|
چرا رسانه؟ چرا ملی؟
برهمگان واضح و مبرهن است كه داشتن یك رسانه ملی ( البته نه از نوع ملی - مذهبی) از اهم واجبات و بلكه اهم فی الاهم واجبات برای یك كشوراست و مانند نان روز یا حتی نان شب برای مردم یك كشور می ماند. و از آنجایی كه اخیراً عده ای از مخالفان این پدیده میمون و خفن، آن را به سوغات آورده شده از لاریجان و ضرغام تشبیه كرده اند، پس با توجه به اهمیت رسانه ملی و نقش بسزای آن در حال دادن به مردم و با توجه به اصل «هر چه از دست بدادی، قدرش بدانی» و برای دفاع از حقوق پایمال شده رسانه ملی، دلایل زیر را برای اثبات نیاز به یك رسانه ملی به این صورت عرض میكنم كه «اگر رسانه ملی نبود...
- مردم دچار مشكلات زیادی از جمله راحتی اعصاب و افزایش امنیت فكری و روانی و جانی می شدند و چون اكثر مردم ما انسان های ماجراجویی هستند این امر برای آن ها خوشایند نیست.
- شمار مشكلات خانوادگی كاهش می یافت و در نتیجه اعصاب مردم راحت میشد و چون مردم كار دیگری نداشتند كه بكنند، بیكاری در جامعه زیاد میشد.
- بانك اطلاعاتی () روش ها و متد های خلافكاری قشر عزیزی از توده مردم قابلیت ارتقا یافتن () نداشت و در نتیجه مردم مجبور به استفاده از همان روشهای قبلی و مسلماً تكراری میشدند واین برای روحیه این عزیزان خوب نبود.
- قدرت و توانایی مردم در فكر كردن بالا می رفت كه بدون هیچ توضیحی بگویم این امر، واقعه بدی است.
- مردم نمی فهمیدند كه هركارگردان و بازیگری هنرمند نیست و هر چیزی با عنوان فیلم، ارزش وقت گذاشتن ندارد. (رجوع شود به فیلم های سینمایی نیم تا یك ساعته در رسانه ملی).
- مردم نمی فهمیدند كه تمام انسانهای دارای كراوات، ریش های بزی، موهای چرب، سیمای خوب، آستین های كوتاه و ... كلاً و ذاتاً مجرم، بی ادب، لوس، قاتل و جانیاند وممكن بود در دام این تبهكاران نامرد بی افتند.
- مردم اسامی افراد شهیر دنیا نظیر منشی ولیعهد برونئی، رئیس مجلس بوركینافاسو، نامزد انتخابات محلی گینه بیسائو و ... را نمی دانستند و این خیلی خیلی بد می شد و در واقع این کار باعث افت سطح دانش ملی می شد.
- مردم نمی فهمیدند كه چقدر دیگران بد هستند و این امر از بوجود آمدن حس غرور در مردم جلوگیری می كرد و یك حس دیگری در آن ها بوجود می آمد كه معلوم نبود چه حسی می شود به عنوان مثال « برطبق آخرین تحقیقات كارشناسان، بیش از نصفی یا همان نیمی از كودكان انگلیسی بی ادب هستند.» یا «جدیدترین یافته ها حاكی از آن است كه مردم آمریكا بی تربیت و لوس ترین مردم جهان هستند...اییش...»
- مردم ما نمی توانستند ثانیه به ثانیه با اخبار و حوادث جهان پیش بروند به عنوان مثال هنگامی که در جنگ عراق تمام دنبا از ورود نیروهای اشغالگر و بی تربیت به بغداد خبر می دادند و تصاویری موهوم و ساختگی از ورود تانکها و سربازها به کاخهای صدام را نشان می دادند و سعی در منحرف کردن افکار عمومی داشتند ما روی حرف خود دوپایی ایستاده بودیم که نخیرا... اینها هنوز توی خلیج فارس گیرن و اصلاً همینه که ما میگیم.
- مردم ما پی به اهمیت زندگی مسالمت آمیز انواع حیوانات از قبیل جوجه اردک زشت و عقاب، شیر و موش، پلنگ و کرم خاکی و ... نمی بردند و مسلماً متوجه این موضوع مهم هم نمی شدند که این مسایل مهم ممکن است از خیلی مسایل مهم دیگر که آنها فکر می کنند مهم است ولی در واقع مهم نیست، مهم تر است. (رجوع شود به پخش انواع زندگی های مسالمت آمیز بین موجودات ناناز و صلح طلب. به عنوان مثال پخش زندگی مسالمت آمیز گربه و موشی تایلندی در روز 18 تیر)
- مردم فهیم ما اهمیت اخبار گوناگون را نمی دانستند و ممکن بود برای خبرهای بی ارزشی مثل استعفای دست جمعی نمایندگان مجلس وقت نازنینشان را تلف کنند. (به هیچ جایی رجوع نشود همین جا بمانید.)
- مردم باهوش و نکته سنج ما متوجه این حقیقت عظیم نمی شدند که دادن سوتی های گوناگون نه تنها کار سختی نیست بلکه کار سختی هم نیست و همگان از جمله گویندگان شیرین سخن و شکرکلام هم می توانند این هنر خدادادی و استعداد درونی خود را به ملت عظیم الشان نشان دهند. (به عنوان مثال ارائه پیشنهاد از طرف یکی از این عزیزان برای دعوت از آقای مایکل جکسون به منظور آموزش تیم ملی بسکتبال. نکته: احتمالاً این عزیز مستحضر نبوده اند که جناب آقای مایکل جکسون به تعداد موهای خودایشان به توپ بسکتبال دست یا احیاناً پا زده اند. پیدا کنید اصغر آقای پرتقال فروش را. سلام هم برسانید.)
- مردم مودب و متین ما این نکته ظریف را هم کشف نمی کردند که در دنیای ماشینی امروز می توان حتی بدون خوردن انواع نوشیدنی های سرد و گرم (شرط بدون الکل بودن ضروری است.)، هم پسر خاله شد. به عنوان مثال زین پس به جای واژهء "جناب آقای رئیس جمهور" یا با یک درجه تخفیف "آقای خاتمی" بهتر آنست که بگوییم " ممد جون" یا "سیممد". (رجوع شود به 1:رسانه ملی 2: دفتر رئیس جمهور 3: دادگاه 4: خانه)
پس همانگونه که مشاهده کردید داشتن یک رسانه ملی مثل داشتن کد ملی یا شماره ملی یا تیم ملی یا وغیره ملی نیست بلکه از آن هم مهم تر است و در حقیقت اهمیت داشتن یک رسانه ملی مثل اهمیت داشتن خون در رگ ها است و همانطور که میدانید تا خون در رگ ماست، دیگر اثر ندارد. پس بیایید در حفظ و نگهداری رسانه ملی کوشا باشیم.
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.
مهدی سالاری :: mahdi_satan@yahoo.com
نظرات وارده :5

|