بازوان ارزان كار

كارگران كوچك، بازوان ارزان كار هستند و دستان كوچكشان، از دیرباز با كار آشنا. اگر چه قانون كار، به كارگیری كودكان زیر 15 سال را ممنوع كرده است اما هنوز این كودكان با دستمزد پایین و شرایط نامطلوب به كار گرفته می شوند. اگر پیگیر مطالب مختلف و بخشهای گزارش مطبوعات بوده باشید، حتما دیده اید كه گزارشگران بخشهای اجتماعی نشریات، به بهانه های مختلف در رابطه با كودكان كار مطلب نوشته اند و معمولا هم با این دست از بچه ها گفت و گوهایی را انجام داده اند. به ویژه در برخی نشریات می بینیم كه یك گزارشگر، داستان چگونگی خرید یك جعبه دستمال كاغذى از یك كارگر كوچك در كنار خیابان را برای مقدمه ى گزارش خود نقل كرده است. اما تا به امروز كمتر پیش آمده كه رسانه ها به بحث و بررسی علمی و دقیق و كارشناسانهى علل روى آوردن كودكان زیر 15 سال به كار و انشعاب معضل بزرگ كودكان كار بپردازند.

كودكان كار، نسل دوم یك شغل خانوادگی

شاید بسیاری از كارشناسان علوم اجتماعی و جامعه شناسی بر این عقیده هستند كه با تخصصی شدن تمام جنبه های زندگی فردی و عمومی و بسط و گسترش مشاغل و شاخه شاخه شدن رشته های فنی و علمی و نیز افزایش فاصله های خانوادگی، دیگر كودكان و نوجوانان امروز به دنبال شغل والدین خود نمی روند و هر جوانی رشته و زمینه ى زندگی و تحصیل خودش را به صورت دلخواه تعیین مى كند اما واقعیت این است كه كودكان و نوجوانان به عنوان یكی از تاثیر پذیرترین اقشار جامعه از لحاظ روحی و روانی و عاطفی، به صورت غیرمستقیم، به سمت عادات، رفتارها و حتی شغل والدین خود گرایش پیدا مى كنند. حتی در قرن بیست و یكم. درست است كه گسترش فناوری و تكنولوژی در عصر حاضر، طولانی بودن فواصل فیزیكی را بیش از پیش نمایان مى سازد و در كم كردن فاصله های معنوی نقش داشته و افكار را در عرض چند ثانیه از این سوى دنیا به آن سوی دنیا مى رساند، اما نمى توان گفت كه پیشرفت فناوریهای نو در قرن بیست و یكم و در عصر انفجار اطلاعاتی، مى تواند مناسبات خانوادگی را هم به كلی نابود كند و از نو بسازد و اگر امروز مى بینم فاصله ى جوانان و خانوادهها از لحاظ فكری و رفتاری افزایش پیدا كرده است، به دلایل جامعه شناختی خاص از جمله تفاوتهای فردی جوانان یك جامعه و ساختارهای خانوادگی است. امروزه، دلیل اصلی روی آوردن كودكان كار، به فعالیتهایی كه هنوز برای آنها مجاز نیست از جمله فروشندگی كالا جهت كسب درآمد برای خانواده را مى توان گرایش كودكان و نوجوانان به شغل پدر و مادر و نیز احساس مسوولیتهای كاذبی است كه برخی از كودكان در خانوادههای سطح پایین دارند.
متاسفانه در خانواده هایی كه از جهت مالی و اقتصادی چندان غنی نیستند و والدین توانایی برطرف كردن نیازهای مالی و مادی و در كنار آن عاطفی و معنوی كودكان را ندارند، به جهت برخی تناسبات و كمبودهای روحی روانی، كودكان رو به كار برای خانواده جهت بهبود بخشی وضعیت مالی و اقتصادی و نیز جلب توجه خانواده مى آورند تا از راه كار كردن در بیرون از خانه، هم بتوانند وضعیت خانه را از جهت مادی و بودجه تامین كنند و هم بتوانند مهر و محبت و عاطفه ى پدر و مادران را معطوف خود سازند چرا كه در خانوادههای سطح پایین و فقیرتر و كم سوادتر، از آنجایی كه والدین به تحصیلات آكادمیك اهمیت نمى دهند، كار كودكان را عامل اصلی رشد و بلوغ فكری آنها مى دانند و یك كودك كارگر تمام وقت را موفق مى دانند كه توانسته به قولی \"گلیم خود را از آب اجتماع بیرون بكشد\" اكثرا هم تمایل كودكان به كار بیرون از خانه و یا كار كردن برای پدرانشان، شغل والدین بوده و تمایل كودك برای پر كردن جای وی. برای مثال اگر پدر مكانیك بوده باشد، در بسیاری از موارد، كودكان نیز به تبعیت از پدران خود، درس و تحصیل را رها كرده و با الگو گیری از پدر و با این تصور كه چون پدر این كار را كرده، پس راه موفقیت را پیموده، رو به فعالیت و كار كردن به عنوان شغل نخست برای خود در بیرون از خانه مى آورند.

