آزادی از هراس

اگر دست‌یابی به آزادی، حق مردم یك جامعه و محروم كردن آنان گناهی نابخشودنی و عامل عقب‌ماندگی به شمار آید، به همین نسبت نیز می‌توان گفت این حق مردم یك جامعه است كه از ترس آزاد باشد. به این معنا كه جامعه، فاقد عوامل اخلال در نظم روانی و امنیت ذهنی شهروندان باشد.

مایكل مور در فیلم مستند خود با عنوان «بولینگ در كلمبیا»، كه چندی قبل از شبكه یك سیما پخش شد، در پی بررسی عوامل و ریشه‌های خشونت در جامعه امریكایی است. او در این فیلم به خوبی توانسته است روی دیگر واقعیات یك جامعة پیشرفته و صنعتی را نشان دهد. این واقعیت، كه از آن می‌توان به عنوان مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسأله یاد كرد، همانا وجود ترس و وحشت در میان مردم است. به همین منظور شهروند امریكایی برای حفاظت از خود ناچار به حمل و نگهداری سلاح می‌شود. در نتیجه این وضعیت، و با توجه به خشونت و وحشت فراگیر، تعداد زیادی قربانی می‌شوند و كسی هم مسؤول شمرده نمی‌شود.

وی در فیلم مستند خود، كه بر اساس واقعیات خشونت‌آمیز جامعه امریكایی تهیه شده است، نشان می‌دهد كه چگونه در دیگر كشورها و از جمله در كانادا، همسایه ایالت متحده امریكا، با توجه به كثرت حمل و نگهداری سلاح، عملاً آمار جرم و جنایت و قتل و غارت كاهش چشم‌گیری دارد و اساساً قابل مقایسه با كشور امریكا و زندگی در ایالات متحده امریكا نیست.

مایكل مور در فیلم خود بر این باور است كه رابطه مستقیمی میان فقر و نیازمندی و جرم و جنایت وجود دارد و عملاً تعداد افراد فقیر و نیازمندی كه دست به خشونت و جنایت می‌زنند بیش از حد انتظار است. وی البته نشان می‌دهد كه چگونه افراد نیازمند در اثر تحقیر شدید از سوی عناصری در جامعه به جرم و جنایت گرایش می‌یابند.

او همچنین از منظری دیگر نشان می‌دهد كه چگونه میان سیاست و افزایش جرم و جنایت رابطه وجود دارد. این رابطه از آنجا ناشی می‌شود كه سردمداران و سیاستمداران ایالات متحده بیش ار آنكه به امور داخلی و مشكلات موجود در جامعه خود توجه نمایند به بیرون از مرزها توجه دارند و منافع ملی خود را فرسنگ‌ها دورتر از امریكا و در مناطقی مانند خاورمیانه تعریف می‌كنند و برای حفظ و به دست آوردن این منافع چگونه به این مناطق لشكر كشی می‌كنند و هزینه‌های گزافی را بر جامعه و شهروند امریكایی تحمیل می‌كنند. و این مسأله سبب كم‌توجهی به بخش‌هایی از جامعه و به تشدید فقر و نیازمندی در جامعه منتهی می‌شود.

یکی از نقاط قوت فیلم، ترسیم و به نمایش درآوردن منافع كسانی است كه به طور مستقیم در قبال خرید و فروش سلاح و مهمات به منافع سرشاری دست می‌یابند. به عبارتی نقش شركت‌های تولید كننده اسلحه و مهمات را افشا می‌كند كه چگونه با اشاعه وحشت و خشونت در جامعه سعی در افزایش سود و منافع خود دارند. این فضای وحشت و خشونت ممكن است برای شهروندان داخل ایالات متحده امریكا اتفاق بیفتد ـ چنان كه مایكل مور به خوبی به آن می‌پردازد ـ و ممكن است برای شهروندان دیگر كشورها و در خارج از مرزهای امریكا و در مناطقی مانند خلیج فارس و كشورهایی مانند افغانستان و یا عراق و یا حتی در هیروشیما و ناكازاكی و یا حتی در ویتنام و هزار جور منطقه دیگر رخ بنماید.

