معرفی کتاب

معرفی "به نام زندگی" اثر اریک فروم


به نام زندگی
اثر: اریك فروم
ترجمه: اكبر تبریزی
انتشارات فیروزه
چاپ چهارم 1379

بیوگرافی: اریك فروم نویسنده ای یهودی و آلمانی الاصل متولد1900 در فرانكفورت است. 14 ساله بود كه جنگ جهانی اول روی داد .در رشته های روانشناسی ، فلسفه و جامعه شناسی تحصیل كرد و در 22سالگی دكترا و در 1930تخصص در روانكاوی گرفت . در 1934 به آمریكا مهاجرت نمود و چندین موسسه روانكاوی را فعال نمود.در 1950 به حزب سوسیالیست پیوست اما به زودی از آن كناره گرفت. در 1965 دكترای افتخاری دانشگاه مكزیك به او اهدا شد سپس در سویس ساكن گردید و در 1980 فوت كرد.

اولین بار فروم را با ( هنر عشق ورزیدن ) شناختم . عشق برای من دغدغه ای همیشگی بوده و بارها با این وآن در مورد عشق به بحث نشسته ام. روزی دوستی به من گفت : ( هنر عشق ورزیدن رو خوندی؟! )گفتم : نه ! و او تعجب كرد!!
وقتی كتاب را خواندم نوبت تعجب كردن من شده بود !! بعدها به دوستی دیگر گفتم فروم با نوشتن این كتاب مرا از نوشتن وصیت نامه بی نیاز كرد!
در مورد ( هنر عشق ورزیدن ) در مجالی دیگر حرف خواهیم زد و دراینجاتنها به معرفی ( به نام زندگی )خواهیم پرداخت!
فروم اصولا یك متفكر انسان گرا ( اومانیست ) است. اما این اصطلاح به تنهایی كافی نیست او در عین حال كاملا اخلاق گراست .
خودش معتقد است كه بین نظریات ماركس ، اوفن باخ ، فروید و بودا و البته كتاب عهد عتیق به جمع بندی مشتركی رسیده است !
حقیقت دغدغه اساسی فروم است. او در همین كتاب می گوید كه وظیفه روشنفكر بیان حقیقت است نه دفاع از یك مرام فلسفی یا سیاسی( شاید به همین دلیل خیلی زود حزب بازی را كنار گذاشت اما همیشه در سیاست به معنی واقعیش فعال بود). او همچنین به شدت معتقد به صلح است و شاید برایتان جالب باشد كه حدود 30 سال پیش او نیز نظری را مشابه آقای خاتمی در مورد ارزش گفتگو بیان می كند (مصاحبه با شولتز در همین كتاب)
او نزول انسانیت را با چشمهای نظاره گر و دقیقش می بیند و علت عمده آنرا جایگزین شدن ( داشتن ) به جای ( بودن ) می داند. به عبارت دیگر به جای آنكه هستی ما ، منش ما، و در یك كلمه (من) ما مهم باشد داشته های ما مهم است . او دلیل این معضل را مصرف زدگی جامعه امروز می بیند و علت آن را هم نظام حاكم بر سرمایه داری می داند.
به نظر من هرچند او به عنوان یك جامعه شناس مطالب زیبایی را در تحلیل رفتارجامعه بیان می كند اما آنگاه كه در قالب روانكاو فرو می رود و به عناصر تشكیل دهنده جامعه (افراد) می نگرد سخنانش به شدت عمیق ظریف و تاثیرگذار می گردد. در كتاب مورد بحث تحلیل او از علل پرخاشگری و بیزاری در جامعه بسیار درخشان است.( در ضمن او در این كتاب تحلیلی هم از شخصیت هیتلر دارد كه بسیار خواندنی ست.)
او با نگاه تازه اش به دین ، كتاب پیامبران را كتابی برای امروز می بیند و می گوید: ( بتهای امروز ما بعل و ایشتار نیستند. دارایی، قدرت ، تولید كالا، كالای مصرفی، مقام، شهرت و هر چیز دیگری كه مردم مقابل آن زانو میزنندوخودرابرده آن می كنند بتهای امروز ما هستند.)
او به شدت به زندگی عشق می ورزد و آن را تقدیس می كند تا آنجا كه در نظریه ای كه پرداخته است دو سائق زنده پرستی و مرده پرستی را تعریف می كند و معتقد است كه مرده پرست نیروهایش را برای ویرانگری ، انقیاد دیگران و پایمال كردن حقوق مردم به كار می گیرد و زنده پرست در راه حفظ زندگی و منزلت و آزادی انسان گام بر می دارد.
و هر گاه كه در این میانه گریزی به عشق می زند غوغا می كند: ( بزرگترین خوشیهای زندگی در این است كه انسان نیروهای خود را فقط به خاطر فعالیت به كار بگیرد بی آنكه هدف و مقصود معین و معلومی داشته باشد. مثلا عشق ورزی را در نظر بگیرید . عشق منظور و مقصدی ندارد گرچه اشخاص زیادی می گویند : البته عشق هدفی دارد ، عشق است كه به ما امكان میدهد تا نیاز جنسی خود را بر طرف كنیم ، ازدواج كنیم ، صاحب فرزند شویم و زندگی عادی داشته باشیم . این است هدف عشق امروز و لاجرم عشق نادر و كمیاب است!! عشق بی منظور ، عشقی ست كه تنها هدف آن خود عشق ورزی ست و بس. در این عشق اصالت با بودن است و نه مصرف كردن. عشق بی منظور یعنی عرضه كامل ظرفیتهای انسانی : خود بیانی ….)

منصور عزتی :: m.ezzati@gmail.com

نظرات وارده :1



 

           

Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.