جبر والدین، ترس كودكان

اما كار كودكان در بیرون از خانه و اقدام به فعالیتهایی از جمله فروش دعا، كیسه فریزر، لباسهای مندرس و دسته دوم، باربری، و فروش برخی میوه جات تنها به سلسله مراتب شغلی خانوادگی بستگی ندارد بلكه عوامل دیگری نیز در آن دخیلند كه مهمترین آنها، جبر والدین در رابطه با كار كودكان است. متاسفانه در خانواده های سطح پایین كه والدین از لحاظ فرهنگی و تحصیلات آكادمیك، پیشرفته نیستند، تصور اینكه كار كودك مى تواند جوهره ى وی را نشان دهد و او را برای زندگی در اجتماع آینده آماده سازد، ضمن اینكه مانع تحصیل كودك مى شود، او را از لحاظ روحی و روانی نیز تضعیف مى كند و او را خود به خود برای كار به بیرون از خانه مى كشاند.
هر چند كه در این میان جبر والدین نیز بی تاثیر نیست. مطمئنا اگر فشار والدین در رابطه با كار كردن كودك در بیرون از خانه نباشد، طفل 10 ساله، محیط امن و راحت خانه و آغوش خانواده را رها نمى كند تا به بیرون از خانه برود و برای درآوردن چند هزارتومان پول، خود را به آغوش انواع مشكلات و خطرها بسپارد.
از آنجایی كه كودكان، روحیه ی لطیف و حساسی دارند، حتی تكرار لسانی یك مساله از سوی والدین به مدت چند مرتبه مى تواند بر روی او تاثیر منفی بگذارد. اگر پدر یا مادر كه كودك از او به عنوان یك پشتوانهی روحی حساب مى برد، احساس كند كه این پشتوانه در حال تزلزل است و پدر یا مادر به واسطه ى كار نكردن او، از وی دلخور و ناراحت مى شوند، كودك بى درنگ از خانه مى رود تا برای جلب رضایت والدین، گامی برداشته باشد.
البته این اصرارها، به تذكرهای زبانی و چندموردی خلاصه نمى شود. در بسیاری از موارد، ناتوانی پدر و مادر در كسب درآمد برای خانواده و برطرف سازی نیازهای مادی و معنوی خانه، پدر را وادار مى سازد تا با حربه های مختلف از جمله تنبیه های بدنی یا تحقیرهای زبانی، كودك را به بیرون از خانه بفرستد. هر چند كه این اتفاق معمولا برای پدرانی مى افتد كه به واسطه ى اعتیاد یا موارد دیگر، تعادل روحی و اعصاب راحت و مناسبی ندارند و به بهانه های مختلف، كودك را مورد آزار و اذیت قرار مىدهند تا وی را وادار به بیرون رفتن از خانه جهت كار نمایند.
مطمئنا وقتی كودك ببیند كه حامی روحی وى، به واسطه ى برخی معذوریتها یا عصبانیت، از او دلگیر و خشمگین است و نمى تواند با مشكلات مالی و دردسرهای زندگی روبرو شود، آنگاه خود به خود جهت نجات محیط امن خانواده دست به كار مى شود. هر چند كه در بسیاری از موارد، بیماریهای روحی و یا عدم توانایی جسمی والدین نیز مزید بر علت مى شود تا كودك برای جبران كاستیهای پدر، به خودی خود دست به كار شود.

بازوان كوچك كار در خطرند

متاسفانه معضل كودكان كار، تنها به بیرون رفتن از خانه و عرق ریختن و هزاران التماس و خفت و خواری و تحمل همه ى تحقیرها برای كسب درآمدی ناچیز، محدود نمى شود. كودكی كه به هر دلیلی، برای كار محیط خانواده را ترك مى كند و به خیابان مى رود و بالطبع مدت زیادی در اجتماع بیرون، سرگردان مى گردد تا به هر صورت با شرایط محیط اطراف وفق یابد، تمام خطرهاى ممكن را به جان خود خریده است.
در بسیاری از موارد، كودك كار، تنها به قصد كسب درآمد و رفع كمبودهای روحی، روانی و مالی مى رود اما در پایان روش زندگی وی كاملا تغییر مى كند. این تغییر ممكن است به دلیل آشنایی با افراد ناباب و دوستان نااهل صورت بگیرد. گرفتار شدن در دام اعتیاد و هزاران انحراف و دردسر اجتماعی دیگر كه هر لحظه كودك كار را تهدید مى كند، خطراتی هستند كه رفتن یك نوجوان زیر 15 سال برای كار در بیرون از خانه مساوی است با پذیرش آنها. هرچند كه كودكان كار در داخل خانه و یا در كنار پدر، تنها به مشكلاتی از قبیل اختلالات روحی و روانی از جمله افسردگی دچار مى شوند و میزان این افسردگی زمانی گسترش خواهد یافت كه كار كردن كودك برای پدر، زمانی كه او مى خواهد به بازی و تفریح خود بپردازد، بدون خواست و تمایل قلبی وی بوده باشد و او با تمایل قلبی به سوی این كار نرفته باشد. در واقع به صورت خلاصه كودكی كه در سن تفریح و زندگی، كار مى كند، یك كودك ضربه خورده ى اجتماعی است و این ضربه به هیچ وجه قابل انكار نیست.
آیا راه حلی برای این معضل بزرگ وجود دارد؟

كوروش ضیابری:: info@imaneemrooz.com

نظرات وارده :3



 

           

Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.