نحوه گزارش مایكل مور، مستندساز برجسته امریكایی، از ریشه مشكلات زندگی در امریكا بسیار راحت و قابل توجه است. مبارزه مدنی‌ای كه در برابر فروش اسلحه از وی در فیلم به نمایش در می‌آید بسیار قابل توجه است. در واقع وی به دور از هیاهو و جار و جنجال و اتخاذ شعارهای پوچ و بی‌حاصل به تبیین ریشة خشونت و ترس و وحشت شهروندان امریكایی می‌پردازد و در این زمینه از مشاهدات كودكی خود نیز بهره برده و حتی به مبارزه مدنی می‌پردازد.

تأكید عمده وی در فیلم «بولینگ در كلمبیا» این است كه باید مردم از هراس و وحشتی كه گریبان زیست جمعی و فردی آنان را گرفته است، رهایی یابند. این رهایی با درك دوباره‌ای از زندگی و معنای زندگی و معنای آزادی و معنای ترس در این جامعه ارتباط وثیقی دارد. در واقع هر چقدر توجه سیاستمداران به درون جامعه بیشتر شود و آرامش و امنیت روانی مردم بیشتر محفوظ بماند، می‌توانند به این معنا بیشتر دست یابند. و البته رسانه‌ها در این زمینه نقش بسیار مؤثری دارا هستند. در واقع شبكه‌های تلویزیونی با پخش خبرها و گزارش‌های مفصل و زنده، به تشویش و ناامنی روانی بیش از پیش شهروندان دامن می‌زنند و به نوعی در راستای حفاظت از منافع شركت‌های سازنده سلاح و مهمات عمل می‌نمایند و جامعه‌ای پر هراس را پدید می‌آورند كه برای محافظت از خویش دست به سلاح می‌برد.

فیلم‌هایی از این دست می‌تواند ما را به تأمل درباره جامعه خود وادار نماید و این پرسش را طرح نماید كه آیا در جامعه ما، مردم از ترس و وحشت، آزادند و یا اینكه گرفتار و پریشان بحران‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و دیگر مصائبی هستند كه هر روزه در انتظار آنان است؟ در همین زمینه می‌توان به حادثه دلخراش زلزله شهرستان بم اشاره كرد كه چگونه پس از اینكه این فاجعه رخ داد، امنیت روانی از جامعه و شهروندان رخت بست. در حوادث مشابه تقریباً مردم، دیگر آرام و قرار نداشته و به نوعی از ترس و وحشت، آزاد نبودند. در پاره‌ای از موارد حتی شایعات بی‌اساس درباره وقوع زلزله‌ای در شهرهای اطراف توانست مردم را تا صبح در بیرون از منزل و در فضای آزاد نگهدارد. به غیر از مورد مذكور، می‌توان به موارد مشابه و به ویژه بحران‌ها و مشكلات آموزشی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، نظامی و... فراوانی در این زمینه اشاره كرد. از جمله وقوع حوادث خونبار زمینی و هوایی، بحران بیكاری و فقدان اشتغال، مشكله اعتیاد و فساد، دزدی و رشوه و... همه را به فكر و تأمل و وحشت و اضطراب و هراس فرو می‌برد و آینده‌ای پریشان را در چشمان تیزبین شهروند می‌گشاید.

به هر حال آزادی از هراس و وحشت و برخورداری از امنیت روانی و ذهنی، بی‌تردید یكی از اساسی‌ترین حقوق و نیازهای شهروندان هر جامعه‌ای است و می‌توان گفت در صدر خواسته‌های آنان قرار دارد. آزادی از ترس می‌تواند در هر جامعه‌ای مطرح باشد. اگر مایكل مور به بحران خشونت و جرم و جنایت در ایالات متحده اشاره می‌كند و به نقد و بررسی و كالبد شكافی آن می‌پردازد و سیاستمداران امریكایی را بی‌رحمانه آماج حملات خود می‌سازد، چرا در جامعه ما نباید به چنین مباحثی پرداخته شود و پاره‌ای مشكلات، در فضایی متعارف ریشه‌یابی نشود تا جامعة ما به وضعیت مطلوبی دست یابد؟ بی‌تردید زیستن در فضای ترس‌آگین و هراس‌آمیز و زیستن در فضای آزاد بسیار متفاوت‌اند و میوه‌های مختلفی را به بار می‌آورند.


شریف لک زایی:: sharif_lakzaee@yahoo.com

نظرات وارده :0



 

           

Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.