|
و این چنین بود که تلفن اختراع شد
در سال هزار و هشتصد و قبل از میلاد، کودکی درادینبورگ متولد شد. او بر خلاف کودکان دیگر، هنگام تولد از تنگی جا و نبود امکانات شکایتی نداشت و به همین دلیل گریه نکرد ولی دکتر چنان ضربتی به پشت او زد که صدایی همچون زنگ از او برخاست و به همین سبب او را بل (Bell ) نام نهادند.
بل از بچگی انسانی خیالباف و اوهام گرا بود به همین خاطر به "گیر اوهام" معروف شد که به مرور زمان "گراهام" نام گرفت. گراهام کودکی بازیگوش و موذی بود (رحمة الله علیه). او آنقدر افراد شهر را اذیت کرد که خودش خسته شد چون دیگر کسی نبود که او اذیتش نکرده باشد و لابد خودتان مستحضرید که اذیت کردن کسی، دوبار حال نمی دهد، روزی او تصمیم گرفت که سربه سر یکی از افراد تازه وارد بگذارد. او مدتهای زیادی برای او خالی می بست و چاخان ردیف میکرد اما هیچ عکس العملی جز سر تکان دادن های متمادی ندید. گراهام مدتها در کف بود که: ای بابا این دیگه کیه؟ (Hey dady, who is yaroo? )
تا اینکه فهمید او کرولال است. به همین جهت جدا تصمیم گرفت تا با افراد کرولال ارتباط بر قرار کند تا به این سعادت که همانا فیض بردن از آزار و اذیت دیگران بود نایل آید. اما نشد که نشد...
گراهام پس از مدتی تصمیم گرفت تا کارهای جدیدی انجام دهد. ابتدا خواست که ظهرها، موقعی که تمام اهالی خوابند به درِ خانه ها رفته و آیفون ها را بزند، فوتی کند و بعد هم فرار... اما چون آن موقع هنوز آیفون اختراع نشده بود نقشه اش با شکست مواجه شد. پس تصمیم به اختراع وسیله ای گرفت که بتواند این کار را انجام دهد، اما از راه دور و با دردسر کمتر. او با دیدن طرحی از یک معلم آلمانی بالاخره توانست تلفن را اختراع کند.
آقای واتسون (که ربطی به دکتر واتسون شرلوک هلمز ندارد، شاید هم دارد) در بعد ازظهر دوم ژوئن سال 1875 ناگهان صدای گراهام را شنید که گفت: "آقای واتسون اگر صدای مرا میشنوید لطفا به طبقه بالا بیایید." آقای واتسون سراسیمه و خوشحال به سمت طبقه بالا دوید، اما به محض اینکه رسید دید: جا تره و بچه نیست (The place is tar and child is nist) و بدین صورت اولین تلفن و اولین مزاحم آن پیدا شدند.
گراهام سرخوش و در حالی که هنوز خاطره اولین مچل کردن با تلفن را زیر دندانهای مصنوعی خود مزه مزه میکرد، در سال 1922 در سن 75 سالگی درگذشت و به همین خاطر تمام تلفن های دنیا به مدت یک دقیقه از کار افتاد تا روح ایشان بدون گیر کردن در سیمهای تلفن و بدون هیچ مزاحمت تلفنی و اشغالی سبکبال و آزادانه به آسمان رود.
حالا لابد میگویید: ای بابا، این که سراسر بدآموزی بود، نه پیام اخلاقی، نه چیز آموزنده ای ... و من هم خواهم گفت: آنطور که میگویند گراهام بل در وصیت نامه خود نوشته بود: "ای مردم جهان، آیا میدانید که اعتیاد ویرانگر کانون گرم خانوادگیه؟ "
روحش شاد و غریق رحمت باد.
* برنده جایزه اول در مسابقه طنز نویسی مرداد 82 موسسه گل آقا. چاپ شده در ماهنامه گل آقا- شماره 150- اسفند 82- صفحه 42- خط اول !
مهدی سالاری :: Mahdi_Satan@yahoo.com
نظرات وارده :4

|