می دهد:

اگر لایحه ای برای نخستین بار به مجلس نمایندگان ، عرضه شود پس از تائید توسط اکثریت آرا به مجلس سنا می رود و در آن جا نیز باید به تائید اکثریت برسد تا برای رییس جمهور ایالت متحده فرستاده شود.

رئیس جمهور در برخورد با این لایحه بر سر یک دو راهی است‌: اگر آنرا تصویب کند به قانون تبدیل شده و نهادهای تحت امر او باید برای اجرای آن سریعا اقدام کنند و یا می تواند آنرا وتو کند. بر سر وتوی رئیس جمهور، دو اتفاق محتمل است : یا دو سوم نمایندگان و سناتورها دوباره بر آن اصرار می کنند که بدون توجه ب نظر رییس جمهور قانون می شود:زیر پا نهادن وتوی رئیس جمهور و یا اینکه یکی از دو مجلس آنرا رد نکند:پذیرش وتوی رئیس جمهور.
بخش های بعدی اصل اول قانون اساسی ایالات متحده به محدودیت ها و وظایف نمایندگان با جزییات و وضوح بیشتری می پردازد و پس از آن بحث «مصونیت سیاسی » را روشن می کند:
آنان {نمایندگان دو مجلس }مصونیت سیاسی دارند.نمایندگان را نمی شود در حالی که در جلسه مذاکرات مجلس شرکت دارند ، یا در حال ورود و خروج هستند ، مگر به اتهام خیانت ، جنایت و یا شکستن قانون بازداشت کرد .او را به خاطر اینکه در سخنرانی اش به مقامی حمله کرده است یا چیزی گفته ،‌ نمی توان بازداشت کرد .این قدرت به او اجازه می دهد آزادانه و بدون ترس از کسی یا نهادی آنگونه که خودش حقیقیت را می بیند ، سخن بگوید.


در آمریکا برای هر ایالت تعدادی رای ویژه در نظر گرفته شده که اساس آن تعداد جمعیت آن ایالت است و بر اساس تعداد آرای یک ایالت ،‌کسی که بیشترین رای را آورده صاحب تمامی آن رای ویژه خواهد شد که در سرشماری نهایی ملاک است .در سال 2000ب اثر اشکالی که در ایالت فلوربدا روی داد،‌صندوق پاره ای از مناطق باطل شد .در نتیجه جورج بوش توانست با تصاحب آرای ویژه ایالت فلوریدا با اختلاف 25 رای رییس جمهور آمریکاشود .

مهدی فولادگر :: mfouladgar@yahoo.com

نظرات وارده :2



 

           

Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.