|
رنگ اندوه نگاه
قطعه ادبی
آنگاه در آن صبح دل انگیز بهاری كه نسیم
شاخه ی كوچكی از قلب مرا
بر نهال دل پر مهر تو پیوند زد . . .
آنگاه كه چشمان پر اندیشه ی من
بر پاكی ژرفای وجودت نگریست
و به تنهایی آشفته ی تو
و به تنهایی آشفته ی خود ،
و بر این عشق فرو خفته ی ناب
همچو باران دل افسرده گریست . . .
آنگاه كه این بتكده ی پر تشویش
آرام شد از آن همه سودای شب آغشته و افكار پلید
و به یكباره دل آباد شد از مذهب عشق . . .
آنگاه كه ارواح پریشان و غم آلوده مان
نیمه ی گم شده ی دیگر خود را اثری می جستند
و به ناگاه
از لذت دیدار هم آكنده شدند . . .
افسوس كه ای دوست تو كر بودی و من كور
در بازی احساس و جنون غرقه شدیم
دردا و دریغا كه نخواندیم پس پرده ی این عشق چه رازیست
هرگز نشنیدیم صدایی كه در اوهام به ما گفت :
پایان رقم خورده ی این عشق جداییست .
رفتیم و نخواندیم و صدایی نشنیدیم
لبخند زنان پا پی ایام نهادیم
در مكتب جان پرور دل مست تر از پیش نشستیم
غمگسار دل غمدیده یكدیگر شدیم
عهدی به گوارایی یك آینه بستیم :
تا آخر هستی دل شیدا و سفر كرده خود را
از سینه ی هم باز نگیریم .
از شادی هم شاد و از اندوه هم افسرده شدیم
هر لحظه از افزونی این عشق مقدس پر پرواز گرفتیم
گفتیم و شنیدیم و از این شوق شكفتیم .
آنگاه در آن خلوت آخر
رنگ اندوه نگاهت – كه چه بسیار سخن در خود داشت -
بار دیگر دل طوفان زده ام را به سفر برد
رنگ اندوه نگاهت به خدا راهی داشت
رنگ اندوه نگاه تو پیام آور حیرانیمان بود
رنگ اندوه نگاهت غم غربت به دلم ریخت
رنگ اندوه نگاهت خبر از درد و جدایی می داد
رنگ اندوه نگاهت . . . آخرین برگ غزلنامه ی عاشق شدنم بود .
افسوس كه از اول این عشق ندیدیم
دیوی كه كمر بسته ی ویرانی هر لذت دنیاست .
اكنون
هستیم ولی فاصله ها رابط مایند
هستیم و خبر از دل بیمار هم این بار نداریم
هستیم و زمان شاهد آوارگی ماست
هستیم و جداییم
هستیم ؟ چه هستی !
شب خاطره هایت كه وزش میگیرد
ذهن غمگین جهان نام تو را می گوید .
زیر باران خیالت نروم
دل حسرت كش من میگیرد .
چو به یادت نفسی خیره به آفاق شوم
اشك خون می چكد از چشم ترم .
با خدا قصه ی بی آخر این رابطه را میگویم
ای كاش خدایی كه به زیبایی پایان هر عشق است
بر قامت بی شعله ی این عشق الهی نظری می افكند
یا كاش در آن صبح دل انگیز بهاری كه نسیم
شاخه ی كوچكی از قلب مرا
بر نهال دل پر مهر تو پیوند زد
از دامن این عشق حذر می كردیم .
. . . . . . . . . . . .
رنگ اندوه نگاهت
راز بی پاسخ حیرانی ماست
عبدالله قبادی :: francis_1209@yahoo.com
نظرات وارده :7

|