|
حاکمیت دموکراسی به ضرب چماق
سیمور مارتین لیپست دانشمند علوم اجتماعی آمریکایی و سرویراستار دایره المعارف دموکراسی که به تازگی به فارسی هم برگردانده شده، در بخشی از این دایره المعارف در مورد سیر دموکراسی در ایران می نویسد : "ایران نخستین کشور خاورمیانه و جهان اسلام بود که اقدام به انقلاب مشروطه کرد اما برخلاف مشروطه طلبی دیگر کشورها ی خاورمیانه که عمدتا نخبه گرا بود ، جنبش مشروطیت ایران پدیده ای بود مردمی که ریشه در همه بخش های جامعه ایرانی داشت ".
از منشور حقوق بشر کورش گرفته تا خطابه رثاییه پریکلس و اعلامیه استقلال هلند و امریکا و مجموعه ای از قوانین اساسی برجسته ترین دموکراسی های جهان ، دمو کراسی و استقرار آن در جوامع سیری داشته مثل قطع و وصل شدن برق ،مثل رویت عزراییل تا بازگشت دوباره به حیات و در این میان حکایت دموکراسی ایران حکایتی غریب است .
از تک صدایی جامعه ی استبداد زده تاریخی ایران تا جنبش مشروطه خواهی و حواشی آن و تا همین اواخر انقلاب بهمن 57 ، جامعه ی ایران با همه تجربه های تلخ آشنایی با استبداد، رویارویی اش با تجربه دموکراسی ، روایتی است هم غرور انگیز و هم نومید کننده ، هم تلخ و هم شیرین .
انتظار بر این است که ایران به مثابه ی اولین کشور خاورمیانه که برای کسب دموکراسی پیشقدم شد ، امروز دیگر مشکلی در مبانی تئوری و اصول اجرایی اش نداشته باشد و پایه های این بنا در این کشور مستقر شده باشد ، حال آن که به خاطر ریشه های ستبر استبداد و خوی مالوف نا خودآگاه ضمیر ایرانیان با دیکتاتوری درونی ، گام نهادن در مسیر دموکراسی ، تجربه های به احتمال قوی تلخ ودردناک دیگری را در ایران می طلبد که خوی عجول و بی حوصله ی ایرانی کمتر طاقت آن را دارد هرچند که تجربه تاریخی باز هم نشان داده که " دموکرات شدن " ، مرحله ای است که وابسته به " دموکرات کردن "، لااقل در کشوری که تجربه تلخ رویارویی نه چندان ساده با مبانی این فرایند را زمینه ذهنی خود دارد. به نظر می رسد مستقر شدن دموکراسی در ایران باز هم مستلزم رجوع به ریشه های استبداد کهنه مالوف جهت پیاده کردن مبانی لازم آن در لایه های ذهن ایران و ایرانی باشد. استفاده از تجربه ای کهن جهت رویارویی با تجربه ای نه چندان آشنا به نام "دموکراسی " واین یعنی همراه کردن به جبر و اکراه مردمی که قرار است خود پایه های مستحکم این بنا باشند .
حمید بولحسنی :: hamidb_55@yahoo.com
نظرات وارده :1

|